ويژگى هاى وكيلان امامان(ع)

پرسش :

وکیلان امامان(ع) چه ویژگی هایی داشتند؟



پاسخ :

جايگاه وكيلان و كارگزاران نهاد وكالت در ميان مردم به عنوان حلقه وصل امام و مردم، اقتضا مى كرد كه آنان از ويژگى هايى فراتر از ديگران برخوردار باشند؛ ويژگى هايى همچون: عدالت و وثاقت، مديريت، رازدارى و پنهانكارى، وجاهت اجتماعى، اعتقاد به كار تشكيلاتى، كاردانى، نظم و انضباط، احتياط، علم، قداست، ورع و تقوا و... از لوازم كارگزاران نهاد وكالت بوده است.

روشن است كه اين ويژگى ها در همه كارگزاران، يكسان نبوده است؛ بلكه موقعيت و رتبه آنان در نهاد وكالت در لزوم دارا بودن صفات والاتر و كامل تر، دخالت داشته است. برخى از مهم ترين ويژگى هاى كارگزاران از اين قرار است:

كاردانى، مديريت و تدبير

اوّلين و مهم ترين ويژگى وكيلان كل و جزء ناحيه مقدّسه، تدبير، كاردانى و مديريت شيعيان در فضاى خفقان آلوده سياسى حاكم بر جامعه اسلامى بود. گروه شيعيان در اين فضاى آلوده و پُرخطر، نياز به رهبرانى داشت كه با مديريت و تدبير خاص، اين مجموعه را از اين دوره خطرناك، به سلامتى عبور دهد، آسيب هاى محتمل را شناسايى كند و ارتباط درونىِ توده شيعيان را با رهبر غايب خويش به گونه اى ساماندهى نمايد كه هم آرامش درونى جامعه شيعى استمرار يابد و هم بهانه اى در دست حاكميت عبّاسى قرار نگيرد. انضباط شخصى و تشكيلاتى در اين مجموعه، نياز اوّليه و بسيار مهم بود.

زمانى عبد اللَّه بن سليمان - وزير عبّاسيان - براى نفوذ در ميان وكلا و شناسايى آنان، جاسوسانى را مأمور كرد تا پول هايى را به عنوان وجوه شرعى به وكلا تحويل دهند. از طرف ناحيه مقدّسه به همه وكيلان ابلاغ شد كه هيچ كس پولى از كسى قبول نكند. اين دستور به صورت كامل انجام شد و جاسوسان نتوانستند حتّى از يك وكيل ناحيه مقدّسه، سندى به دست آورند. جاسوسى نزد محمّد بن احمد رفت و هر چه در پرداخت پول به او اصرار كرد، او تجاهل كرد و همه چيز را انكار نمود.[۱]

حسين بن روح نوبختى براى آن كه ناحيه وكالت آسيب نبيند، دربان خود را - كه به معاويه ناسزا گفته بود - از كار بركنار كرد. در كاردانى و تدبير حسين بن روح همين بس كه او در عين دارا بودن نيابت خاص امام مهدى(ع) ، با دربار عبّاسى و وزراى آنان نيز ارتباط و رفت و آمد داشت.

عثمان بن سعيد نيز با استفاده از جايگاه خويش به عنوان تاجر روغن و عسل در مركز خلافت اسلامى، رفت و آمد داشت و امور مربوط به نهاد وكالت را رهبرى مى نمود.

رازدارى و نهان كارى

موقعيت خاص نهاد وكالت اقتضا مى كرد كه مخفى كارى، راه كار اصلى در تمام امور مرتبط با آن باشد . از اين رو، مديريت و سلسله مراتب در آن، از دشوارىِ خاصى برخوردار بود.

جعفر بن احمد بن متيل و پدرش احمد بن متيل، از اعضاى اصلى نهاد وكالت در دوره محمّد بن عثمان (نايب دوم) بودند؛ ولى هنگام تعيين نايب سوم، حسين بن روح نوبختى - كه رتبه اى پايين تر از آنها داشت - به عنوان نايب سوم معرفى شد. ابو سهل نوبختى در توجيه دلايل انتخاب حسين بن روح، به ويژگىِ نهانكارى كامل در نهاد وكالت اشاره كرده و گفته است: «اگر من مكان امام غايب را چنان كه ابو القاسم حسين بن روح مى داند، مى دانستم، شايد در تنگناى محاجّه، آن را بر خصم افشا مى كردم. در صورتى كه ابو القاسم [حسين بن روح ] اگر امام را زير عباى خود پنهان داشته باشد و او را با قيچى، ريزريز كنند، امام را آشكار نخواهد كرد».[۲]

حسين بن روح، در سايه همين پنهانكارى، حتّى با دربار عبّاسى رابطه اى نزديك داشت.

وكيل اوّل، عثمان بن سعيد عُمرى - كه از كودكى در خانه امام هادى(ع) حضور داشت - به عنوان تاجر روغن و عسل، شهره بود و در پناه شغل خويش، نامه هاى متبادل شده بين امام، وكيلان جزء و مردم را منتقل مى كرد.

داوود بن اسود، واسطه امام عسكرى(ع) براى رساندن برخى از نامه هاى عثمان بن سعيد بود؛ نامه هايى كه در قالبى چوبى جاسازى شده بود و او بدون آن كه از محتواى آن آگاه باشد، مأمور رساندن آنها بود. بر اثر بى احتياطى او، چوب حامل نامه ها شكسته و نامه ها بيرون ريخته شد و به سبب اين بى احتياطى، مورد مؤاخذه امام قرار گرفت.[۳]

يادكرد كنايىِ نام امام(ع) در نوشته ها و گفته ها نيز گونه اى پنهانكارى و رازدارى شمرده مى شود. در نامه ها و حواله هاى مالى ، از امام(ع) به عنوان «غريم» يعنى طلبكار ياد مى شد كه در نزد صاحبان و رابطان مالى، لقبى شناخته شده بود؛ ولى در نزد ديگران، بسيار عادى جلوه مى كرد.

اين شيوه سبب شد هنگامى كه دستگاه جاسوسى بنى عبّاس، براى شناسايى سازمان وكالت، جاسوسانى را به سراغ آنان فرستاد، آنان به راحتى از اين دام فرار كردند و توانستند نهاد وكالت را از آسيب جدّى، مصون دارند.

عدالت و وثاقت

نمايندگى بى واسطه يا با واسطه امام(ع) در امور مالى، نيازمند اعتماد امام و عدالت و وثاقت شخص است بويژه در مورد كسانى كه نمايندگىِ منطقه اى را بر عهده داشتند. همچنين رابط بودن بين امام و مردم و انتقال پرسش ها و پاسخ ها اقتضا مى كرد كه امام(ع) و مردم به اين نمايندگان اعتماد داشته باشد.

در برخى از دوره ها - كه گاه از آن با نام دوران «حيرت» ياد مى شود - تنها وثاقت افراد و نهاد وكالت بود كه مى توانست ريشه ترديدها را بزدايد و كار را سامان دهد. برخى از وكيلان - همچون نايبان خاص - به صراحت از جانب امام(ع) توثيق شده اند. «العَمرِيُّ وَابنُهُ ثِقَتانِ ، فَما أدَّيا إلَيكَ عَنّي فَعَنّي يُؤَدّيانِ؛ عَمرى و فرزند او مورد اعتماد من  هستند و آنچه به تو برسانند، از سوى من رسانده اند».

حتّى برخى از نمايندگان كه در پايان كار، منحرف شدند، در دوره فعاليت در نهاد وكالت، استقامت داشته و مورد توثيق امام(ع) قرار گرفته اند.[۴]

امام مهدى(ع) در سخنى عام، وثاقت كلّى نمايندگان نهاد وكالت را بيان كرده و فرموده است:

لَيسَ فينا شَكٌّ ولا فيمَن يَقومُ مَقامَنا شَكٌّ.[۵]

هرگز در باره ما و كسانى كه از طرف ما فعاليت مى كنند، نبايد شك شود .

بسيارى از رجاليان با تعميم وثاقت مالى وكيلان، وثاقت رجالىِ آنان را به صِرف دارا بودن مقام وكالت پذيرفته اند. شيخ طوسى،[۶]علّامه حلى،[۷]شيخ بهايى،[۸]و وحيد بهبهانى،[۹]از كسانى هستند كه به تصريح يا به اشاره، وكالت از ناحيه امام(ع) را دليل توثيق فرد برشمرده اند.

مرحوم وحيد بهبهانى نوشته است كه ائمه(ع) تنها كسانى را كه مورد اعتماد و وثوق بوده و از عدالت برخوردار بودند، به وكالت نصب مى كردند.[۱۰]

گفتنى است كه برخى از رجاليان همانند شيخ عبد النبى جزايرى[۱۱]و آية اللَّه خويى،[۱۲]با اين تلازم مخالفت كرده اند. مرحوم خويى نوشته است: اگر اين تلازم وجود داشت، حتّى يك مورد خيانت و انحراف در سازمان وكالت پديد نمى آمد، در حالى كه مسلّم است مواردى از انحراف در اين نهاد، پديد آمده است.[۱۳]

نكته:آگاهى چندانى از ميزان دانش دينى و مباحث حديثى تمام وكيلان در دست نيست. روشن است كه بيشتر وكيلان، از عالمان طراز اوّل و شاخص منطقه جغرافيايى خود نبوده اند. حتّى نايبان خاص وكيلان ارشد نيز از عالمان طراز اوّل محسوب نمى شدند. عثمان بن سعيد، به غير از رواياتى كه به سبب موقعيت ادارى خود در نهاد وكالت نقل كرده است، روايات اندكى دارد. محمّد بن عثمان و حسين بن روح نيز اگر چه روايات بيشترى دارند، ولى در مقايسه با محدّثان، فقيهان و ديگر عالمان شيعه، از جايگاه علمى ويژه اى برخوردار نبوده اند. در ميان وكيلان ديگر ناحيه مقدّسه، گاه راويان و عالمانى همچون: احمد بن اسحاق و شلمغانى به چشم مى آيند؛ ولى مشخّص است كه ويژگىِ علمى آنان مورد توجّه نبوده است، حتّى در رتبه بندى و جايگاه ادارى وكيلان نيز جايگاه علمى آنان مورد توجّه نبوده و ويژگى هاى اجتماعى و مديريتى آنان اهميّت بيشترى داشته است.[۱۴]

در دوره فعاليت وكيلان، حتّى در غيبت صغرا عالمان بزرگى در قم و بغداد مى زيستند؛ ولى در نهاد وكالت جايگاهى نداشتند. حتّى حسين بن روح، كتاب التأديب را از شهر بغداد نزد علماى قم فرستاد و نظر آنان را نسبت به آن جويا شد.

از اين جهت، به نظر مى رسد كه ويژگى علمى در مجموعه افراد وكالت به عنوان شاخص، لحاظ نمى شده است و ويژگى هاى اجتماعى، ادارى و تشكيلاتى، مورد توجّه بوده است. جالب آن كه عالمان طراز اوّل شيعى، به وكيلان مراجعه كرده و پاسخ سؤالات و ابهامات خود را از طريق آنان از امام(ع) مى پرسيدند. مردم نيز براى پاسخگويى به پرسش هاى خود از شيوه متعارف مراجعه به عالمان استفاده مى كردند.


[۱]ر. ك : ج ۴ ص ۱۷۴ ح ۶۸۱.

[۲]ر. ك : ص ۳۶۷ ح ۶۳۷.

[۳]المناقب ، ابن شهرآشوب: ج ۴ ص ۴۲۷ - ۴۲۸.

[۴]رجال الكشّى: ر. ك: ج ۲ ص ۸۴۴ ش ۱۰۸۸.

[۵]ج ۴ ص ۱۷۰ ح ۶۷۸.

[۶]الغيبة ، طوسى : ص ۲۰۹ .

[۷]رجال الطوسى : ص ۴ .

[۸]تنقيح المقال: ج ۱ ص ۲۱.

[۹]همان: ج ۱ ص ۲۱۰ - ۲۱۱.

[۱۰]تنقيح المقال: ج ۱ ص ۲۱۰.

[۱۱]مقباس الهداية: (چاپ شده در تنقيح المقال : ج ۳ ص ۷۷). نيز، ر.ك: ص ۳۸۳ (سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمه عليهم السلام ).

[۱۲]معجم رجال الحديث : ج ۳ ص ۷۷ .

[۱۳]همان جا.

[۱۴]ر . ك : جرعه‏اى از دريا : ج ۱ ص ۱۷۳ . آية اللَّه شبيرى زنجانى نوشته‏اند : نوّاب اربعه، هيچ يك به عنوان مراجع علمى طايفه اماميه مطرح نبوده‏اند .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت