وظايف نهاد وكالت

پرسش :

وظایف وکیلان امامان(ع) چه بود؟



پاسخ :

دقّت در اسباب و دلايل تشكيل نهاد وكالت، وظايف اين نهاد را نيز روشن مى سازد. گفتنى است كه وظايف نهاد وكالت در ابتدا محدود بود و با مرور زمان، گسترش يافت. وكيلان نخستين امام زمان(ع) ، بيشتر به عنوان كارپرداز مالى و يا رابط مالى ميان امّت و امام بودند و وظايف محدودى داشتند؛ ولى با گذشت زمان و گسترش نهاد وكالت، وظايف و عملكرد آنان نيز گسترش يافت و در دوره عثمان بن سعيد (وكيل خاص امام حسن عسكرى(ع) ) به اوج خود رسيد و وظايف متعدّدى براى نهاد وكالت مشخّص شد. نگاه ما در اين مجموعه، به تمام كاركردهاى نهاد وكالت در طول دوره فعاليت افزون بر دويست ساله آن است.

مهم ترين وظيفه نهاد وكالت، برقرارى ارتباط ميان شيعيان و امام(ع) بود كه در حوزه هاى متفاوت اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى، نمود مى يافت.

ساختار نهاد وكالت به گونه اى طرّاحى شده بود كه بتواند بدون دغدغه و اضطراب، رابطه بين امام(ع) و شيعيان را تسهيل كند و نياز شيعه به حضور امام(ع) در جامعه را برآورده سازد و آنان را در تكاليف محوّله، يارى رساند.

رساندن نامه هاى حاوى سؤال و درخواست شيعيان از امام(ع) و تحويل پاسخ امام(ع) به شيعيان، از طريق نهاد وكالت صورت مى گرفت. معمولاً جواب امام(ع) ذيل سؤال و در همان ورقه درج مى شد و به پرسشگر داده مى شد. از اين رو، پاسخ امام(ع) با عنوان «توقيع» شهرت يافت.[۱]گاه، نامه هاى شيعيان از طريق پيك سيّار، جمع آورى و به مركز نهاد وكالت (يعنى بغداد) منتقل مى شد.

شيوه نامه نگارى (مكاتبه) از دوره امام صادق(ع) آغاز شد و به مرور زمان، رواج يافت و در دوره غيبت صغرا به تنها شيوه ارتباط ميان امام و مردم تبديل شد. از اين رو، نسبت تعداد مكاتبات امامان(ع) در مقايسه با مجموع احاديث آنان، به مرور زمان افزايش يافت و در دوره غيبت صغرا به بالاترين حد خود رسيد.

مهم ترين حوزه هاى انجام وظيفه نهاد وكالت را مى توان اين گونه برشمرد:

اقتصادى

به سبب رفاه اقتصادىِ پديد آمده در جامعه ، واجبات مالىِ شيعيان در اين دوره فراوان شده بود. افزون بر آن، مواردى همچون: موقوفات، نذورات، صدقات، هدايا و تبرّعات نيز وجود داشت كه در مجموع، درآمد فراوانى محسوب مى شد.

از جهت ديگر، ناحيه امامت براى تأمين هزينه خود، رفع نياز نيازمندان شيعه، خانواده شهدا، هويت بخشى به نظام شيعه و... مخارج فراوانى داشت كه از طريق جمع آورى اموال به دست آمده، آن را تأمين مى كرد. نهاد وكالت، وظيفه جمع آورى اموال از مناطق مختلف را به عهده داشت و به دستور امام(ع) آنها را در موارد تعيين شده، هزينه مى كرد.

در نامه امام حسن عسكرى(ع) به شيعيان نيشابور آمده است:

هر فرد از شيعيان ما در آن ناحيه كه از انحراف به دور و طالب حق است، حقوق ما را به ابراهيم بن عبده بپردازد و او نيز به رازى [وكيل رى و سرپرست وكلاى شرق ايران ]يا به كسى كه او معيّن مى كند، تحويل دهد.[۲]

در توقيع صادره خطاب به نماينده امام(ع) در نيشابور، در باره تحويل اموال به  مسئول نهاد وكالت آمده است:

فَلا تَخرُجَنَّ مِنَ البَلدَةِ حَتّى  تَلقَى العَمرِيَّ رَضِيَ اللَّهُ عَنهُ بِرِضايَ عَنهُ ، وتُسَلِّمُ عَلَيهِ وتَعرِفُهُ ويَعرِفُكَ ، فَإِنَّهُ الطّاهِرُ الأَمينُ العَفيفُ القَريبُ مِنّا وإلَينا.[۳]

از شهر بيرون نرو تا عَمرى را ببينى - كه خدا به خاطر خشنودى ام از وى ، از او خشنود باشد - و بر او سلام بده و او را بشناس و او تو را بشناسد ، كه وى پاك و امين و عفيف و به ما نزديك و نزد ما عزيز است . پس هر چه براى ما از هر كجا مى آورند ، تا پايان عمرش ، به او برسانيد تا او به ما برساند.

با توجّه به اين رويكرد بود كه برخى از تجار قم، مستقيماً اموال خود را به سفير دوم (يعنى محمّد بن عثمان) تحويل دادند.[۴]

اموال تحويلى به نهاد وكالت، گاه واجبات مالى بود، همان گونه امام جواد(ع) در نامه اى به على بن مهزيار - وكيل ايشان در اهواز - دستور اخذ خمس در سال ۲۲۰ هجرى را به او ابلاغ مى نمايد.[۵]

جمع آورى درآمد موقوفات ناحيه امامت در نواحى مختلف نيز بر عهده نهاد وكالت بود. احمد بن اسحاق اشعرى در عصر امام عسكرى(ع) ، وكيل موقوفات در قم بوده است .[۶]صالح بن محمّد بن سهل نيز در زمان امام جواد(ع) ، وكيل وقف قم بوده است.[۷]

در كتاب تاريخ قم، تعداد متولّيان موقوفات در قم را حدود چهل نفر ذكر كرده است.[۸]در گزارش رجال الكشّى از اعزام دو نماينده از سوى امام جواد(ع) به قم براى اخذ وجوه شرعى از زكريا بن آدم، وكيل ناحيه در قم، سخن گفته شده است.[۹]

ابو جعفر محمّد بن على بن اسود - از عالمان قم و نماينده نهاد وكالت در قم - ، اموال مربوط به موقوفات قم را به ابوجعفر عمرى - سفير دوم امام(ع) - داد.[۱۰]

نهاد وكالت پس از تحويل اموال، قبض رسيد آن را نيز براى آنان صادر مى كرد كه در اواخر عصر سفارت سفير دوم، به سبب سخت گيرى حكومت، مدّتى قبض رسيد صادر نمى شد.[۱۱]

حجم اموال جمع آورى شده براى امام، گاه چنان زياد بود كه على بن اسماعيل بن جعفر الصادق، در مقام سعايت از امام كاظم(ع) به يحيى بن خالد برمكى گفت: «اموال از شرق و غرب به سوى او سرازير شده و در خزانه هايى نگاهدارى مى شود و زمينى به قيمت سى هزار دينار خريده است».[۱۲]

فراوانى اموال در نزد وكيلان بويژه در آغاز كار نهاد وكالت، گاه سبب انحراف وكيلان و تاراج اموال ناحيه امامت نيز مى گشت. مهم ترين سبب انحراف برخى از وكيلان امام كاظم(ع) و پيدايش گروه واقفه، به همين علت بوده است.[۱۳]

موارد مصرف اموال جمع آورى شده توسط ناحيه وكالت نيز در گزارش هايى مورد اشاره قرار گرفته است: اعطاى خرج سفر از سوى ناحيه مقدّسه به فرد هندىِ تازه مسلمان و شيعه،[۱۴]فرستادن كفن و مخارج دفن ابو عبد اللَّه حائرى از سوى سفير دوم به واسطه جعفر بن محمّد بن متيل،[۱۵]و اعطاى كفن به على بن زياد صيمرى[۱۶]و حسن بن نضر قمى از سوى ناحيه مقدّسه،[۱۷]از جمله گزارش هاى مصرف اموال از جانب ناحيه مقدّسه است.

در گزارشى ديگر از پرداخت مستمرّى به گروهى از طالبيان[۱۸]در زمان امام عسكرى(ع) سخن گفته شده است كه پس از شهادت ايشان فقط به افراد معتقد به امامت امام عصر پرداخت شد و مستمرى ديگران قطع شد.[۱۹]

فرهنگى

اگر چه رويكرد مالى و اقتصادى در وكيلان دوره هاى اوّليه، بيشتر به چشم مى آيد، ولى در سال هاى ميانى و در مقاطع و نقاط عطف بويژه سال هاى منتهى به عصر غيبت، كاركرد فرهنگى وكيلان، نمايان تر مى شود. از جمله پس از شهادت هر امام(ع) و در فاصله زمانى موجود ميان امام پيشين و امام پسين، وكيلان و نهاد وكالت به عنوان گروه معتمد مردم، جايگاهى ويژه داشتند و شبهه و حيرت آنان را برطرف مى كردند.

پس از شهادت امام جواد(ع) بزرگان شيعه در منزل محمّد بن فرج - وكيل برجسته امام جواد(ع) - جمع شدند و در باره امامت امام هادى(ع) گفتگو كردند.[۲۰]

گزارش هاى ديگرى از عملكرد فرهنگىِ كارگزاران نهاد وكالت نيز در دست است. على بن مسيّب، از امام رضا(ع) پرسيد: فاصله محلّ سكونت من با شما بسيار است... اكنون معالم دين خود را از چه كسى برگيرم؟ امام رضا(ع) وكيل ناحيه مقدّسه در قم را به عنوان امين دين و دنيا معرفى كرد و فرمود: «از زكريا بن آدم يادگير كه  نسبت به دين و دنيا امين است». على بن مسيّب گويد: پس از بازگشت از خدمت امام(ع) نزد زكريا بن آدم رفتم و آنچه را بدان نياز داشتم، از وى پرسيدم.[۲۱]

احمد بن اسحاق - از وكيلان ناحيه در قم - از امام عسكرى(ع) در باره مرجع علمىِ پاسخگو به نيازهاى فرهنگى خود پرسش كرد و امام(ع) ، عثمان بن سعيد عَمرى را معرفى كرد و فرمود: «اين عثمان بن سعيد، مورد وثوق و امين است و هرچه بگويد و به شما برساند، از جانب من گفته و ابلاغ كرده است».[۲۲]

جايگاه فرهنگى وكيلان ارشد و نهاد وكالت پس از شهادت امام عسكرى(ع) بيشتر نمايان مى شود. در سال ۲۶۰ هجرى و با آغاز غيبت امام مهدى(ع) ، شخصيت معتمد و برجسته اى كه مى توانست حيرت و سرگردانى را از جامعه شيعه بزدايد، شخص عثمان بن سعيد عَمرى بود كه وجاهت فراوانى را به سبب داشتن وكالت از امام هادى(ع) و امام عسكرى(ع) و ارتباط مستقيم با آنان كسب كرده بود. مقبوليت عمومى ايشان و پشتيبانى عالمان شيعه از ايشان، سبب عبور جامعه شيعه از دوره بحران شد.

وكيل دوم، جناب محمّد بن عثمان و وكيل سوم، جناب حسين بن روح نوبختى، صبغه فرهنگى بيشترى داشتند. محمّد بن عثمان، وثاقت خويش را با تصريح امام عسكرى(ع) و امام مهدى(ع) بر كرسى نشانده و پاسخگوى شبهات فرهنگى فراوانى بود.

حسين بن روح نيز پس از انحراف شلمغانى اعلام كرد كه كتب او كه در زمان استقامت نوشته شده، مفيد و قابل استفاده است. او به سخن امام عسكرى(ع) نسبت به كتب ابن فضّال استناد كرد كه فرموده بود: خُذُوا ما رَوَوا وذروا ما رَأْوا؛[۲۳]آنچه را روايت كرده اند، بگيريد و آنچه را نظر داده اند رها كنيد.

انتقال سؤالات علمى دانشمندان شيعه از طريق نهاد وكالت و پاسخگويى ناحيه مقدّسه به آن پرسش ها در مورد فراوانى گزارش شده است كه بازتاب وظيفه فرهنگى نهاد وكالت است. يعنى نهاد وكالت، رابط ناحيه امامت با دانشمندان بوده است. پرسش هاى فراوان محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى و پاسخ هاى امام(ع) از اين گروه است.[۲۴]

اصولاً نگاه شيعيان بويژه دانشمندان به منصب امامت، از منظرى عالمانه و فرهنگى بود و نهاد وكالت به عنوان ارتباط با ناحيه امامت، از جايگاه فرهنگىِ خاص بهره مند بود. گفتنى است كه عالمان دين ، فقيهان و متكلّمان ، وظيفه اصلى در رفع مشكلات علمى را بر عهده داشتند؛ ولى در موارد خاص و بحرانى كه حتّى عالمان نيز قادر به رفع مشكل نبودند، وكيلان و نهاد وكالت به ميدان مى آمدند و زمينه رفع بحران را فراهم مى كردند .

سياسى اجتماعى

نهاد وكالت اگر چه در ابتدا نهادى اقتصادى و فرهنگى جلوه مى كند، ولى ويژگى هاى سياسى - اجتماعى اين نهاد، از اهميت ويژه اى برخوردار است.

در دوره پس از آغاز غيبت امام عصر(ع) ، نهاد وكالت و نايبان خاص به عنوان وكيل و جانشين امام(ع) ، رهبرىِ سياسى - اجتماعى شيعيان را بر عهده گرفتند. رهبرىِ جامعه شيعه در اين دوره سخت و بحرانى، مهم ترين وظيفه نايبان خاص و نهاد وكالت محسوب مى شد؛ زيرا تنها مركز ثقل و نقطه اتكاى جامعه شيعه در آن دوره محسوب مى شد.

گفتنى است كه جايگاه سياسى - اجتماعى نهاد وكالت، به اين دوره، منحصر نيست. وكيلان در دوره هاى پيشين نيز فعاليت هاى سياسى - اجتماعى داشتند.

دستگيرى وكيلان متعدّد توسط حكومت بنى عبّاس، حاكى از اثرگذارى نقش سياسى - اجتماعى آنان در ميان شيعيان است. زندانى شدن چند وكيل در متون تاريخى، مطرح شده است: على بن جعفر همانى، وكيل امام هادى(ع) ،[۲۵]محمّد بن فرج، وكيل ديگر امام هادى(ع)،[۲۶]ابو هاشم جعفرى،[۲۷]ابو على بن راشد، عيسى بن جعفر بن عاصم و ابن بند.[۲۸]حتى حسين بن روح نوبختى وكيل سوم كه جايگاه سياسى - اجتماعى ويژه اى در جامعه و حتّى در دربار خلافت داشت نيز دستگير شد و مدّتى را در زندان گذراند.

حفاظتى

يكى از مهم ترين كاركردهاى نهاد وكالت ، ايجاد لايه پوششى و پديد آوردن سپر حفاظتى براى امام(ع) بود . مصونيّت امام(ع) و جايگاه امامت از گزند دشمنان، از مهم ترين وظايف نهاد وكالت، محسوب مى شود . از جانب ديگر ، نهاد وكالت، به سبب گستردگى تشكيلات و ارتباط نظام مند و مخفى ، زمينه مصونيّت شيعيان را نيز فراهم مى كرد تا حكومت، كمتر متعرّض افرادى شود كه در پى ملاقات با امام(ع) بودند و يا جاسوسانى كه در پى شناسايىِ افراد مرتبط با امام و ناحيه امامت بودند، نتوانند متعرّض مردم شوند .

كاركرد نيابتى نهاد وكالت در پيگيرى مباحث مرتبط با امام و امّت، در زمان حضور امام(ع) ، سبب مراجعه كمتر شيعيان به امام(ع) مى شد و كاهش مراجعات، سبب مصون ماندن امام(ع) از اتّهام تشكيل گروه مخالف مى گشت. همچنان كه  كاهش مراجعه مردم به امام(ع) سبب مصون ماندن آنان از تعقيب مأموران حكومتى اى مى شد كه بيت امام(ع) را تحت نظر داشتند. بدين سبب، زمانى كه خفقان سياسى شدّت مى گرفت، به دستور امام، تمام ملاقات ها لغو مى شد و گاه افراد مراجعه كننده از مراجعه به وكيلان نيز منع مى شدند.[۲۹]


[۱]توقيع: از ريشه وقع به معناى اثر نهادن بر چيزى است و در اصطلاح به امضا يا متنى گفته مى‏شود كه در ذيل ورقه يا ضميمه آن، اضافه مى‏شود (ر. ك: ج ۴ ص ۱۱۲ (بخش پنجم: توقيعات / درآمد).

[۲]رجال الكشّى: ج ۲ ص ۸۴۷ ش ۱۰۸۸.

[۳]ر. ك : ص ۳۲۸ ح ۶۱۳.

[۴]الغيبة ، طوسى: ص ۱۷۹.

[۵]تهذيب الأحكام: ج ۴ ص ۱۴۱، الاستبصار: ج ۲ ص ۶۱، وسائل الشيعة: ج ۶ ص ۳۴۹.

[۶]ر.ك: تاريخ قم: ۲۱۱.

[۷]الكافى: ج ۱ ص ۵۴۸ ح ۲۷.

[۸]تاريخ قم: ص ۱۸ (مقدمه) .

[۹]رجال الكشّى: ج ۲ ص ۸۵۸ ح ۱۱۱۵.

[۱۰]كمال الدين: ص ۵۰۱ ح ۲۸.

[۱۱]الغيبة ، طوسى: ص ۲۲۴.

[۱۲]الغيبة ، طوسى: ص ۲۱، الارشاد: ص ۲۹۹، المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۳۲۶.

[۱۳]ر.ك: الغيبة ، طوسى: ص ۴۳، رجال الكشّى: ص ۷۰۶ ش ۷۵۹ و ص ۷۶۷ ش ۸۸۸ .

[۱۴]ر. ك : ج ۵ ص ۳۳ ح ۷۷۹.

[۱۵]ر. ك : ص ۳۴۳ ح ۶۲۲ .

[۱۶]ر. ك : ج ۴ ص ۴۲۱ ح ۷۴۶ .

[۱۷]الكافى: ج ۱ ص ۵۲۴ ح ۲۷ و ص ۵۱۲ ح ۴.

[۱۸]مراد از طالبيان، افرادى از خاندان ابو طالب هستند كه در اين جا به سبب برخوردارى از حقّ خمس، ياد شده‏اند.

[۱۹]الكافى: ج ۱ ص ۵۱۸ ح ۷.

[۲۰]الكافى: ج ۱ ص ۳۲۴ ح ۲.

[۲۱]رجال الكشّى: ج ۲ ص ۸۵۸ ش ۱۱۱۲.

[۲۲]الغيبة ، طوسى: ص ۲۱۵.

[۲۳]ر . ك : ص ۳۶۸ ح ۶۳۹.

[۲۴]ر . ك : ج ۴ ص ۱۸۷ (پاسخ پرسش‏هاى محمّد بن عبداللَّه حميرى) .

[۲۵]رجال الكشّى: ج ۲ ص ۸۶۵ ح ۱۱۲۹.

[۲۶]الكافى: ج ۱ ص ۵۰۰ ح ۵ .

[۲۷]الخرائج و الجرائح: ج ۲ ص ۶۸۲ ح ۱.

[۲۸]الغيبة ، طوسى: ص ۲۱۲ ، رجال الكشّى: ج ۲ ص ۸۶۳ ح ۱۱۲۲.

[۲۹]ر. ك : ج ۴ ص ۱۷۴ ح ۶۸۱.



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت