409
مَنهَجُ اليقين

[ مذمت درنگ در اداى حقوق الهى ]

وَ إيّاكُمْ أيَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ المُفَضَّلَةُ عَلَى مَنْ سِوَاهَا وَ حَبْسَ حُقُوقِ اللّه ِ قِبَلَكُمْ يَوماً بَعْدَ يَوْمٍ وَ سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ ؛ فَإنَّهُ مَنْ عَجَّلَ حُقُوقَ اللّه ِ قِبَلَهُ كَانَ اللّه ُ أقْدَرُ عَلَى التَّعْجِيلِ لَهُ إلَى مُضَاعَفَةِ الْخَيْرِ فِى الْعَاجِلِ و الآْجِلِ ، وَ إنَّهُ مَنْ أَخَّرَ حُقُوقَ اللّه ِ قِبَلَهُ كَانَ اللّه ُ أقْدَرُ عَلَى تَأخِيرِ رِزْقِهِ ، وَ مَنْ حَبَسَ اللّه ُ رِزْقَهِ لَمْ يَقْدِرْ أنْ يَرْزُقَ نَفْسَهُ ، فَادُّوا إلَى اللّه ِ حَقَّ مَا رَزَقَكُمْ يُطَيِّب اللّه ُ لَكُمْ بَقِيَّتَهُ وَ يُنْجِزْ لَكُمْ مَا وَعَدَكُمْ مِنْ مُضَاعَفَتِهِ لَكُمُ الأْضْعَافَ الْكَثِيرَةَ الَّتِى لا يَعْلَمُ عَدَدَهَا وَ لا كُنْهَ فَضْلِهَا إلَا اللّه ُ رَبُّ الْعَالَمِينَ .
و حذر كنيد اى طايفه اى كه رحمت خدا۱شامل حال۲شما شده و بر ديگران ، تفضيل و زيادتى يافته ايد ، از آن كه حق هاى خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ را پيش خود نگاه داريد و از اين روز به روز ديگر و از اين ساعت به ساعت ديگر اندازيد ( ، مثل آن كه نماز را از اوّل وقت ، تأخير كنيد و روزه را بگذاريد تا قضا شود و زكات را در وقت وجوب ندهيد و حج را تأخير نماييد ، و همچنين در ساير اعمال ، خواه چيزى باشد كه كه حقّ الناس هم به آن متعلّق باشد و خواه نباشد ؛ زيرا كه همه در عموم حقوق الهى داخل است .
بعد از آن فرمود : زيرا كه هر كس حقوق الهى را زود به جاى آورد ، خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ قادر و تواناتر است بر آن كه احسان هايى كه چندين برابر حسنات او باشد ، به او بكند در دنيا و آخرت ، يا به زودى و بعد از گذشتن مدّتى كه مصلحت الهى اقتضا۳نمايد . و كسى كه حقوق الهى را كه بر ذمّت او ثابت است ، تأخير مى كند و پس مى اندازد ، خداى تعالى ، تواناتر است بر آن كه روزى دادنِ او را تأخير كند . و كسى كه خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ روزىِ او را حبس كند ، قادر بر آن نيست كه روزى به خود رساند . پس حقّ آنچه خداى تعالى روزىِ شما كرده ، به جا آوريد تا خداى تعالى ، احسان و ثواب خود را براى شما ، طيّب و گوارا سازد ( ؛ يعنى به شما احسان و ثواب برساند) و وعده هاى خود را به جا آورد كه آن وعده ها ، عبارت است از : ثواب هاى مضاعفبسيارى كه عدد و حقيقت فضل و زيادتىِ آنها را غير خداى تعالى ـ كه پروردگار عالميان است ـ نداند .

و از اين كلام شريف ، ظاهر مى شود كه عبادات ، موجب زيادتىِ روزى مى شود و ترك آنها ، باعث كمىِ رزق مى شود . و رزق ، عبارت از چيز حلالى ۴ است كه خداى تعالى ، به جهت انتفاع بندگان ، مقرّر فرموده . و حرام ، داخل رزق نيست ، چنانچه مذهب جمعى از علماست . پس آنچه به دست فسّاق و ظَلَمه از راه هاى حرام ، با وجود حبس حقوق الهى مى آيد ، رزق نخواهد بود و توسعه حال ايشان ، منافات با مضمون اين كلام شريف نخواهد داشت .
و اگر رزق ، شامل حرام باشد ـ چنانچه بعضى گفته اند ـ ، مى تواند بود كه مراد ، زياد شدن روزى به سبب عبادات و سِعَت حالى باشد كه نه از راه اِستِدراج باشد ؛ زيرا كه استدراج ، از جمله غضب هاى خداى ـ عزَّ و جلَ م ـ است و اداى حقوق الهى ، باعث غضب نمى شود .
و كلينى رحمه الله از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در حجّة الوداع فرمود كه : روح الأمين ، در دل من ، اين معنى را دميد كه هيچ كس نمى ميرد تا وقتى كه روزىِ او تمام به او برسد . پس ، از خداى تعالى حذر كنيد و جهد زياد ۵ در تحصيل روزى مكنيد . و بايد كه به سبب آن كه دير شود رسيدنِ روزى شما ، موافق خواهش و توقّعى كه داريد ، طلب روزى الهى را از راه معصيت نكنيد ؛ زيرا كه خداى تعالى ، ارزاق خلايق را كه ميان ايشان قسمت نموده ، از ممرّ حلالْ مقرّر فرموده ، از حرامْ قسمت نفرموده . پس هر كه تقوا و صبر را پيشه خود سازد و روزى او از راه حلال نزد او مى آيد ، و كسى كه حجاب نهى الهى را بدَرَد و از ممرّ حرام ، آن را به دست آرد ، به عوض ِ آنچه از حرام به دست آورده ، از روزى حلالش كم مى شود و بر آن در روز قيامت ، از او حساب مى طلبند . ۶
و به اين حديث ، استدلال كرده اند بر آن كه روزى ، غير حلال نمى باشد و دلالتش ، فى الجمله ، محلّ تأمّل است .

1.. ج : «الهى» .

2.. الف و ب : - «حال» .

3.. ج : «اقتضاى آن» .

4.. الف : حلال .

5.. ب : «زيادتى» .

6.. الكافى ، ج ۵ ، ص ۸۰ ، ح ۱ .


مَنهَجُ اليقين
408
  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210853
صفحه از 527
پرینت  ارسال به