بازى و رشد كودك

پرسش :

بازی چه نقشی در رشد کودک دارد؟



پاسخ :

بازى براى كودك، جدّى ترين موضوع حيات است . واژه بازى براى بزرگ سالان، مساوى با وقت گذرانى ، بطالت ، غفلت و ... است كه مانع تكامل و تعالى مى گردد؛ امّا در مورد كودك، بستر رشد و تكامل اوست . دوران بازى كودك، دوران تعطيلى تكامل نيست؛ بلكه دوران شكوفايى استعدادهاى او از طريق بازى است . از اين رو ، توصيه شده كه به كودكان خود، اجازه بازى بدهيد[۱]و كودكى كه بازى گوش باشد ، در بزرگ سالى، خوش فهم و بردبار مى شود .[۲]

حديث دوم، نشانگر نقش اساسى بازى در رشد و تعالى شخصيتى انسان است . كودكى كه كودكىِ خود را به وسيله بازى ارضا نكرده باشد ، در بزرگ سالى، رفتارهاى كودكانه از او سر مى زند . «كودكْ صفتى»، از نابه هنجارى هايى است كه برخى افراد در سنين جوانى و بزرگ سالى به آن مبتلا هستند . يكى از علل اين نابه هنجارى ارضا نشدن كودكى در دوران كودكى است و ارضاى كودكى به وسيله بازى صورت مى گيرد .

ارزش بازى از نظر روان شناسى

هر بازى سالم و بارورى كه كودك به آن مشغول مى شود، داراى ارزش هاى بس مهمّى است كه با كمى تأمّل مى توان به درستى به نقش و اهميّت آن در رشد روانى و شخصيتى كودك ، پى برد .

  1. ارزش جسمانى

بازى هاى توأم با فعّاليت در جهت تكامل رشد عضلانى كودك و ورزش دادن قسمت هاى مختلف بدن، از اهميّت و ارزش بسيارى برخوردار است . اين نوع بازى ها براى صرف انرژى اضافى كودك نيز مى توانند مفيد واقع شوند . انرژى اضافى، اگر از طريق صحيح مصرف نشود و به حالت سركوب در جسم كودك ذخيره گردد ، او را ناآرام ، عصبى و بد خُلق مى كند .

  1. ارزش درمانى

بازى، به كودك فرصت مى دهد كه احساسات خود را تخليه كند . او مى تواند از طريق بازى ، انرژىِ تحت فشار خود را بيرون بريزد . كودك مى تواند احساسات خود، از قبيل : ترس ، رنجش ، نگرانى ، شادى و . . . را آن طور كه دوست دارد، در قالب شخصيت هاى دلخواهش بيان كند و كدورت درونى خويش را نيز از بين ببرد .

  1. ارزش تربيتى

شخصيت واقعى كودكان، ضمن بازى شكل مى گيرد و دگرگونى هاى قابل توجّهى در روحيات آنان روى مى دهد كه همه اينها، گذر به مرحله عالى تر رشد است و پيشرفت را براى كودكان، تدارك مى بيند . از اين جاست كه امكانات تربيتى بازى، آشكار و مسلّم مى شود .

  1. ارزش اجتماعى

كودك، در بازى ياد مى گيرد كه چه طور با فرد بيگانه و خارج از واحد خانواده ، روابط اجتماعى برقرار نمايد و چگونه مشكلات و مسائل ناشى از اين نوع روابط را حل كند و تطابق اجتماعى را فرا گيرد .

  1. ارزش آموزشى

كودك، از طريق بازى با انواع مختلف اسباب بازى ، موفّق به آموزش و شناخت رنگ ها ، شكل ها ، اندازه ها ، اجناس و اشيا و اهمّيت آنها مى شود . بازى، به كودك كمك مى كند تا دنيايى را كه در آن زندگى مى كند، بشناسد ، بفهمد ، لمس كند ، احساس نمايد و سرانجام، آنها را كنترل كرده ، ميان واقعيت و خيال، تفاوت قائل شود .

  1. ارزش اخلاقى (معنوى)

در جريان بازى، كودك ياد مى گيرد كه چه چيز خوب و چه چيز، بد است . كودك در مى يابد كه اگر بخواهد در بازى فرد قابل قبولى به حساب آيد ، بايد صادق ، امين ، عادل ، منضبط ، حقيقت طلب ، درستكار ، مسلّط به خود و . . . باشد .

تحليل روان شناختى بازى

نظريه هاى مختلفى توسّط روان شناسان در خصوص تحليل و تبيين بازى كودكان، ارائه شده است . برخى از اين نظريه ها عبارت اند از : نظريه نيروى اضافى ، نظريه تنش زدايى ، نظريه تجديد تكاملى و نظريه پيشْ تمرين .

الف ـ نظريه نيروى اضافى

بر اساس اين نظريه، هرگاه انرژى بدن از حدّ متعادل، بيشتر شود و اُرگانيسم (سازواره زيستى) ، افزايش انرژى در خود احساس كند ، در بازى جلوه گر مى شود . اين نظريه، نمى تواند بازى هاى آرام و رمزآلود كودكان را كه به جُنب و جوش نياز ندارد، توجيه نمايد.[۳]

ب ـ نظريه تنش زدايى (رفع خستگى و تجديد نيرو)

بر اساس اين نظريه كه بازى ، نيروى مصرف شده را بار ديگر برمى گردانَد ، يعنى اين كه تن آدمى، پس از مدّتى كار و فعّاليت خسته كننده، به نوعى فعّاليت كه بتوان به وسيله آن تنش را زدود ، يعنى به بازى نياز دارد . بنا بر اين، نياز به بازى ، هنگامى هويدا مى شود كه نيروى جسم به پايين ترين ميزان خود رسيده باشد، نه هنگامى كه انرژى اضافى دارد . اين نظريه كه توسّط شالر و موريس لازاروس[۴]ارائه شده است نيز، بازى هايى را كه پس از استراحت كاملِ كودك انجام مى شوند، تبيين نمى كند .

ج ـ نظريه تجديد تكاملى

براساس اين نظريه كه توسّط استانلى هال[۵]مطرح شده، كودكان در بازى هاى خود، صحنه ها و فعّاليت هاى نياكان خويش را كه بر حسب نياز زندگى آنان توليد شده است ، تجديد مى كنند . براى مثال، كودك در بازى هايى مانند ماهيگيرى ، قايقرانى ، شكار و . . . فرايند زندگى نياكان غارنشين خود را تكرار مى كند .

د ـ نظريه پيش تمرين

بر اساس اين نظريه كه توسّط كارل گروس[۶]ارائه شده، بازى، نوعى آمادگى كودك براى فعّاليت هاى وى در آينده دانسته شده است. بر پايه اين ديدگاه، محتواى بازى را فعّاليت هايى تشكيل مى دهد كه كودك بايد در دوران بلوغ و بزرگ سالى داشته باشد.

هرچند اين نظريه به نقش بازى در اجتماعى كردن كودك كه در نظريه هاى پيش گفته نبود ، اشاره دارد ، ولى باز هم نمى تواند همه بازى هاى كودكانه (مثل تقليد از حيوانات) را توجيه كند[۷].[۸]

سنّ بازى

مسئله ديگر، سنّ بازى كردن است . در روايات آمده كه تا هفت سال به كودك اجازه دهيد بازى كند . آيا اين به آن معناست كه او بعد از اين سن، اجازه بازى ندارد ؟ در روايت، هفت سال اوّل، سنّ بازى شمرده شده و هفت سال دوم، سن تأديب . لذا بيشتر بر اين تكيه دارد كه در هفت سال اوّل، تأديب صورت نگيرد . البته شكّى نيست كه روايت، دلالت بر اين دارد كه هفت سال اوّل، اختصاص به بازى دارد و در اين سن، كودك بايد اجازه بازى داشته باشد . حال سؤال اين است كه در هفت سال دوم، آيا كلاً بازى ممنوع است و يا انحصار اين مقطع در بازى كردن، نهى شده و هر چند تأديب آغاز مى شود؛ امّا بازى كردن نيز به تناسب سن و شرايط، آزاد است ؟

به نظر مى رسد كه وجه دوم، مناسب تر باشد؛ يعنى در هفت سال دوم، تأديب آغاز مى شود ؛ ولى كودك به تناسب شرايط خود، بازى نيز مى كند . البته اين بازى كردن، مطلق و بدون حد (همانند هفت سال اوّل) نيست و به تناسب دوره تأديب، مى تواند محدوديت هايى داشته باشد . اين مطلب، مى تواند در تحقيقات روان شناختى بيشتر مورد بررسى قرار گيرد .

بازى والدين با كودك

گذشته از اجازه بازى دادن ، بازى والدين با كودك، خود موضوع مهم ديگرى است . از طرفى بازى ، ركن مهم حيات كودك است و از طرف ديگر، والدين، جزئى از زندگى كودك هستند كه براى وى، از جايگاه ويژه اى برخوردارند . به همين جهت، براى كودك خيلى مهم است كه پدر و مادرش در دنياى او وارد شوند . اين جاست كه بازى با كودك، اهمّيت مى يابد . چون والدين، مهم ترين افراد براى كودك هستند ، بازى كردن آنها با كودك، موجب تكريم كودك و بالا رفتن عزّت نفس او گشته، احساس خودْ ارزشمندى و كرامت نفس را براى وى به وجود مى آورد . همچنين، رابطه كودك با والدين را تحكيم مى كند و در گرم شدن وصميمى شدن رابطه (كه از ضرورت هاى رابطه مطلوب ميان والدين و كودك است)، نقش اساسى دارد .

خريد اسباب بازى هاى گوناگون ، پيشرفته و گران قيمت ، موجب احساس رضايت كودك از رابطه اش با والدين نمى شود . او مايل است كه والدين، او و دنياى او را درك كنند و همراه او باشند .

بر همين اساس، دو مطلب در آموزه هاى دين وارد شده است : يكى بازى كردن والدين با كودك (كه در سيره پيامبر خدا ، بسيار ديده مى شود) و ديگرى اين كه والدين بايد كودكانه با فرزند خود، بازى كنند (التصابى مع الصبى) . بازى بزرگانه براى كودك، شيرين و ارضاكننده نيست . بازى هاى كودكانه ، كودك را ارضا مى كند و شخصيت وى را مى پرورانَد و مهارت هاى زندگى را به وى مى آموزد . لذا پيامبر خدا با كودكان ، بازى كودكانه مى كرد .

نكته مهم اين كه بازى كردن بزرگان با كودكان ، لهو و لعب نيست ؛ بلكه كارى خردمندانه ، بزرگ سالانه و حكيمانه است و موجب كسر شأن نمى گردد .

[۱]اجازه بازى دادن به كودك .

[۲]ستايش بازى گوشى كودك .

[۳]اين نظريه را به اسپنسر (Spencer) و شالر (Schaller) نسبت داده اند .

[۴]M . Lazarus .

[۵]S . Hall.

[۶]K. Groos .

[۷]بازى ، يك سلسله «پيش تمرين» عمومى است كه هدفش برقرار كردن زمينه اعمال سازمان يافته براى آينده كودك است . اين نظريه ، توسّط كارل گروس، ارائه شده است .

[۸]در تدوين اين بحث، از كتاب بازى كودك در اسلام ، نوشته حجة الاسلام محمّدصادق شجاعى استفاده شده است.



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت