401
مَنهَجُ اليقين

مَنهَجُ اليقين
400

[ فضليت يارى مؤمنان و نيكى و احسان به آنها ]

وَ لْيُعِنْ بَعْضُكُمْ بَعْضا ؛ فَإنّ أبَانَا رَسُولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله كَانَ يَقُولُ : إنَّ مَعُونَةَ المُسْلِمِ خَيْرٌ وَ أعْظَمُ أجْرا مِنْ صِيامِ شَهْرٍ وَ اعْتِكَافِهِ فِى الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ .
و بايد يكديگر را معاونت كنيد ؛ زيرا كه پدر ما رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود كه : مددكارىِ مسلمانى ، بهتر و اجرش عظيم تر است از آن كه كسى يك ماه روزه بگيرد و در مسجد الحرام ، اعتكاف بدارد .
و احاديث در باب معاونتِ مؤمنين و سعى در حوائج ايشان ، بسيار است . از آن جمله ، روايت كرده است محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : كسى كه هفت نوبت بر دورِ خانه كعبه بگردد ، خداى تعالى ، براى او شش هزار حسنه مى نويسد و شش هزار سيّئه از او محو مى كند و شش هزار درجه از براى او بلند مى كند و وقتى كه پيش مُستجار ۱ مى آيد ، هفت در از درهاى بهشت براى او مى گشايد . راوى گفت : فداى تو شوم ! اين فضيلت ، همه در طواف است ؟ فرمود : آرى ؛ و تو را خبر دهم به چيزى كه افضل از اين باشد . به درستى كه برآوردن حاجت مؤمنى ، افضل است از ده حج ۲ . ۳
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : واللّه كه يك حج نزد من ، دوست تر است از آن كه بنده آزاد كنم تا به ده و هفتاد برسد . و اگر اهل يك خانه را از مسلمانان متكفّل شوم به آن كه گرسنه ايشان را سير كنم و برهنه ايشان را بپوشانم و نگذارم كه رو به مردم بيندازند ، نزد من دوست تر است از آن كه حج بكنم تا به ده و هفتاد برسد . ۴
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : كسى كه در حاجتِ برادر مسلم خود سعى كند از براى طلب رضاى الهى ، خداى تعالى ، براى او هزار هزار حسنه مى نويسد و از جمله آنها ، خويشان و همسايگان و برادران و آشنايان او را و هر كس كه به او نيكى در دنيا كرده باشد ، مى آمرزد . و چون روز قيامت مى شود ، به او مى گويند كه : داخل جهنّم شو و هر كس را ببينى كه در دنيا به تو نيكى كرده باشد ، از جهنّم به اذن الهى بيرون بيار ، مگر آن كه دشمن اهل البيت عليهم السلام باشد . ۵
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : كسى كه در حاجتِ برادر مسلم خود سعى كند و جهد نمايد و خداى تعالى ، برآمدن آن حاجت را بر دست او جارى سازد ، از براى او حجّى و عمره اى و اعتكاف دو ماه در مسجد الحرام و روزه دو ماه مى نويسد ، و اگر جهد كند و بر آمدن آن ۶ حاجت را خداى تعالى بر دست او جارى نسازد ، از براى او حجّى و عمره اى مى نويسد . ۷
و ابن بابويه رحمه الله در فقيه ، از ميمون بن مهران روايت كرده كه گفت : در پيش حضرت امام حسن عليه السلام نشسته بودم كه مردى آمد و گفت : يابن رسول اللّه ! فلان كس ، از من طلبى دارد و مى خواهد كه مرا حبس كند . حضرت فرمود كه : مالى حاضر ندارم كه از جانب تو ، وجه طلب آن مرد را بدهم . گفت : با او سخنى بگوييد ، شايد كه مرا محبوس نسازد . حضرت ، نعلين خود را در پاى كرد . من گفتم : يابن رسول اللّه ! مگر فراموش كرده ايد كه شما اعتكاف داريد ؟ فرمود كه : فراموش نكرده ام ؛ ليكن از پدرم شنيده ام كه از جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مى فرمود كه : كسى كه در برآوردن حاجت برادر مسلمان خود سعى كند ، چنان است كه خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ را نُه هزار سال عبادت كرده باشد كه روز را به روزه و شب را به قيام به سر برده باشد . ۸
و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : كسى كه اعانت كند مؤمنى را ، خداى تعالى ، هفتاد و سه غم از او رفع مى نمايد كه يكى از آنها در دنيا باشد و هفتاد و دو غم را در آخرت ، دفع مى نمايد در وقتى كه مردم ، همه به خود گرفتار باشند . ۹
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : كسى كه غمى را ۱۰ از مؤمنى رفع كند ، خداى ـ عزَّ و جلَّ ـغم آخرت را ۱۱ ، از او رفع مى كند و از قبر ، خوش دل بيرون مى آيد . و كسى كه مؤمنى گرسنه را سير كند ، خداى تعالى ، از ميوه هاى بهشت ، روزىِ او مى كند . و كسى كه دمِ آبى به او دهد ، خداى تعالى از شراب سر به مُهر بهشت به او مى دهد . ۱۲
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : كسى كه برادرِ ايمانى خود را اطعام كند يا برادر خود را از جهت رضاى الهى اطعام كند ، ثواب او مثل ثواب كسى است كه صد هزار كس از مردمان را اطعام كند . ۱۳
و از سَدير صيرفى روايت كرده كه گفت : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه : چه چيز مانع است تو را كه هر روز ، بنده اى آزاد كنى ؟ گفتم : مال من ، وسعت اين معنى ندارد . فرمود كه : هر روز مسلمانى را اطعام كن . گفتم : مالدارى را يا پريشانى را ؟ فرمود كه : مالدار ، گاه هست كه خواهش طعام دارد . ۱۴
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : كسى كه مؤمن مالدارى را اطعام كند ، مثل آن است كه بنده اى از اولاد اسماعيل را از كُشتن ، نجات دهد ، و كسى كه مؤمن محتاجى را اطعام كند ، مثل آن است كه صد بنده از اولاد اسماعيل را از كُشتن ، نجات دهد . ۱۵
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : كسى كه يكى از فقراى مسلمان را از برهنگى جامه بپوشانَد يا اعانت كند ا و را به چيزى كه باعث تقويت او شود در معيشتش ، خداى تعالى ، هفتاد هزار مَلَك از ملائكه [ را ] بر او موكّل مى سازد كه از براى هر گناهى كه او كرده باشد ، طلب آمرزش كنند تا وقتى كه نفخِ صور بشود . ۱۶
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : كسى كه برادر مسلمانِ او ۱۷ نزد او بيايد و او را اكرام كند ، پس به درستى كه خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ را اكرام كرده . ۱۸
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : واجب است مؤمن بر مؤمن آن كه هفتاد كبيره او را بپوشانَد . ۱۹
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : از جمله آنچه خداى تعالى به حضرت موسى عليه السلام در مناجات وحى فرمود ، آن بود كه : مرا بندگان هستند كه جنّت خود را براى ايشان ، مباح مى سازم و ايشان را در جنّت ، اختيار و حكم مى دهم . گفت : كيستند آن جماعت ؟ فرمود : كسى كه مؤمنى را خوش حال كند .
بعد از آن ، حضرت امام محمّد باقر عليه السلام فرمود كه : مؤمنى در مملكت جبّارى بود و خواستند كه به او آزار برسانند . پس گريخت و به ميان كفّار رفت و در خانه كافرى فرود آمد . او را پناه داد و مهربانى نمود و ضيافت كرد . پس چون وقت مُردن آن كافر شد ، خداى تعالى به او خطاب فرمود كه : به عزّت و جلال خودم قسم كه اگر جا مى داشت كه تو را به بهشت برَم ، مى بردم ؛ وليكن بهشت ، حرام است بر كسى كه با شرك بميرد . بعد از آن به آتش جهنّم مى فرمايد كه : او را بترسان و مضطرب كن ؛ امّا آزار به او مرسان . و در طرفين روز ، روزى براى او مى آورند . راوى پرسيد كه : از بهشت مى آورند ؟ فرمود : از هر جا كه خداى تعالى خواهد ، مى آورند . ۲۰
و از حضرت امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : خداى تعالى ، به حضرت داوود عليه السلام وحى فرمود كه : بنده اى از بندگان من ، يك حسنه مى كند و من ، بهشت را براى او مباح مى سازم . حضرت داوود عليه السلام گفت : خداوندا ! آن حسنه كدام است ؟ فرمود : آن كه بنده مؤمن ، مرا خوش حال كند ، هر چند كه به يك خرما باشد . حضرت داوود عليه السلام گفت : سزاوار است مر كسى را كه تو را بشناسد و آن كه از تو نااميد نگردد . ۲۱
و از آن حضرت ، روايت كرده كه مردى از جمله رعاياى نجاشى كه عامل فارس و اهواز بود ، به خدمت آن حضرت آمده ، گفت : مرا خراجى به نجاشى مى بايد داد و او از جمله شيعيان شماست . اگر چنانچه شما در باب من به او چيزى بنويسيد ، اطاعت مى نمايد . پس حضرت به او نوشت كه : «بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم . سُرَّ أخاك يَسُرَّك اللّه ُ» ؛ يعنى : برادر خود را خوش حال كن تا خداى تعالى ، تو را خوش حال كند .
پس آن مرد ۲۲ ، نوشته را گرفته ، نزد نجاشى رفت و چون مجلس ، از مردم خالى شد ، نوشته را به او داد و گفت : اين ، نوشته حضرت امام جعفر صادق عليه السلام است ۲۳ . نجاشى ، نوشته را بوسيد و بر چشم هاى خود گذاشت و گفت : حاجت تو كدام است ؟ آن مرد گفت : مرا خراجى به ديوان شما مى بايد داد . پرسيد كه : چه قدر است ؟ گفت : ده هزار درهم ؟ پس نويسنده خود را طلبيده ، گفت : اين خراج را از او برطرف كن و نام او را از دفتر ، بيرون كن و از سال آينده نيز برطرف كن . بعد از آن به او گفت : آيا تو را خوش حال كردم ؟ گفت : آرى ، فداى تو شوم ! پس فرمود تا اسبى و كنيزى و غلامى و يك دست جامه پوشيدنى به او دادند ، و هر مرتبه مى گفت : آيا تو را مسرور ساختم ؟ آن مرد مى گفت : آرى ؛ و ديگر چيزى مى داد . و در آخر گفت : فرش اين خانه كه من [ روى آن ]نشسته بودم و تو نوشته مولاى مرا به من دادى ، بردار و هر وقت حاجتى و مطلبى داشته باشى ، پيش من بيا . پس او فرش را برداشته ، بيرون آمد .
و بعد از آن ، به خدمت آن حضرت آمده ، صورتِ حال را عرض نمود و آن حضرت ، از شنيدن آن ، خوش حال مى شد. پس آن مرد گفت : يابن رسول اللّه ! گويا كه از آنچه او نسبت به من كرد ، شما مسرور شديد ؟ فرمود : آرى . واللّه كه خدا و رسولش را مسرور ساخت ! ۲۴
و شيخ مفيد رحمه اللهدر مجالس و شيخ طوسى رضى الله عنه در امالى و ابن بابويه رحمه الله در ثواب الأعمال ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده اند كه فرمود : وقتى كه بنده مؤمن از قبر بيرون مى آيد ، شخصى پيش ِ روى او مى افتد و آن مؤمن ، به هر يك از هول هاى قيامت كه مى رسد ، آن شخص به او مى گويد : مترس و دلگير مباش كه كرامت و سُرور الهى به تو مى رسد . و هميشه او را به سُرور و كرامت الهى بشارت مى دهد تا وقتى كه در برابر عرش الهى حاضر مى شود و حساب او به آسانى مى گذرد و خداى تعالى مى فرمايد كه او را به بهشت برَند و آن شخص ، همه جا پيش ِ روى او مى رود . پس آن مؤمن به او مى گويد : رحمت خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ بر تو باد كه تو خوب رفيقى بودى از براى من ، و از وقتى كه از قبر بيرون آمدم تا حال ، مرا به سُرور و كرامت الهى بشارت دادى ! تو كيستى ؟ آن شخص مى گويد : من ، آن خوش حالى ام كه از تو به برادر مؤمنت در دنيا رسيد و خداى تعالى ، مرا از آن خوش حالى خلق كرده ، از براى آن كه تو را بشارت دهم . ۲۵ و كلينى رحمه الله اين مضمون را به چند طريق ، روايت كرده . ۲۶
و شيخ طوسى رحمه الله در امالى ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه سَدير صيرفى به خدمت آن حضرت آمد . فرمود : اى سدير ! مال هيچ كس بسيار نمى شود ، مگر آن كه حجّت الهى بر او عظيم مى شود . پس اگر توانيد كه آن حجّت را از خود دفع كنيد ، بكنيد . سدير گفت : يابن رسول اللّه ! به چه چيز دفع كنيم ؟ فرمود : به آن كه از مال خود ، كارسازىِ برادران بكنيد . ۲۷
و ابن بابويه رضى الله عنه در عيون ، روايت كرده كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به شخصى نوشت كه : اگر خواهى كه خاتمه عملت به خير باشد و از دنيا با بهترين اعمال بروى ، حقّ الهى را عظيم بدان . و احتراز كن از آن كه نعمت هاى او را در معاصى صرف كنى و فريب خورى به حِلمى كه مى كند و بدى ها را بر تو نمى گيرد . و اِكرام كن همه ۲۸ كس را كه بيايى كه يادِ ما مى كند به دل يا زبان يا دعوىِ دوستى ما كند . و بر تو چيزى نيست ، خواه راست گويد و خوه دروغ . آنچه به تو مى رسد ، نيّت توست و دروغ او براى او ضرر دارد . ۲۹
و در ثواب الأعمال ، از حضرت امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه فرمود : كسى كه يك حاجت برادر خود را بر مى آورد ، ابتدا به حاجت الهى كرده و ۳۰ به آن سبب ، خداى تعالى ، صد حاجت او را بر مى آورد كه بهشت ، در يكى از آنهاست . و كسى كه غمى از او دفع كند ، خداى تعالى ، غمِ قيامت را از او دفع مى كند ، هرقدر كه باشد . و كسى كه اِعانت كند او را تا بر ظالمى ظفر يابد ، خداى تعالى ، او را در گذشتن از صراط ، مدد مى كند در وقتى كه قدم ها مى لغزد . و كسى كه در حاجت او سعى كند تا آن كه برآورده شود و باعث خوش حالى او شود ، مثل آن است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را مسرور كرده باشد . و كسى كه او را از تشنگى سيراب كند ، خداى تعالى از شراب سر به مُهر به او مى دهد . و كسى كه او را از گرسنگى سير كند ، خداى تعالى ، از ميوه هاى بهشت به او مى دهد . و كسى كه بدن او را از برهنگى بپوشانَد ، خداى تعالى ، از اِسْتَبرَق و حرير به او مى پوشاند . و كسى كه او را بپوشاند بى آن كه برهنه باشد ، هميشه در حفظ الهى است تا از آن جامه ، رشته بر او هست . و كسى كه كفايتِ او كند در امرى كه باعث سبُكى او شود و روى او را نگاه دارد و دست به زير بار او برَد ، خداى تعالى ، «ولدان مخلّدون ۳۱ » ـ كه خادمان اهل بهشتاند ـ ، به جهت خدمت او مقرّر مى فرمايد . و كسى كه او را سوار كند ، خداى تعالى ، او را بر ناقه اى از ناقه هاى بهشت سوار كرده ، به صحراى قيامت ، حاضر مى سازد و ملائكه به او مباهات مى كنند . و كسى كه در وقت موت ، او را كفن كند ، چنان است كه از روز ولادت تا وقت موت ، او را پوشانيده باشد ، و كسى كه زنى به او دهد كه به آن زن ، اُنس بگيرد و مايل به او باشد ، خداى تعالى ، صورتى را در قبر ، مونس او سازد كه دوست ترينِ اهل او باشد و كسى كه در بيمارى عيادتِ او كند ، ملائكه دور او را مى گيرند و از براى او دعا مى كنند تا وقتى كه برگردد ، و مى گويند كه : خوش حال باشى و بهشت براى تو خوش باشد ! و اللّه كه قضاى حاجت او پيش خداى تعالى ، دوست تر است از آن كه دو ماه پى در پى را روزه بدارد با اعتكاف در ماه هاى حرام . ۳۲
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود كه : مؤمنى از شما ، مردى در روز قيامت از پيش او خواهد گذشت كه آن مرد را شناسد و امر شده باشد كه او را به جهنّم برند و فرشته اى او را به سوى جهنّم برَد . پس آن مرد گويد كه : اى فلان ! به فرياد من برس كه من در دنيا به تو نيكى مى كردم و در مطلبى كه نزد من داشتى ، كارسازىِ تو مى كردم . آيا امروز مى توانى كه در عوض ِ آن ، مرا مددى بكنى ؟ پس آن مؤمن به فرشته اى كه آن مرد را مى برد ، گويد كه : او را بگذار . و خداى تعالى ، كلام آن مؤمن را شنيده ، آن فرشته را امر مى فرمايد كه : سخن اين مؤمن را بشنو و دست از آن مرد بدار . ۳۳

1.. مستجار : قسمتى از كعبه است كه فاطمه بنت اسد جهت وضع حمل خود به آنجا پناه آورد.

2.. ج : «طواف» .

3.. الكافى ، ج ۲ ، ص ۱۹۴ ، ح ۸ .

4.. همان ، ص ۱۹۵ ، ح ۱۱ .

5.. همان ، ص ۱۹۷ و ۱۹۸ ، ح ۶ .

6.. الف : - «آن» .

7.. همان ، ص ۱۹۸ ، ح ۷ .

8.. كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۲ ، ص ۱۸۹ و ۱۹۰ ، ح ۲۱۰۸ .

9.. الكافى ، ج ۲ ، ص ۱۹۹ ، ح ۲ .

10.. الف و ب : - «را» .

11.. الف و ب : - «را» .

12.. همان ، ص ۲۰۱ ، ح ۵ .

13.. همان ، ص ۲۰۲ ، ح ۱۱ .

14.. همان ، ح ۱۲ .

15.. همان ، ص ۲۰۳ ، ح ۱۹ .

16.. همان ، ص ۲۰۴ و ۲۰۵ ، ح ۲ و ۳ .

17.. الف : «مسلمانى» .

18.. همان ، ص ۲۰۶ ، ح ۳ .

19.. همان ، ص ۲۰۷ ، ح ۸ .

20.. همان ، ص ۱۸۸ و ۱۸۹ ، ح ۳ .

21.. همان ، ص ۱۸۹ ، ح ۵ .

22.. الف : - «مرد» .

23.. ب : «اين نوشته را حضرت امام جعفر صادق عليه السلام داده» .

24.. همان ، ص ۱۹۰ ، ح ۹ .

25.. الامالى (مجالس)، مفيد، ص ۱۷۷ و ۱۷۸ ، ح ۸ ؛ الأمالى ، طوسى ؛ ص ۱۹۵ و ۱۹۶ ، ح ۳۳۳ ؛ ثواب الأعمال ، ص ۱۵۰ .

26.. الكافى ، ج ۲ ، ص ۱۹۰ ـ ۱۹۲ ، ح ۸ و ۱۰ و ۱۲ .

27.. الأمالى ، طوسى ، ص ۳۰۲ و ۳۰۳ ، ح ۶۰۰ .

28.. ج : «هر» .

29.. عيون الأخبار ، ج ۱ ، ص ۷ ، ح ۸ .

30.. ب : - «و» .

31.. سوره واقعه ، آيه ۱۷.

32.. ثواب الأعمال ، ص ۱۴۶ .

33.. همان ، ص ۱۷۲ .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210816
صفحه از 527
پرینت  ارسال به