تحوّلات اشعار عربى در باره عاشورا

پرسش :

تحوّلات اشعار عربى در باره عاشورا چگونه بوده است؟



پاسخ :

قدمت شعر عربى در باره عاشورا به هنگام وقوع حادثه کربلا باز مى گردد. اشعار منسوب به امام حسین علیه السلام و یاران بزرگوارش در رَجَزخوانى هاى روز عاشورا و نیز اشعارى که از زینب علیهاالسلام، رَباب، سَکینه، اُمّ البنین و دیگر بستگان شهیدان کربلا به یادگار مانده، گواه این امر است.

از رَجَزهاى سروده شده در روز عاشورا که بگذریم، اشعار عربى مربوط به واقعه عاشورا را مى توان در پنج مرحله تاریخى دسته بندى کرد که هر کدام، از ویژگى هایى برخوردارند. البتّه ـ چنان که گفته شد ـ یک نکته در همه ادوار تاریخى شعر عاشورایى، بارز و نمایان است و آن، مرثیه سرایى و پرداختن به مصائب شهیدان کربلاست .

مرحله اوّل: قرن اوّل تا پایان قرن سوم هجرى

در این دوره، بیش از پنجاه تن از شعراى عرب، در باره عاشورا، شعر سروده اند[۱]که از سرشناسان آنها، فَرَزدَق، کمَیت اسدى و دِعبِل خُزاعى اند . همچنین به شاعرانى چون ابوالأسود دُئِلى و امام شافعى نیز مى توان اشاره کرد .

ویژگى هاى عمومى سروده هاى این دوره، عبارت اند از:

۱ . اظهار پشیمانى شرکت کنندگان در واقعه کربلا

در میان نخستین سرایندگان، کسانى را مى بینیم که از یارى نکردن امام حسین علیه السلام، اظهار پشیمانى کرده اند. از جمله آنها، عبید اللّه بن حُرّ جُعْفى است که چنین سروده است:

سوگند یاد کرده ام که دیده ام از اندوه، جدا نگردد            و سختْ بگِرید و هرگز اشک هایش کم نشود.[۲]

۲ . نفرین فرستادن بر قاتلان امام حسین علیه السلام و دعوت به خونخواهى امام علیه السلام

نفرین فرستادن بر بنى امیه و قاتلان نواده بزرگوار پیامبر صلى الله علیه و آله و دعوت به خونخواهى او، دیگر ویژگى اشعار این دوره است، گر چه حکومت بنى امیه، شاعران را در تنگنا و گاه تعقیب قرار مى داد . دِعبِل خُزاعى، سروده است که:

با کشتن امامشان، نفرین شدند و قطعا نفرین شدند.

او را قطعه قطعه شده در پنج ذراع جا، رها کردند.[۳]

منصور نَمِرى (م ۱۹۰ق)، با سرودن اشعارى نظیر بیت زیر، تحت تعقیب حکومت بنى امیه قرار گرفت:

این کشنده حسین! واى بر تو!

بارى را با خود آوردى که حمل کننده، بار زیر آن، کمر خم مى کند.[۴]

مرحله دوم: قرن چهارم تا پایان قرن ششم هجرى

این دوره، عصر شکوفایى شعر و ادبیات عرب است و شاعران بزرگى در آن مى زیسته اند. در این میان، بیش از ۶۸ شاعر در باره امام حسین علیه السلام و حادثه عاشورا، شعر سروده اند که مى توان به کسانى چون: ابو فِراس حَمْدانى، سید رضى، سید مرتضى، مهیار دیلمى و ابو العلاى مَعرّى اشاره کرد.[۵]

در این دوره نیز رثا و نوحه سرایى بر مصائب واقعه کربلا، در صدر اشعار عاشورایى است ؛ ولى جز آن، مى توان به این ویژگى ها نیز اشاره

کرد:

  1. شریک دانستن بنى عبّاس در جرائم بنى امیه

برخى طرفداران حکومت بنى عبّاس مى کوشیدند تا بنى عبّاس را از رضایتمندى به کشته شدن شهیدان کربلا، تبرئه کرده، از واقعه عاشورا به نفع حکومت بنى عبّاس، بهره بردارى کنند ؛ ولى گروهى از شعرا، به مقابله با این دیدگاه برخاستند و بنى عبّاس را در جرایمِ رُخ داده، شریک دانستند و این حقیقت را برملا ساختند که اگر چه بنى عبّاس در آن روزگار، در رأس حکومت نبودند و در وقوع حادثه عاشورا نقشى نداشتند، ولى در دوران حکومتشان، به آزار و اذیت شیعیان و علویان، مشغول اند و حتّى به تخریب قبر امام حسین علیه السلام پرداخته اند .

۲ . ریشه یابى حادثه عاشورا

در این دوره، به جهت تشکیل دولت هاى شیعى یا متمایل به تشیع، آزادى هایى نسبى در برخى سرزمین هاى عربى به وجود آمد و این، سبب گردید تا برخى از مسائلى که در گذشته قابل طرح نبودند، مطرح شوند .

ریشه یابى حادثه عاشورا و اشاره به حوادث پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله و غصب حقوق اهل بیت علیهم السلام، در اشعار این دوره، تا حدودى به چشم مى خورند . از جمله، طلایع بن رُزَّیک (م ۵۶۶ ق)، وزیر فاطمیان، در اشعارش به این نکته اشاره دارد:

در زیر سایه بان سقیفه، پنهان شد           آنچه در طَف، آشکار گردید.[۶]

  1. تحوّل در چگونگى خونخواهى شهداى کربلا

در دوره هاى گذشته، عمده حملات و انتقادهاى شاعران، متوجّه بنى امیه بود ؛ ولى در این دوره، شکل خونخواهى تغییر کرد. برخى از شاعران، انتقام از بنى عبّاس را مصداق انتقام از دشمنان امام حسین علیه السلام مى دانستند و برخى، انتقام گرفتن و خونخواهى را به ظهور امام مهدى۷ موکول مى کردند. برخى دیگر نیز بزرگىِ مصیبت را چنان بزرگ و سترگ مى دانستند که در دنیا، قابل قصاص و انتقام گیرى نیست و معتقد بودند که تنها، کیفر الهى در قیامت، مى تواند انتقام ریختن این خون هاى پاک باشد.

مرحله سوم: قرن هفتم تا پایان قرن نهم هجرى

این دوره، از یک سو با کم شدن حرارت حماسه و شور قیام در شعر عاشورایى ـ که از اواخر مرحله قبل آغاز شده بود ـ، همراه است و از دیگر سو، دوره انحطاط و جمود ادبیات عرب است. بدین جهت، شاعرانى که نامشان در این سه قرن، به عنوان شاعران عاشورایى به ثبت رسیده، به ۳۶ نفر تقلیل مى یابد .[۷]

برخى از شاعران عاشورایى سرشناس این دوره، عبارت اند از: ابن ابى الحدید و حافظ رجب بُرْسى حِلّى .

شعر این دوره، بجز رثاى شهیدان و بازگو کردن مصیبت هاى کربلا، داراى این ویژگى هاست:

  1. تحوّل در ناسزاگویى به بنى امیه و بنى عبّاس

با تحوّلاتى که در دوره پیشین از آنها یاد شد، ادبیات انتقام جویى از عاملان و قاتلان امام حسین علیه السلام، اندک اندک به سمت قیام امام مهدى علیه السلام و گرفتن انتقام خون شهیدان کربلا توسّط ایشان یا انتقام اُخروى، تغییر یافت. چنان که ناسزاگویى بر عاملان و قاتلان امام علیه السلام نیز به عقوبت خواهى اُخروى براى آنان، تنزّل یافت .

حافظ رجب بُرسى (۷۴۳ ـ ۸۱۳ ق)، سروده است:

اندوه ها را جز نسیمى برطرف نمى کند؛              نسیمى که با آن، مردگان زنده مى شوند؛

نسیمى نبوى و علوى و مهدوى             که با تنفّسش بیمارِ آسیب دیده، شفا مى یابد.[۸]

ابن عَرَندَس (م ۸۴۰ ق) نیز مى گوید:

براى انتقام گیرى[اش] جز رهبرى          که عدالتش شکست دین را جبران کند، نیست.

ملائکه از هر سو او را احاطه مى کنند

و اقبال و عزّت و پیروزى، پیش روى اوست.[۹]

۲ . عمومیت یافتن شعر عاشورایى در میان اهل سنّت

در این دوره، شاعرانى از اهل سنّت، همکیشان خود را در مصیبت عاشورا، شریک مى دانند. قاضى سید هبة اللّه بن جعفر سناء المُلک، معروف به ابن سناء المُلک (۵۵۰ ـ ۶۰۸ق)، چنین سروده است:

در روز عاشورا آن را به نظم کشیدم                  از سر اندوه و غم؛

روزى که سرخوردگى [و اندوهِ] کشندگانِ او                 همانند سرخوردگى و اندوه من است؛

روزى که در آن و به خاطر او              هر شیعه و سنّى، غمگین است.[۱۰]

و ابن ابى الحدید معتزلى (۵۸۶ ـ ۶۵۵ق)، سروده است:

براى کشته شدن خاندان محمّد در کربلا، گریستم             تا جایى که یکایک اعضایم اشک ریخت.

به خدا سوگند، حسین و بدن او را                  که در زیر نیزه ها برهنه افتاده بود، از یاد نمى برم.[۱۱]

  1. امید به ثواب و پاداش اُخروى در سرودن شعر عاشورایى

انگیزه ثواب بردن و کسب پاداش اُخروى براى سرودن شعر عاشورایى، در دوره هاى پیشین نیز وجود داشت ؛ ولى قوّت داشتن سایر انگیزه ها، آن را به چشم نمى آورد ؛ ولى در این دوره، این انگیزه آشکار شده است. مُغامس بن داغر (م ۸۵۰ق)، در قصیده اى بلند در رثاى امام حسین علیه السلام، چنین مى گوید:

خداوند با رحمتش، قلم هاى او را تداوم بخشد               و امیدش این است که مرکبش را ناکامیاب نکند.

برایم گناهانى را که مرتکب شده ام، شفاعت کنید

که دلم به خاطر آنها آشوب و کم خواب است.[۱۲]

مرحله چهارم: قرن دهم تا پایان قرن سیزدهم هجرى

در این دوره، بیش از یکصد و هشتاد سُراینده،[۱۳]در باره عاشورا شعر سروده اند ؛ لیکن شاعران پُرآوازه در میان آنان، اندک اند. از جمله این شاعران مى توان به کسانى چون سیدِ بحر العلوم (سید محمّد مهدى طباطبایى بروجردى) و سید حیدر حِلّى اشاره کرد. با توجّه به اندک بودن شاعران بلندآوازه در این دوره، فنون و ظرافت هاى شعرى در سروده هاى این دوره، اندک است. برخى از شعراى این دوره، فقیهان و عالمان بزرگ دینى اند که براى تقرّب جستن به اهل بیت علیهم السلام شعر سروده اند و تقلید و تشابه در اشعار این دوره، بسیار دیده مى شود .

ویژگى هاى شعرى این دوره، علاوه بر رثا و ذکر مصائب، عبارت اند از:

۱ . مَقتَل سُرایى

در این دوره، مقتل خوانى، رواج یافته است و شاعران، بخشى از همّت خویش را صرف به نظم در آوردن صحنه هاى کارزار و روایات تاریخى کرده اند .

۲ . ناامیدى

ناامیدى، در بسیارى از اشعار این دوره، احساس مى شود، چنان که تنها روزنه امید، ظهور مهدى موعود علیه السلام دانسته شده است. شیخ یوسف بحرانى، در این باره سروده است:

امام زمان، چه وقت در میان مردم، ظهور مى کند              تا شریعت را پس از مردنش زنده کند؟[۱۴]

۳ . توجّه به شهر کربلا و مقایسه آن با اماکن مقدّس دیگر

شیخ عبد اللّه شَبْراوى (م ۱۰۹۱ ـ ۱۱۷۲ق)، چنین مى سراید:

بارگاه والاى تو، کعبه ما شد.

