411
مَنهَجُ اليقين

[ نكوهش مضطر ساختن امام براى بيزارى از تابعان ]

وَ قَالَ: اتَّقُوا اللّه َ أيَّتُهَا الْعِصَابَةُ ، وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ لا يَكُونَ مِنْكُمْ مُحْرِجُ الإْمَامِ فَإِنَّ مُحْرِجَ الإْمامِ هُوَ الَّذِى يَسْعَى بأهْلِ الصَّلاَحِ مِنْ أتْبَاعِ الإْمَامِ الْمُسْلِمِينَ لِفَضْلِهِ الصَّابِرِينَ عَلَى أدَاءِ حَقِّهِ الْعَارِفِينَ لِحُرْمَتِهِ .
وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ نَزَلَ بِذَلِكَ الْمَنْزِلِ عِنْدَ الإْمَام ، فَهُوَ مُحْرِجُ الإْمَامِ فَإذَا فَعَلَ ذَلِكَ عِنْدَ الإْمَامِ أَحْرَجَ الإْمَامَ إلى أنْ يَلْعَنَ أهْلَ الصَّلاَحِ مِنْ أتْبَاعِهِ الْمُسَلِّمينَ لَفَضْلِهِ الصَّابِرِينَ عَلَى أداءِ حَقِّهِ الْعَارِفِينَ بِحُرْمَتِهِ ، فَإذَا لَعَنَهُمْ لإِحْرَاجِ أعْدَاءِ اللّه ِ الإْمَامَ صَارَتْ لَعْنَتُهُ رَحْمَةً مِنَ اللّه ِ عَلَيْهِمْ ، وَ صَارَتِ اللَّعْنَةُ مِنَ اللّه ِ وَ مِنْ مَلاَئِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ عَلَى اُولئِكَ .

و فرمود كه : از خداى تعالى حذر كنيد ـ اى جماعت شيعه ، و اگر توانيد ـ ، چنان كنيد كه كسى از شما ، امام را مَلجَأ و مُضطر نسازد . پس به درستى كه ملجأ سازنده و دشوار كننده كار بر امام ، آن كسى است كه بدگويى مى كند اهل صلاح را كه از متابعان امام اند ، و فضل و شرفِ او را تصديق مى نمايند ، و بر اداى حقّ او صبر مى كنند ، و حرمت او را مى دانند ( ؛ يعنى بدگويىِ ايشان نزد امام مى كند در حضور مخالفان ـ كه امام از ايشان ، تقيّه مى كند و نمى خواهد كه ايشان بدانند كه آن جماعتِ اهل صلاح ، از شيعيان و مواليان امام اند ـ ، پس آن جماعت ، بدگويان شده اند . و مى تواند بود كه مراد ، آن باشد كه بدگويان ، بدى آن جماعت را از روى تقيّه ، لعنت مى كند و از آنها تبرّى مى كند و سبب ملجأشدن امام به لعن آن جماعت را پيش حكّام جور ، مثل بنى اميّه و غير ايشان مى كنند و ايشان ، آن جماعت را به بدى مى شناسند . پس امام ، مضطر مى شود به آن كه آن جماعت را لعن كند تا حكّام ندانند كه اين جماعت ، از شيعيان و دوستان امام اند . و شايد كه مراد ، آن باشد كه هر گاه بدگويان ، پيش امام ، شهادت به بدىِ اين جماعت دادند ، هر چند امام به حسب علم باطن داند كه آن شهادت در حقّ آن جماعت ، دروغ است ، امّا به حسب ظاهر ، چون ايشان مقبولُ الشهاده اند ، امام ، ملجأ مى شود به آن كه آن جماعت را لعنت كند . و اين معنى خالى از بُعدى نيست .
بعد از آن فرمود كه : بدانيد كه كسى كه در اين منزل فرود مى آيد ، نزد امام ، يعنى چنين كارى مى كند . پس او ، مُضطر سازنده امام است ، و وقتى كه چنين كارى كند نزد امامپس او را مُضطر مى سازد به آن كه جمعى از متابعان خود را كه اهل صلاح و تصديق كنندگان فضل او [ و ] صبركنندگان بر اداى حقّ او و عارفان به حرمت اويند ، لعنت كند . و هر گاه ايشان را لعنت كند از براى آن كه دشمنان الهى امام را مضطر سازند ، لعنتى كه بر آن جماعت اهل صلاح مى كند ، رحمت الهى مى شود بر ايشان ، و لعنت از جانب خداى تعالى و ملائكه او و پيغمبران او ، بر آن دشمنانِ خداى تعالى خواهد شد .

و مراد از دشمنان خداى تعالى كه فرموده ، بنا بر معنى اوّل ، جماعت مخالفان خواهند بود كه نزد امام حاضر باشند در وقتى كه بعضى از شيعيان ، از روى نادانى ، سخنان بد درباره اهل صلاح از اتباعِ او گويند ، و بنا بر معنى دويّم ، حكّام جور ، مثل بنى اميّه و غير ايشان خواهند بود ، و بنا بر معنى سيّم ، بدگويان خواهند بود . و ممكن است كه بنا بر هر سه معنى ، ايشان باشند ؛ امّا بعيد است و لعن از راه تقيّه و تبرّى از جمعى از خواصّ اصحاب ، مثل زُراره و غير او واقع شده و در كتب رجال ، مذكور است .


مَنهَجُ اليقين
410
  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210940
صفحه از 527
پرینت  ارسال به