367
مَنهَجُ اليقين

مَنهَجُ اليقين
366

[ فضيلت فقرا و مستمندان ]

و ظاهر آن است كه مسكين در اين كلام شريف ، هر پريشانى اى را شامل باشد . و احاديث در فضلِ فقرا و مساكين ، بسيار است . از آن جمله ، روايت كرده است محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : به درستى كه خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ روز قيامت ، التفات مى فرمايد به فقراى مسلمانان ، مثل كسى كه از كسى عذرخواهى كند ، و مى گويد كه ۱ : به عزّت و جلال خودم قسم كه شما را در دنيا ، فقير و محتاج نساخته بودم از براى آن كه در پيش من ، خوار باشيد و خواهيد ديد كه امروز به شما چه نوع ، احسان خواهم كرد ! پس هر كس ۲ كه در دنيا به شما نيكى كرده باشد ، دست او را بگيريد و به بهشت بريد . پس مردى از جمله ايشان خواهد گفت كه : خداوندا ! اهل دنيا ، لذّت ها در دنيا بُردند ، زنان خوب داشتند و جامه هاى نرم پوشيدند و خوردنى ها خوردند و در خانه ها سُكنا نمودند و بر ۳ چارپايانِ خوب ، سوار شدند . پس ۴ به من عطا كن مثل آنچه به ايشان عطا كرده بودى . پس خداى ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد كه : از براى تو و از براى هر يك از فقرا ، هفتاد برابر آنچه به اهل دنيا داده ام از روزى كه دنيا را آفريده ام تا وقتى كه دنيا آخر شده ، مقرّر ساختم . ۵
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : فقراى مؤمنين ، چهل خَريف ، يعنى چهل سالِ دنيا يا چهل سالِ آخرت ، پيش از اغنيا در روضه هاى بهشت خواهند گرديد .
بعد از آن فرمود : از براى تو مَثَلى بزنم . به درستى كه حال اغنيا و فقرا ، مثل دو كشتى است كه از پيش ِ عشّارى بگذرانند . پس ۶ چون نگاه به يكى كند و در او چيزى نبيند ، گويد كه : «ببريد !» و به ديگرى نگاه كند و بيند ۷ كه پُر از متاع است ، گويد كه ۸ : «نگاه داريد !» . ۹
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : از براى شيعيان خالص ما در زمان دولت باطل ، به غير از قوت ، مقرّر نشده . پس خواهيد به مشرق رويد و خواهيد به مغرب كه به غير از قوت ، چيزى روزىِ شما نمى شود . ۱۰
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : خداى تعالى ، به حضرت موسى عليه السلام خطاب فرمود كه : اى موسى ! هر گاه بينى ۱۱ كه پريشانى رو ۱۲ به تو كرده ، بگو : «خوش آمد ۱۳ !» ، چيزى كه شعارِ صالحان است . و وقتى كه توانگرى را بينى كه رو ۱۴ به تو آورده ، بگو : «گناهى است كه عقوبتش به زودى رسيد» . ۱۵
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : روز قيامت كه مى شود ، جمعى به درِ بهشت خواهند آمد و در را خواهند زد . پس به ايشان مى گويند كه : شما كيستيد ؟ خواهند گفت ۱۶ : ما فقراييم . پس به ايشان مى گويند كه : آيا شما پيش از حساب مى خواهيد كه داخل بهشت شويد؟ ايشان خواهند گفت : چيزى به ما نداده ۱۷ بوديد كه حساب آن را از ما خواهيد ۱۸ . پس خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ مى فرمايد كه : راست مى گويند . برويد به بهشت . ۱۹
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : اگر نه آن بود كه شيعيان به خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ اِلحاح مى كنند ، هر آينه ، خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ تنگىِ احوال ايشان را زياده از آنچه هست ، مى كرد . ۲۰
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : هر چند ايمان بنده زياده ۲۱ مى شود ، تنگىِ معيشتش بيشتر مى شود . ۲۲
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : كسى كه در مقام خوار كردن مؤمنى باشد يا او را حقير شمارد از جهت آن كه چيزى در دست او كم باشد و فقير باشد ، خداى تعالى ، او را در روز قيامت در حضور خلايق ، رسوا مى كند . ۲۳
و بدان كه از جمله لوازم دوست داشتن فقرا و مساكين ، آن است كه وقتى كه اطعامى كنند ـ و مردم را به مهمانى دعوت كنند ، چنانچه مردم توانگر را مى طلبند ـ فقرا را نيز بطلبند و مهمانى را مخصوص ِ اغنيا نسازند. و رفتن به چنين مهمانى اى را بعضى از فقها ذكر كرده اند كه مكروه است.
و در مكتوبى كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام به عثمان بن حُنيف انصارى ـ كه از جانب آن حضرت ، والى بصره بود ـ نوشته ، مى فرمايد كه : اى پسر حُنَيف ! به من رسيده كه مردى از جوانان اهل بصره ، تو را به مهمانى اى طلبيده و تو به زودى آن جا حاضر شده و الوان طعام هاى خوب پيش تو آورده اند و كاسه ها نزد تو كشيده اند ، و من گمان نداشتم كه تو قبول كنى حاضر شدن به طعام جماعتى را كه ۲۴ فقراى خود را نمى طلبند و اغنياشان را مى طلبند . پس نظر كن به آنچه در اين سفره مى خورى و هر چيز كه بر تو مُشتَبَه باشد ، بينداز ، و هر چه را يقين دانى كه از راه هاى طيّب به دست ۲۵ آمده ، از آن بخور . ۲۶
و از اين كلام شريف ، ظاهر مى شود كه از طعام هاى شُبهه و از طعام ۲۷ جمعى كه تكلّف ۲۸ در ضيافت ها مى كنند و عرضشان ۲۹ ، شهرت و اعتبار دنياست و اغنيا را كه به حَسَب دنيا اعتبارى دارند ، مى طلبند و مردم پريشان را طلب نمى كنند ، احتراز مى بايد كرد .

1.. ب : - «كه» .

2.. ج : «كسى» .

3.. الف : - «بر» .

4.. الف : - «پس» .

5.. الكافى ، ج ۲ ، ص ۲۶۱ و ۲۶۲ ، ح ۹ .

6.. ب : - «پس» .

7.. ج : «ببيند» .

8.. ب : - «كه» .

9.. همان ، ص ۲۶۰ ، ح ۱ .

10.. همان ، ص ۲۶۱ ، ح ۷ .

11.. ج : «ببينى» .

12.. ب : «روى» .

13.. ب : «خوش آمدى» .

14.. ب : «روى» .

15.. همان ، ص ۲۶۳ ، ح ۱۲ .

16.. الف : + «كه» .

17.. ب : «داده» .

18.. ب : «آن را مى خواهيد» .

19.. همان ، ص ۲۶۴ و ۲۶۵ ، ح ۱۹ .

20.. همان ، ص ۲۶۴ ، ح ۱۶ .

21.. ج : «زياد» .

22.. همان ، ص ۲۶۱ ، ح ۴ .

23.. همان ، ج ۲ ، ص ۳۵۳ ، ح ۹ .

24.. ب : - «را» .

25.. ب : + «تو» .

26.. نهج البلاغة ، ج ۳ ، ص ۷۰ ، نامه ۴۵ .

27.. الف : «طعام هاى» .

28.. ج : «تكلّفات» .

29.. الف : «غرض ايشان» .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210716
صفحه از 527
پرینت  ارسال به