پیرامونش مى چرخیم و آن را استلام مى کنیم.[۱۵]

مرحله پنجم: قرن چهاردهم و پانزدهم هجرى

در این دوره، بیش از دویست شاعر[۱۶]به زبان عربى در باره امام حسین علیه السلام و حادثه عاشورا،شعر سروده اند. در میان شاعران این دوره، بزرگانى چون: سید جعفر حلّى، محمّد حسین کاشف الغطاء، نَزار قَبّانى، احمد شوقى، عبد الحسین اُزرى و مهدى جواهرى، به چشم مى خورند .

در اشعار این دوره، علاوه بر رثا و ذکر مصائب ـ که عنصر مشترک همه ادوار تاریخى بوده است ـ، ویژگى هایى که با اوضاع و احوال فرهنگى ـ اجتماعى جهان این روزگار نیز بى ارتباط نیست، مشاهده مى گردد . از ویژگى هاى شعر این دوره، به این موارد مى توان اشاره کرد:

۱ . بهره گیرى هاى سیاسى ـ اجتماعى از قیام امام حسین علیه السلام

در دوران معاصر، جهان اسلام، با جنبش هاى اجتماعى و آزادى خواهانه اى همراه بوده است . برخى از شاعران عرب در حمایت از این آرمان ها، به حادثه عاشورا و قیام امام حسین علیه السلام توجّه کرده اند، چنان که توجّه به حوادث فلسطین و جنوب لبنان و مرتبط ساختن آن با حادثه عاشورا، مشهود است.

نَزار قَبّانى، حوادث جنوب لبنان را به حادثه عاشورا گِره مى زند و مى سراید:

من، تو را جنوب مى نامم؛

اى که عباى حسین بر دوش دارى

و خورشید کربلایى![۱۷]

و حسین سلیم، شاعر لبنانى، شهرها و آبادى هاى جنوب لبنان را فرزندان امام حسین علیه السلام مى داند:

[و جنوب لبنان،] فرزند حسین و سرزمین جوانمردى است

و تو چون خورشید آرامى هستى که بر شنزارها تابیده اى... .[۱۸]

جواد جمیل، شاعر عراقى نیز تأثیر عاشورا را در قیام بر ضدّ ستمگران، چنین به تصویر مى کشد:

از زخم هاى حسین جز نافرمانى [از ستمگر] و مبارزه طلبى، به یادگار نماند.

او زخم برداشت؛ امّا خورشیدِ هزاران صبح و هزاران وعده دیگر، خواهند آمد.[۱۹]

۲ . فرا دینى شدن اشعار عاشورایى

اگر در دوره هایى شعر عاشورایى، فرا مذهبى شد و از مرز شیعیان، عبور کرد و دوستداران اهل بیت علیهم السلام در میان اهل سنّت، به سرودن شعر پرداختند، در دوره معاصر، شعر عاشورایى فرا دینى شده و برخى از پیروان سایر ادیان نیز در باره عاشورا، شعر سروده اند .[۲۰]

[۱]اين آمار، همگى بر اساس كتاب أدب الطفّآمده است و مقايسه اين كتاب با دائرة المعارف الحسينية (ج ۲ ـ ۴) و زفرات الثقلين، نشان مى دهد كه آمار واقعى، يقينا بيش از اين است .

[۲]تاريخ دمشق: ج ۳۷ ص ۴۲۱:

فَأَقسَمتُ لا تَنفَكُّ عَينى حَزينَةً

وعَينِىَ تَبكي لا يَخِفُّ سُجومُها

[۳]أدب الطفّ: ج۱ ص ۳۰۷:

لُعِنوا وقَد لُعِنوا بِقَتلِ إمامِهِم

تَرَكوهُ وهُوَ مُبَضَّعٌ مَخموسُ .

[۴]أدب الطفّ: ج ۱ ص ۲۰۷:

وَيلَكَ يا قاتِلَ الحُسينِ لَقَد

بُؤتَ بِحَملٍ يَنوءُ بِالحامِلِ!

[۵]ر .ك: أدب الطفّ: ج ۲ و ۳.

[۶]أدب الطفّ: ج۳ ص ۹۶:

تَحتَ السَّقيفَةِ أضمَرَت

ما بِالطُّفوفِ غَدَت مُذيعةً.

[۷]أدب الطف: ج ۴ ص ۲۴۵ .

[۸]أدب الطفّ: ج ۴ ص ۲۴۵:

ما يَكشِفُ الغَمّاءَ إلّا نَفحَةٌيُحيى بِهِ المَوتى نَسيمٌ نافِحُ

نَبَوِيّةٌ عَلَوِيَّةٌ مَهدِيَّةٌ

يُشفى بِرَيّاهَا العَليلُ البارِحُ

[۹]دانش نامه شعر عاشورايى: ج ۱ ص ۴۰۰:

فَلَيسَ لِأَخذِ الثّارِ إلّا خَليفَةٌيَكونُ لِكَسرِ الدّينِ مِن عَدلِهِ جَبرُ

تَحُفُّ بِهِ الأَملاكُ مِن كُلِّ جانِبٍ

ويَقدُمُهُ الإِقبالُ وَالعِزُّ وَالنَّصرُ

[۱۰]أدب الطفّ: ج ۴ ص ۱۷:

وَنَظَمتُها فى يَومِ عاشوراءَ مِن هَمّى وَ حُزنى

يَومٌ يُناسِبُ غُبنَ مَنقَتَلوهُ ظُلما مِثلَ غُبنى

يَومٌ يُساءُ بِهِ وَ في

هِ كُلُّ شِيعِىٍّ وَ سُنّى .

[۱۱]الروضة المختارة (شرح القصائد العلويّات السبع): ص ۱۴۵، الدرّ النضيد: ص ۲۰۸، أدب الطفّ:ج ۴ ص ۵۵:

وَ لَقَد بَكَيتُ لِقَتلِ آلِ مُحَمَّدٍبِالطَفِّ حَتّى كُلُّ عُضوٍ مَدمَعُ

تَاللّهِ لا أنسَى الحُسَينَ وَ شِلوُهُ

تَحتَ السَّنابِكِ بِالعَراءِ مُوَزَّعُ!

[۱۲]همان: ج ۴ ص ۲۹۸:

رَحِمَ الإِلهُ مُمِدُّها أقلامَهُو رَجاؤُهُ ألّا يَخيبَ مِدادُها

فَتَشَفَّعوا لِكَبائِرِ أسلَفتُها

قَلَقَت لَها نَفسي و قَلّ رُقادُها .

[۱۳]ر . ك: أدب الطفّ: ج ۵ ـ ۷ .

[۱۴]أدب الطفّ: ج ۶ ص ۱۴:

فَمَتى إمامُ العَصرِ يَظهَرُ فِي الوَرى

يُحيي الشَّريعَةَ بَعدَ طولِ مَماتِها؟

[۱۵]أدب الطفّ: ج ۵ ص ۲۶۷:

مَشهَدُكَ السّامِي غَداً كَعبَةُ

لَنا طَوافٌ حَولَهُ وَ استِلامُ .

[۱۶]ر . ك: أدب الطفّ: ج ۸ ـ ۱۰ .

[۱۷]دانش نامه شعر عاشورايى: ج ۱ ص ۶۳۵:

سَمَّيتُكَ الجَنوب

يا لابِساً عَباءَةَ الحُسَين

و شَمسَ كَربَلاءِ .

[۱۸]دانش نامه شعر عاشورايى: ج ۱ ص ۶۴۷:

إيهِ بَنتَ الحُسَينِ أرضَ الرُّجولَةِ

أنتِ شَمسٌ عَلَى الرِّمالِ خجولَةُ ... .

[۱۹]دانش نامه شعر عاشورايى: ج ۱ ص ۶۸۴:

لَم يَبقَ مِن جُرحِ الحُسَينِ سِوَى التَّمَرُّدِ وَ التَحدّى

¨ جُرحٌ لَهُ وَ الشَّمسُ ألفُ غَدٍ يَجيءُ و أَلفُ وَعدٍ .

[۲۰]دانش نامه شعر عاشورايى: ج ۱ ص ۵۲۸ .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت