دعا

پرسش :

«دعا» را از جهات گوناگون توضیح دهید.



پاسخ :

واژه شناسى دعا

«دعا» در لغت به معناى خواندن چيزى است به سوى خود با آواز و يا سخن. ابن فارس در تبيين معناى ريشه اين واژه مى گويد:

هو أن تميلَ الشيءَ إليك بصوتٍ وكلامٍ يكون منك.[۱]د. ع. و. به معناى متمايل كردن چيزى به سمت خود با صدا و گفته ات است.

بر پايه اين سخن ، اصل در «دعا» خواندن با صوت و لفظ است ليكن كثرت استعمال اين واژه در دعوت با نوشته ، اشاره و امثال آن ، مفهوم اين واژه را اعم از خواندن با صوت و لفظ گردانيده است. بنابراين كلمه «دعا» اعم از «ندا» است زيرا «ندا» اختصاص به باب الفاظ و اصوات دارد ولى «دعا» مى تواند با لفظ باشد و مى تواند با اشاره و امثال آن ، افزون بر اين «ندا» در معناى حقيقى اش حتما بايد با صداى بلند باشد ولى «دعا» مقيد به صداى بلند نيست.[۲]

بنابراين «دعا» و «دعوت» به معناى توجه دادن مَدعُوّ به سوى داعى براى جلب منفعت يا دفع ضرر است ، از اين رو درخواست از مَدعُوّ در واقع هدف دعا است نه خود آن.[۳]

دعا در قرآن و حديث

كلمه «دعا» در قرآن و احاديث اسلامى با عنايت به مفهوم لغوى آن در معانى مختلفى استعمال شده است.

به طور كلى اين واژه گاه در مورد خداوند متعال به كار مى رود و گاه در مورد انسان. دعاى خداوند متعال دو گونه است:

الف ـ دعاى تكوينى

دعاى تكوينى خداوند متعال به معناى ايجاد چيزى است براى هدفى خاص ، گويا آن چه ايجاد مى شود به آن چه خداوند مى خواهد دعوت مى گردد.

مانند اين سخن خداوند متعال:

«يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ.[۴]روزى كه شما را فرا مى خواند و شما با حمد او، اجابت مى كنيد».

بدين معنا كه خداوند در قيامت انسان ها را به زندگى اخروى تكوينا دعوت مى كند و آنان با زنده شدن پس از مرگ دعوت او را اجابت مى نمايند.

ب ـ دعاى تشريعى

دعاى تشريعى ، عبارت است از مكلف كردن مردم به انجام آن چه خداوند واجب كرده و ترك آن چه تحريم نموده است ، در حقيقت تكليف ، فرا خواندن مكلف به انجام اوامر و ترك نواهى الهى است ، مانند اين سخن خداوند عزّوجلّ:

«أَفِى اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى.[۵]مگر درباره خدا ـ پديدآورنده آسمان ها و زمين ـ ترديدى هست؟ او شما را دعوت مى كند تا پاره اى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و تا زمان معينى شما را مهلت دهد».

به سخن ديگر ، دين پيام تكامل انسان است كه خداوند متعال انسان را بدان دعوت مى كند تا از طريق پياده كردن آن در زندگى به فلسفه آفرينش خود دست يابد.

مفهوم دعا در مورد انسان

اين بود معناى «دعا» در مورد خداوند متعال ، اما در مورد انسان كلمه «دعا» حقيقتا و مجازا كاربردهاى مختلفى در قرآن و حديث دارد[۶]آن چه در اين جا تبيين آن مهم و لازم است ، تبيين مفهوم حقيقى دعاى انسان در برابر آفريدگار ، و جمع بندى اجمالى آيات و احاديثى است كه درباره آن وارد شده است:

الف ـ حقيقتِ دعا

با تأمل در كاربرد كلمه «دعا» در قرآن و حديث معلوم مى گردد كه دعاى انسان در برابر خداوند متعال ، در حقيقت به معناىِ خود را بنده و نيازمند مطلق به خدا ديدن و با پرستش او درصدد جلب عنايت و رحمت او برآمدن است و از اين رو امام صادق عليه السلام در تبيين جنود عقل و جهل مى فرمايد:

وَالدُّعاءُ وضِدُّهُ الاِستِنكافُ.[۷]دعا، و ضد آن خوددارى است.

اين سخن بدان معنا است كه «دعا» از سپاهيان عقل است. عقل ، انسان را نيازمند مطلق مى بيند و لذا او را به عبوديتِ كمال مطلق دعوت مى نمايد تا با عبادت و پرستش او به عنايت و رحمتش دست يابد ، از اين رو هر چه انسان از معرفت و شناخت بيشترى برخوردار باشد دعاى او افزون تر مى گردد ، چنان كه از امام على عليه السلام روايت شده:

أعلَمُ النّاسِ بِاللّهِ أكثَرُهُم لَهُ مَسأَ لَةً.[۸]داناترين مردم به خداوند، پر درخواست ترين آنان است.

و پيشوايان دين به دليل آن كه در بالاترين مراتب عقل و معرفت بودند بيش از ديگران خود را نيازمند به خدا مى دانستند و لذا فوق العاده به دعا اهتمام داشتند.[۹]

در نقطه مقابل ، جهل سبب مى شود كه انسان خود را مستقل و بى نياز پندارد و از عبوديت الهى و طلب رحمت و از طريق اطاعتش روى برتابد و استنكاف ورزد.

اين حديث شريف ، در واقع ريشه در اين آيه شريفه دارد كه مى فرمايد:

«وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ.[۱۰]و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم. در حقيقت، كسانى كه از پرستش من كبر مى ورزند، به زودى خوار در دوزخ در مى آيند».

اين آيه كريمه به روشنى نشان مى دهد كه حقيقت «دعا» از نگاه قرآن ، احساس عبوديت انسان نسبت به آفريدگار خود و طلب قرب و رحمت آن جناب از طريق پرستش اوست. و لذا از اين حقيقت ابتدا با واژه «دعا» و سپس با واژه «عبادت» تعبير مى نمايد.

همچنين همه رواياتى كه «دعا» را مغز عبادت توصيف مى كنند يا عين عبادت مى دانند اشاره به حقيقت مفهوم دعا دارند.

همچنين رواياتى كه دلالت مى كنند بر اين كه فضيلت «دعا» از قرائت قرآن بيشتر است اشاره به اين معنا است كه حال عبوديتى كه براى نيايشگر حقيقى دست مى دهد براى قارى قرآن پديد نمى آيد.

با تأمل در آنچه ذكر شد معلوم مى شود كه مقصود از حقيقت دعا كه در همه عبادات وجود دارد همان احساس عبوديت و نياز مطلق و طلب قرب و رحمت حق به وسيله پرستش اوست ، نه اين كه كلمه «دعا» مرادف با همه عبادات مثل نماز و روزه و امثال آن است تا اين سؤال پيش آيد كه اگر «دعا» به معناى «عبادت» است معناى حديث «الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَة ؛ دعا هسته عبادت است»[۱۱]مى شود «العبادة مخّ العبادة».

ب ـ اهميت دعا و نقش آن در زندگى

در اهميت دعا همين بس كه روح و مغز عبادت است و به همين دليل سودمندتر از قرائت قرآن بلكه با فضيلت تر از همه عبادات از آن ياد شده است.

دعا ، كليد رحمت الهى ، مايه تقرب به خدا ، موجب تأمين خواسته ها ، سلامتى از شيطان و زندگى جان است.[۱۲]دعا ، نه تنها در رهايى از گرفتارى ها و دردها و رنج هاى زندگى به انسان كمك مى كند بلكه مى تواند سرنوشت قطعى زندگى را تغيير دهد[۱۳]و از بلاهاى گوناگون پيشگيرى نمايد[۱۴]و از اين رو پيشوايان اسلام ، پيشدستى و تقدم در دعا را توصيه كرده اند ،[۱۵]خود آنان نيز پيش از همه و بيش از همه اهل دعا و مناجات با خداوند متعال بوده اند.[۱۶]

به دليل آثار و بركات فراوانى كه «دعا» در زندگى فردى و اجتماعى انسان دارد ، قرآن كريم با تأكيد فراوان و با بيانهاى گوناگون مردم را بدان فرا مى خواند[۱۷]و نسبت به سستى در عدم بهره بردارى از اين كليد رحمت و سعادت هشدار مى دهد.

گاه مى فرمايد:

«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِى وَلْيُؤْمِنُواْ بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ. و هرگاه بندگان من، از تو درباره من بپرسند، [بگو] من نزديكم و دعاى دعا كننده را ـ به هنگامى كه مرا بخواند ـ اجابت مى كنم ، پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند ، باشد كه راه يابند».

گاه مى فرمايد:

«ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ. مرا بخوانيد ، اجابت مى كنم شما را».

گاه مى فرمايد:

«ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً. بخوانيد پروردگارتان را به زارى و نهانى».

گاه نمونه اى از دعاهاى مستجاب كه براى بسيارى از مردم تجربه شده است را ارائه مى نمايد:

«أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ. يا كيست آن كه اجابت مى كند درمانده ات را چون وى را بخواند و گرفتارى را برطرف مى گرداند».

گاه تأكيد مى فرمايد كه «دعا» ميزان وزن و اعتبار و ارزش انسان نزد خداوند متعال است

«قُلْ مَا يَعْبَؤُاْ بِكُمْ رَبِّى لَوْلاَ دُعَاؤُكُمْ.[۱۸]بگو: اگه دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى كند».

گاه از كسانى كه در دل شب بستر خواب راحت را رها مى كنند و به نيايش مى پردازند تجليل و تمجيد مى كند و اين چنين به آنان مژده مى دهد كه:

«فَلاَ تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ[۱۹]. هيچ كس نمى داند چه چيزى از آنچه روشنى بخش ديدگان است براى آنان پنهان شده است» و....

و در نقطه مقابل ، كسانى كه تنها هنگام گرفتارى و بلا خدا را مى خوانند ، نكوهش مى كند[۲۰]و كسانى كه از دعا كردن ـ كه روح بندگى است ـ استنكاف مى ورزند به جهنم تهديد مى نمايد:

«إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ. كسانى كه از عبادت من كبر مى ورزند، به زودى به خوارى در دوزخ در مى آيند».

ج ـ اصلى ترين مقدمات اجابت دعا

خداوند متعال وعده داده كه دعاى نيايشگران را اجابت كند ليكن تحقق اين وعده منوط به تحقق حقيقت دعا از سوى داعى است.[۲۱]

پيش از اين توضيح داده شد كه حقيقت دعا عبارت است از اين كه «انسان خود را در برابر خداوند متعال نيازمند مطلق ببيند و با پرستش او درصدد جلب عنايت و رحمت او برآيد».

كسى كه خود را نيازمند مطلق به بى نياز مطلق مى بيند ، از غير او منقطع مى گردد و به او مى پيوندد.

به سخن ديگر خواندن خداوند متعال با خواندن غير او تفاوت جوهرى دارد و تا حال انقطاع به انسان دست ندهد در واقع خدا را نمى خواند. حال انقطاع همان حالى است كه از آن تعبير به خالى كردن دل از غير خدا شده است چنان كه روايت شده از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درباره اسم اعظم سؤال كردند ، ايشان فرمود:

كُلُّ اسمٍ مِن أسماءِ اللّهِ ، فَفَرِّغ قَلبَكَ عَن كُلِّ ما سِواهُ ، وَادعُهُ بِأَيِّ اسمٍ شِئتَ.[۲۲]هر اسمى از نام هاى خداست؛ پس دلت را از هر چه غير اوست، فارغ كن و او را به هر اسمى كه مى خواهى بخوان.

بر اين اساس ، اصلى ترين مقدمات اجابت دعا ، حال انقطاع و تهى كردن دل از اميد به غير خدا است و هر چه اين حال در نيايشگر تقويت شود ، دعاى او به اجابت نزديكتر مى گردد ، بلكه اگر چنين حالى به انسان دست دهد بدون دعا نيز خواسته او تأمين گردد[۲۳]. بدين جهت بسيارى از امورى كه تحت عنوان آداب دعا و يا شروط اجابت آن در اين مجموعه خواهد آمد در حقيقت زمينه ساز پديد آمدن حال دعا است.

[۱]معجم مقاييس اللغة : ج ۲ ص ۲۷۹ .

[۲]ندا : كشيدن صدا و بالا بردن آن است . نادى ، شبيه دعا است ، اما دعا گاهى با علامتى غير از صدا و كلام است و با اشاره اى است كه خبر مى دهد : بيا . اما ندا ، فقط با صدا صورت مى گيرد .

[۳]ر .ك : الميزان في تفسير القرآن : ج ۲ ص ۳۱ .

[۴]اسراء : ۵۲ .

[۵]ابراهيم : ۱۰ .

[۶]ر . ك : نضرة النّعيم : ج ۵ ص ۱۹۰۴ .

[۷]الكافي : ج ۱ ص ۲۳ ح ۱۴ ، علل الشرايع : ص ۱۱۵ ح ۱۰ ، الخصال : ص ۵۹۱ ح ۱۳ ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۹۷ ح ۲۲ كلّها عن سماعة بن مهران ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۱۱۱ ح ۷ .

[۸]ر .ك : ص۲۸ ح ۹ .

[۹]ر .ك : ص ۳۱ (اهتمام اولياى خدا به دعا) .

[۱۰]غافر : ۶۰ .

[۱۱]ر .ك : ص ۴۷ (ارزش دعا / مغز عبادت) .

[۱۲]ر .ك : ص ۶۷ (بركت هاى دعا) .

[۱۳]ر .ك : ص ۷۵ (بركت هاى دعا / برگرداندن قضاى الهى) .

[۱۴]ر .ك : ص ۸۳ ( بركت هاى دعا / دفع بلا) .

[۱۵]ر .ك : ص ۳۹ (پيش دستى كردن در دعا) .

[۱۶]ر .ك : ص ۳۱ (اهتمام اولياى خدا به دعا) .

[۱۷]ر .ك : ص ۲۳ (اهتمام ورزيدن به دعا) .

[۱۸]فرقان : ۷۷ .

[۱۹]سجده : ۱۷ .

[۲۰]ر .ك : ص ۱۰۱ (نكوهش كسانى كه فقط هنگام گرفتارى دعا مى كنند) .

[۲۱]ر .ك : ص ۴۵۳ (سخنى پيرامون اصلى ترين شرط استجابت دعا) .

[۲۲]ر .ك : ص ۴۵۰ ح ۷۴۲ .

[۲۳]ر .ك : ص ۶۲۹ (كسى كه حاجتش بى درخواست برآورده شود) .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت