نماز جمعه در عصر غيبت

پرسش :

نماز جمعه در عصر غيبت چه حکمی دارد؟



پاسخ :

فقهاى اماميه بر اساس استنباط خود از سيره اهل بيت علیهم السلام در دوران حضور و عدم امکان اقامه نماز جمعه، درباره حکم اين نماز در عصر غيبت، آراى گوناگونی را ارائه کرده  اند که به سه نظريه زير بر مى  گردد:

۱. وجوب تخييرى ميان نماز جمعه و نماز ظهر؛

۲. وجوب تعيينى نماز جمعه؛

۳. وجوب تعيينى نماز ظهر؛

آنچه در اين جا شايسته توجّه است اين که نظريه مشهور فقيهان اماميه، عدم وجوب تعيينى نماز جمعه است؛ بلکه بسيارى از فقهاى بزرگ بر اين موضوع ادّعاى اجماع کرده  اند.[۱]معتقدان به عدم وجوب تعيينى نماز جمعه نيز خود دو دسته  اند:

نخست: شمار کمى از فقها نظير سلّار،[۲]و ابن ادريس[۳]که اصولاً نماز جمعه را در عصر غيبتِ امام معصوم علیهم السلام، غيرمشروع و خواندن نماز ظهر را واجب تعيينى مى  دانند. دسته دوم ـ که اکثر فقيهان از اين دسته  اند ـ، اقامه نماز جمعه را در عصر غيبت، جايز، مشروع و کفايت‌کننده از نماز ظهر مى  دانند. البته بسيارى از اين عالمان بويژه در ادوار کهن، تعبير وجوب را در باره حکم اين نماز به کار نبرده  اند؛ ولى نتيجه نظريه آنها وجوب تخييرى نماز جمعه است. در نتيجه مى  توان وجوب تخييرى نماز جمعه در دوره غيبت را نظريه مشهور فقهاى شيعه دانست.

دو نظريه وجوب تخييرى و تعيينى نماز جمعه

چنان که اشاره شد، خاستگاه نظريه وجوب تخييرى نماز جمعه در دوره غيبت امام عصر(ع)، استنباط فقها از چگونگىِ سيره اهل بيت علیهم السلام در دورانى است که آن بزرگواران به رغم حضور، خود قادر به اقامه اين نماز نبودند. در حقيقت، اين تلقّىِ عموم فقيهان اماميه است که نماز جمعه، عبادتى است گره خورده با سياست، به گونه  اى که مشروعيت و يا وجوب آن، منوط به وجود حکومتِ مشروع است. بر اين اساس است که پس از تأسيس دولت صفويه در سال ۹۰۶ ق و رسميت يافتن مذهب شيعه در ايران، با اين اميد که شرايط پديد آمده سياسى بتواند زمينه  ساز رفع گوشه  اى از ستم  هاى روا شده بر خاندان رسالت و اسلام ناب گردد، با پذيرش مشروعيت نسبى نظام سياسى وقت، نوع نگاه فقهاى شيعى به حکم نماز جمعه نيز وارد مرحله جديدى شد. از این رو فقيه نامور على بن عبد العالى معروف به "محقّق کرکى” و "محقّق ثانى” (م ۹۴۰ ق)[۴]ظاهراً نخستين فقيه بزرگى است که به صراحت، به وجوب نماز جمعه فتوا داد.[۵]علّامه شيخ آقا بزرگ تهرانى مى  نويسد:

در حکومت سلاطين صفوى و سلطه آنان بر بلاد ايران، رهبرىِ کلّى دينى با فقيه اکبر شيخ نور الدين على بن عبد العالى کرکى (م ۹۴۰ ق در نجف) مشهور به محقّق کرکى بود. فتواى اين فقيه جليل، وجوب نماز جمعه در عصر غيبت، با وجود فقيه جامع شرايط نايب امام معصوم علیهم السلام بود؛ زيرا شرط وجوب نماز جمعه، حضور امام يا نايب ايشان است، و فرقى نيست ميان نايب خاص امام در عصر حضور، يا نايب عامّ او در عصر غيبت. ايشان نماز جمعه را در مسجد معروفش اقامه مى  کرد... و شاه طهماسب صفوى (م ۹۸۴ ق) بنا به دستور محقّق کرکى براى هر شهر، امامى را براى انجام وظيفه اقامهٔ نماز جمعه معيّن کرد و اين سيره تا عصر سلاطين قاجار ادامه داشت.[۶]

شايان ذکر است، هر چند محقّق کرکى، معتقد به وجوب نماز جمعه شد، ليکن با توجّه به اجماع فقهاى پيشين مبنى بر عدم وجوب تعيينى نماز جمعه در عصر غيبت، وى نماز جمعه را در دوران غيبت، با وجود فقيه جامع الشرايط، واجب تخييرى دانست؛[۷]حکمى که اگر چه ـ مطابق مطالب پيش گفته ـ مستفاد از آراى فقهاى شيعى است، ليکن ظاهراً پيش  تر مورد تصريح عالمان قرار نگرفته است.

پس از محقّق کرکى، فقيه بزرگ اماميه شيخ زين الدين معروف به شهيد ثانى،[۸]رسماً فتوا به وجوب تعيينى نماز جمعه داد و در سال ۹۶۲ق،[۹]رساله  اى براى اثبات اين نظريه تأليف کرد.

اين نظر به تدريج در دولت صفويه ـ به ويژه پس از سيطره مسلک اخبارى  ها بر مراکز علمى شيعه ـ رواج يافت و بسيارى از فقها و محدّثان، به استناد روايات بسيارى که مفادّ آن ترغيب و تحريض به شرکت در نماز جمعه است، به وجوب تعيينى نماز جمعه فتوا دادند؛ از جمله:

۱. فقيه محقّق سيّد محمّد عاملى،[۱۰]مشهور به صاحب مدارک الأحکام (۹۴۵ - ۱۰۰۹ق)؛

۲. حسن بن زين الدين عاملی،[۱۱]صاحب المعالم (م ۱۰۱۱ ق)؛

۳. ملّا محمّد‌تقى مجلسى،[۱۲]معروف به مجلسى اوّل (۱۰۰۳ ـ ۱۰۷۰ ق)؛

۴. ملّا محسن فيض کاشانی،[۱۳]صاحب کتاب الوافى (۱۰۹۰ ـ ۱۰۰۷ق)؛

۵. شيخ حرّ عاملى،[۱۴]صاحب وسائل الشيعة (۱۰۳۳ ـ ۱۱۰۴ ق)؛

۶. ملّا محمّد‌باقر مجلسى،[۱۵]معروف به علّامه مجلسى (۱۰۳۷ ـ ۱۱۱۰ق)؛

۷. محقّق سبزوارى،[۱۶]معروف به صاحب کفاية در فقه (م ۱۰۹۰ ق)؛

۸. شيخ يوسف بحرانى،[۱۷]صاحب الحدائق الناظرة (۱۱۰۷ ـ ۱۱۸۶ ق)؛

۹. شيخ عبد الله   تسترى[۱۸](م ۱۱۲۰ ق).

با اين حال، پس از سقوط سلسله صفوى (۱۱۳۵ ق) و افول سيطره مسلک اخبارى بر مراکز علوم دینی به وسيله علّامه وحيد بهبهانى ـ که معتقد به وجوب تخييرى نماز جمعه بود ـ، مجدّداً نظريه مشهور فقها قوّت گرفت، و در نتيجه، اقامه نماز در شهرهاى ايران از رونق افتاد و اين وضع، کم و بيش تا پيروزى انقلاب اسلامى ادامه يافت.

يکى از برکات پيروزى انقلاب اسلامى، رسميت يافتن نماز جمعه و اقامه آن توسط امامان منصوب از سوى رهبرى جمهورى اسلامى است.

آرای فقيهان معاصر در باره نماز جمعه

در ميان فقيهان معاصر، در باره حکم نماز جمعه چند نظريه وجود دارد:

۱. اقامه نماز جمعه و شرکت در آن، واجب تخييرى است؛ يعنى فرد مکلف، اختيار دارد که ميان به جا آوردن نماز جمعه يا نماز ظهر، يکى را انتخاب کند.

اين همان نظريه مشهور فقها‌ست که در عصر حاضر نيز شمارى از مراجع تقليد، مانند: امام خمينى;[۱۹]، آيت الله   اراکى،[۲۰]آيت الله   بهجت[۲۱]و آيت الله   خامنه  اى[۲۲]آن را پذيرفته  اند.

۲. اقامه نماز جمعه و شرکت در آن به قصد رجا جايز است؛ ولى ساقط کننده نماز ظهر نيست؛ يعنى کسانى که نماز جمعه مى  خوانند، واجب است نماز ظهر را نيز بخوانند.

جمعى از مراجع تقليد مانند: آيت الله   بروجردى،[۲۳]آيت الله   حکيم،[۲۴]آيت الله   گلپايگانى،[۲۵]و آيت الله   صافى[۲۶]چنين فتوا داده  اند.

۳. برخى ديگر از مراجع تقليد، مانند: آيت الله   خويى[۲۷]و آيت الله   تبريزى[۲۸]بر اين باورند که بر پا کردن نماز جمعه، واجب تخييرى است؛ ليکن اگر کسانی آن را بر پا دارند، احتياط واجب آن است که دیگران در آن شرکت نمايند.

مرحوم آيت الله   خويى در اين باره مى  نويسد:

نماز جمعه بدون امام [معصوم] يا منصوب خاصّ او واجب تعيينى نيست، و فقيهان اماميه، بر اين نظريه، توافق و اجماع دارند؛ بلکه واجب تخييرى است. البته اين نظريه تا زمانى است که نماز جمعه  اى بر پا نشده باشد؛ و امّا اگر نماز جمعه  اى بر پا شود، هر چند بعيد نيست حضور و شرکت در آن واجب تعيينى باشد، بلکه با توجّه به مستندات شرعى، وجوب تعيينى، نظريه  اى است که قوى  تر به نظر مى  رسد؛ ليکن چون فقهاى اماميه ميان اقامه نماز و حضور در آن، فرق نگذاشته  اند، يقين پيدا کردن به اين نظريه، مشکل است.[۲۹]

۴. مطابق فتواى آيت الله   مکارم شيرازى، در صورت تشکيل نظام اسلامى، احتياط در برپایی نماز جمعه است.[۳۰]

۵. به فتواى فقيه عالی‌قدر آيت الله   حاج آقا مرتضى حائرى،[۳۱]اقامه نماز جمعه و شرکت در آن، واجب تعيينى است.

۶. آيت الله   شهيد سيّد محمّدباقر صدر، براى نماز جمعه، سه حکم ذکر کرده است: حکم اوّل: وجوب تعيينى اقامه نماز جمعه در دوران حکومت سلطان عادل، با اين توضيح وى که مقصود از سلطان عادل، شخص يا اشخاصى است که به صورت مشروع، قدرت سياسى را به دست گیرند و با مردم به عدالت رفتار کنند.

حکم دوم: در صورت فقدان حکومت عدل نيز اقامه نماز جمعه، واجب است؛ ولى واجب تخييرى، هر چند انتخاب جمعه، فضيلت و ثواب بيشترى دارد.

حکم سوم: در صورتى که پنج فرد مکلّف، با هدف عمل کردن به واجب تخييرى، نماز جمعه  اى بر پا کنند، شرکت در آن بر ديگر مکلّفان، واجب است.[۳۲]

۷. اقامه نماز جمعه و نيز شرکت در آن، در حکومتى که مبتنى بر قوانين اسلامى است، خصوصاً در صورتى که رهبرىِ آن، با فقيه جامع شرايط باشد، واجب تعيينى است؛ زيرا دلالت روايات اهل بيت علیهم السلام بر وجوب تعيينى نماز جمعه، غير قابل انکار است. عمده مانع براى استناد به اين روايات، استنباط شمارى از فقيهان از سيره اهل بيت علیهم السلام در دورانى است که آن بزرگواران به رغم حضور، قدرت اقامه نماز جمعه را نداشتند؛ همان شرايطى که موجب پديد آمدن نظريه مشهور عدم وجوب تعيينى نماز جمعه در عصر غيبت گرديد. بى  ترديد اگر مردم موفق شوند نظامى هماهنگ با اصول حکومتى اهل بيت علیهم السلام تشکيل دهند، دوران ياد شده و شرايط مربوط، تغيير يافته و مى  طلبد تا فقهاى عصر، حکم نماز جمعه را متناسب با شرايط جديد، مورد بازکاوى قرار دهند. اين نکته بسيار شايان توجّه است که فقيهان پيشين که به صورت گسترده، به نظريه عدم وجوب تعيينى نماز جمعه در عصر غيبت معتقد شده  اند، اصولاً تجربه  اى از حکومت اسلامى بدون معصوم نداشتند و شايد احتمال نمى  دادند که بتوان پيش از عصر ظهور، حکومت عادلانه  اى بر اساس قوانين اسلامى تشکيل داد تا بخواهند در باره حکم نماز جمعه در آن دوران، اظهار نظر کنند، و به همين جهت، در دوران حکومت صفوى که به طور نسبى شرايط براى اقامه نماز جمعه فراهم گرديد، فقهاى بزرگى به وجوب تعيينى آن، فتوا دادند.

افزون بر اين، به دليل سياسى ـ عبادى بودن نماز جمعه، اقامه آن، و نيز نصب امامان جمعه همانند قضاوت و اجراى حدود و... وظيفه حکومت و حاکم اسلامى است. با اين وصف و بويژه بر اساس نظريه ولايت مطلقه فقيه، چگونه مى  توان پذيرفت ولى فقيه، همه اختيارات حکومتى امام معصوم علیهم السلام را داشته باشد، به جز اقامه نماز جمعه را؟!

آنچه در خصوص حکم وجوب تعيينىِ نماز جمعه در عصر غيبت گفته شد، مشروط به حاکميت فقيه عادل جامع الشرايط است. از اين رو، اقامه نماز جمعه و شرکت در آن، در حکومت  هاى غير اسلامى، واجب تعيينى نيست.


[۱]. ر. ک: الخلاف: ج ۱ ص ۶۲۶ مسئلۀ ۳۹۷، السرائر: ج ۱ ص ۲۹۰ و ۳۰۳، کتاب من لا یحضره الفقيه: ص ۹۰، المعتبر: ج ۲ ص ۲۷۹، تحرير الأحکام: ج ۱ ص ۴۳، التذکرة: ج ۴ ص ۲۷، المنتهى: ج ۱۰ ص ۳۱۷، الذکرى: ج ۴ ص ۱۰۴، جامع المقاصد: ج ۲ ص ۳۵۷.

[۲]. ابو يعلى حمزة بن عبد العزيز ديلمى، معروف به سلار یا سالار، فقيه، اصولى، متکلم، اديب و از دانشمندان برجستۀ قرن پنجم هجرى و سرآمد عالمان زمان خود بود. او از شاگردان برجستۀ شيخ مفيد (۴۱۳ ق) و سيّد مرتضى (م ۴۳۶) است. وى به دستور استادش سيّد مرتضى، منصب قضا را در منطقۀ حلب (از توابع سوريه) به عهده گرفت. سرانجام در سال ۳۴۸ يا ۳۶۳ ق در قريۀ خسروشاه تبريز درگذشت

(ر.ک.: روضات الجنان: ج ۲ ص ۳۷۰، اعيان الشيعه: ج ۷ ص ۱۷۰، رياض العلما: ج ۲ ص ۴۴۰، ريحانة الأدب ج ۳ ص ۵۰، رجال النجاشى: ص ۲۷۰ ش ۷۰۸).

[۳]. ابو عبد الله   محمّد بن احمد بن ادريس حلى ۵۴۳ - ۵۹۸ فقيه، محدث، مفسّر شيعى در حلّه به دنيا آمد. نسبش با سه واسطه به شيخ طوسى مى  رسد. پس از شيخ طوسى، جامعۀ علمى شيعه تا يک قرن، منفلانه پيرو انديشه  هاى شيخ بود. وى توانست فضاى اجتهاد و اظهار نظر آزاد را دوباره احيا کند. کتاب السرائر وى يکى از منابع فقهى شيعه است (ر.ک: تنقيح المقال، ج ۲ ص ۷۷، خاتمة المستدرک: ج ۳ ص ۴۳ ـ ۴۵، امل الآمل: ج ۲ ص ۸۰ ـ ۱۶۰، رجال السيد بحر العلوم: ج ۳ ص ۲۲۹، دائرة المعارف تشيّع: ج ۱ ص ۳۰۱).

[۴]. على بن عبد العالى جبل عاملى، معروف به محقّق ثانى و محقّق کرکى (۸۶۳ - ۹۴۰ ق) از فقيهان نامدار و برجستۀ شيعى صاحب کتاب جامع المقاصد است. وى به دعوت شاه اسماعيل به منظور تبليغ و ترويج تشيّع به ايران آمد و اساس تبليغ آن را در ايران بنيان نهاد و خود مسئوليت شيخ الاسلامى را پذيرفت و به تناسب نياز جامعۀ آن روز، به اجتهادهاى جديد دست زد. او در نجف اشرف به ديار حق شتافت (ر.ک: رياض العلماء: ج ۳ ص ۴۵۵ و ۴۶۰، روضات الجنات: ج ۴ ص ۶۴۶، مفاخر اسلام: ج ۴ ص ۴۴۲، ريحانة الأدب: ج ۵ ص ۲۴۷ ـ ۲۴۸، فوائد الرضويه: ص ۴۱۹).

[۵]. ر. ک: جامع المقاصد: ج ۲ ص ۳۷۵.

[۶]. نقباء البشر: ج ۱ ص ۱۷۶.

[۷]. ر. ک: جامع المقاصد: ج ۲ ص ۳۷۵.

[۸]. زين الدين بن نورالدين على بن احمد جبل‌عاملى، معروف به شهيد ثانى (۹۱۱ -۹۶۶ ق) فقيه، محدّث، مفسّر، منجّم و طبيب شيعى است. وى نخستين کسى است که فقه را تطبيقى و بر اساس مذاهب پنج  گانه تدريس کرد. شهيد ثانى داراى تأليفات فراوانى در موضوعات مختلف فقهى و غير فقهى است. معروف  ترين آثار او الروضة البهية فى شرح اللمعة الدمشقية، و مسالک الأفهام است. وى در شهر قسطنطينة به دست حکومت عثمانى به شهادت رسيد (ر.ک: روضات الجنّات: ج ۳ ص ۳۵۲ ـ ۳۸۷، أعيان الشيعة: ج ۷ ص ۱۴۳، أمل الآمل: ج ۱ ص ۸۷).

[۹]. با توجه به سال شهادت او يعنى ۹۶۵ ق بايد گفت: اين کتاب را در اواخر عمر خود نوشته است. از اين رو احتمال مطرح شده از سوى صاحب جواهر مبنى بر نگارش اين رساله در ايّام جوانى، صحيح به نظر نمى  رسد، (ر. ک: صلاة الجمعه تاريخيا و فقهياً: ص ۵۳).

[۱۰]. شمس الدين محمّد موسوى عاملى (۹۴۶ – ۱۰۰۹ ق) معروف به صاحب مدارک، فقيه و محدّث شيعى، نوۀ دخترى شهيد ثانى است. او تحصيلاتش را در زادگاه خويش و در نجف اشرف نزد مقدّس اردبيلى دنبال، و کتاب مدارک الأحکام را تأليف کرد. عالمان بزرگى بر اين کتاب حاشيه زده  اند. وى در ۶۲ سالگى درگذشت ر.ک: (مجالس المؤمنين: ج ۱ ص ۶۶، أمل الآمل: ج ۱ ص ۱۵، ريحانة الأدب: ج ۳ ص ۳۸۲، روضات الجنّات: ج ۷ ص ۵۴).

[۱۱]. ابو منصور حسن بن زين الدين جبل‌عاملى (۹۵۹ – ۱۰۱۱ ق) معروف به صاحب معالم، فقيه، محدّث، اديب و شاعر شيعه است. معروف‌ترين آثار او کتاب‌های معالم الدين و منتقى الجمان است. وى در ۵۲ سالگى در زادگاه خود درگذشت (ر.ک: أمل الآمل: ج ۱ ص ۷۸ ش ۷۱، أعيان الشيعة: ج ۵ ص ۹۹ ش ۲۳۶، روضات الجنات: ج ۳ ص ۷۱).

[۱۲]. محمّد تقى بن مقصودعلى مجلسى مشهور به مجلسى اوّل (۱۰۰۳ ـ ۱۰۷۰ق)، فقيه، محدّث، متکلّم، مفسّر، و رجالى شيعه در قرن يازدهم است. وى در اصفهان به دنيا آمد و بيشتر عمر را صرف شرح و تبيين علوم و معارف حديثى کرد و آثار ارزشمند و ماندگارى از خود بر جاى گذاشت (ر.ک: لؤلؤة البحرين: ص ۶۰، روضات الجنّات: ج ۲ ص ۱۱۸، جامع الرواة: ج ۲ ص ۸۲، رياض العلماء: ج ۵ ص ۴۷، أمل الآمل: ج ۲ ص ۲۵۲، ريحانة ألادب: ج ۲ ص ۱۹۸).

[۱۳]. ابو جعفر محمّدمحسن بن مرتضى، ملقب به فيض کاشانى (۱۰۰۷ ـ ۱۰۹۱ق)، فقيه، محدّث متکلّم، فيلسوف، مفسّر، شاعر شيعى و متولّد کاشان است. فراوانى تأليفات ارزندۀ او در علوم گوناگون سبب شده تا چهرۀ ماندگار و ممتاز شيعه شود. کتاب الوافى، مهم‌ترين اثر حديثى اوست(ر.ک: رياض العلماء: ج ۵ ص ۱۵، روضات الجنّات: ج ۶ ص ۹۴، أمل الآمل: ج ۲ ص ۳۰۵، جامع الرواة: ج ۲ ص ۴۲).

[۱۴]. محمد بن حسن بن على جبل‌عاملى مشغرى، معروف به شيخ حرّ عاملى (۱۰۳۳ - ۱۱۰۴ق)، فقيه، محدّث، رجالى، اديب، متکلّم و زاهد، است. وى در مَشغره، به دنيا آمد و پس از سى و يک سال اقامت در مشهد رضوى درگذشت. وى بيش از هفتاد عنوان کتاب در موضوعات مختلف تأليف کرده است که معروف‌ترين آن وسائل الشيعه است (ر.ک: قصص العلماء: ص ۳۲۴، أمل الآمل: ج ۱ ص ۱۴۱، ۱۴۳، روضات الجنّات: ج ۷ ص ۱۰۰، ريحانة الادب: ج ۲ ص ۳۱، جامع الرواة: ج ۲ ص ۹۰، أعيان الشيعة: ج ۲ ص ۴۹۴).

[۱۵]. محمّدباقر بن محمّدتقى مشهور به علّامه مجلسى و مجلسى دوم (۱۰۳۷ - ۱۱۱۱ق) فقيه، محدّث، متکلّم، فيلسوف، مورّخ، اديب و رياضيدان، و از علماى بزرگ شيعه در قرن يازدهم هجرى است. وى در اصفهان به دنيا آمد و در همين شهر در گذشت. کمتر شخصيت شيعى است که همانند وى در ترويج و نشر معارف اهل بيت: آثار ماندگارى را خلق کرده باشد. بحار الأنوار، بزرگ‌ترين دائرة المعارف حديثى شيعه به قلم او تدوين شده است (ر.ک: لؤلؤة البحرين: ص ۳۰، الفيض القدسى: ص ۱۴۹، مرآت الأحوال جهان  نما: ج ۱ ص ۷۹، روضات الجنات: ج ۲ ص ۸۴، رياض العلماء: ج ۵ ص ۳۹).

[۱۶]. محمّد‌باقر سبزوارى، معروف به محقّق سبزوارى (۱۰۱۷ - ۱۰۹۰ق)، متولد روستاى ثامن از توابع سبزوار است. در اصفهان به تکميل تحصيلات پرداخت و در اندک زمانى، سرآمد علماى عصر خود شد و از سوى شاه عباس دوم، منصب شيخ الاسلامى را پذيرفت. از وى آثار زيادى به يادگار مانده که مهم‌ترين آنها دو کتاب کفاية الأحکام و ذخيرة المعاد فى شرح الإرشاد است. قبر او در مشهد الرضا علیه السلام و در مدرسۀ ميرزا جعفر است (ر.ک: روضات الجنات: ج ۲ ص ۶۹، رياض العلما: ج ۵ ص ۴۵، أمل الآمل: ج ۲ ص ۲۵۰، مفاخر اسلام: ج ۸ ص ۲۸۱، ريحانة الأدب: ج ۵ ص ۲۴۴).

[۱۷]. شيخ يوسف بحرانى (۱۱۰۷ – ۱۱۸۶ق)، مشهور به صاحب حدائق، فقيه، محدّث و شاعر، در قريۀ ماحوز بحرين به دنيا آمد و در کربلا درگذشت. بحرانى بينش اخباریگرى معتدلى داشت. وى کتاب‌هاى فراوانى تأليف کرده است که الحدائق الناضرة مشهورترين آنها است (ر.ک: لؤلؤة البحرين: ص ۱۱۷، فارس‌نامۀ ناصرى: ج ۲ ص ۱۲۶۵ ـ ۱۵۸۷، الدرر النجفية: ص ۴۶ ـ ۵۰).

[۱۸]. مولى عبد الله   بن حسين تسترى (م ۱۰۲۱ق)، عالم، فقيه، محدّث، زاهد شيعى و استاد محمّدتقى مجلسى است. وى را به بزرگى و جلالت و تقوا ستوده  اند. از وى حاشيه و تعليقه  هاى برخى کتب فقهى و حديثى به يادگار مانده است (ر.ک: رياض العلماء: ج ۳ ص ۲۰۳، روضات الجنّات: ج ۴ ص ۲۹۷، أمل الآمل: ج ۲ ص ۱۵۹ ـ ۱۶۰ ش ۴۶۳).

[۱۹]. توضيح المسائل مراجع: ج ۱ ص ۸۷۱ مسئلۀ ۱.

[۲۰]. توضيح المسائل مراجع: ج ۱ ص ۸۷۲ ذيل مسئلۀ ۱.

[۲۱]. توضيح المسائل مراجع: ج ۱ ص ۹۰۵ مسئلۀ ۲.

[۲۲]. توضيح المسائل مراجع: ج ۱ ص ۹۱۰ ذيل سؤال ۶۱۷.

[۲۳]. البدر الزاهر فى صلاة الجمعة والمسافر: ص ۷۰.

[۲۴]. عروة الوثقى محشى: ج ۲ ص ۲۴۴.

[۲۵]. توضيح المسائل مراجع: ج ۱ ص ۸۹۳ مسئلۀ ۲.

[۲۶]. توضيح المسائل مراجع: ج ۱ ص ۸۹۳ مسئلۀ ۲.

[۲۷]. توضيح المسائل مراجع: ج ۱ ص ۸۸۹ و ۸۹۱.

[۲۸]. توضيح المسائل مراجع: ج ۱ ص ۸۷۲ ذيل مسئلۀ ۱.

[۲۹]. موسوعة الإمام الخويى: ج ۱۱ ص ۳۱.

[۳۰]. توضيح المسائل مراجع: ج ۱ ص ۸۷۵.

[۳۱]. ايشان رسالۀ مستقلّى براى اثبات وجوب تعيينىِ نماز جمعه نوشته  اند.

[۳۲]. ر. ک: الفتاوى الواضحة: ج ۱، ص ۴۲۰.



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت