تحوّلات سُروده هاى عاشورایى در شعر فارسى

پرسش :

سُروده هاى عاشورایى در شعر فارسى در قرون گذشته چه تحولاتی در آنها صورت گرفت؟



پاسخ :

شعر فارسى، از قرن سوم هجرى در ایران، پا گرفت و ادوار هشتگانه: سبک خراسانى، سبک عراقى، مکتب وقوع، سبک هندى اصفهانى، دوره بازگشت، دوره تجدّد و ظهور شعر نو را پشتِ سر گذاشت . گر چه مدح پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام، از اوایل قرن چهارم در شعر فارسى وارد شد، امّا شعر عاشورایى، از اواخر این قرن و به صورت اشاره در سروده هاى فارسى دیده مى شود و مى توان گفت که سرودن این گونه اشعار، با تأسیس دولت هاى شیعه یا متمایل به تشیع، حرکتى رو به رشد داشته است .

در شعر فارسى نیز مانند شعر عربى، ذکر مصائب، در همه ادوار تاریخى، متداول و مرسوم بوده است و علاوه بر آن، به ویژگى هاى خاصّ دیگرى نیز براى هر دوره، مى توان اشاره کرد .

شعر عاشورایى را در زبان فارسى، به سه دوره مى توان تقسیم کرد:

  1. از آغاز تا ظهور دولت صفویه (قرن چهارم تا قرن نهم هجرى)
  2. دوره صفویه تا آغاز دوره مشروطه (قرن دهم تا اوایل قرن چهاردهم هجرى)
  3. دوران معاصر (قرن چهاردهم و پانزدهم هجرى) .

اینک ویژگى هاى شعر عاشورایى در این سه دوره را، به اجمال، گزارش مى کنیم:

۱ . از آغاز تا ظهور دولت صفویه (قرن چهارم تا قرن نهم هجرى)

در این دوره، دست کم، ۳۲ شاعر فارسى زبان،[۱]در باره حادثه عاشورا و امام حسین علیه السلام، شعر سروده اند که بیشتر آنها، شاعران و عالمانِ به نام و پُرآوازه زمان خود بوده اند و در میان آنها، شاعرانى چون: قوامى رازى، سنایى، عطّار، مولوى و جامى دیده مى شوند .

سروده هاى عاشورایى در این شش قرن، اندک اند و شاعرانى از اهل سنّت هم در باره حادثه عاشورا، شعر سروده اند. اشعار این دوره، غالبا جنبه رثا و ذکر مصائب دارد.

  1. دوره صفویه تا آغاز دوره مشروطه (قرن دهم تا اوایل قرن چهاردهم هجرى)

در این دوره، بیش از چهل شاعر پارسى گو، در باره قیام امام حسین علیه السلام شعر سروده اند که از میان آنها، شاعرانى چون: شاپور تهرانى، محتشم کاشانى، صائب تبریزى، بیدل دهلوى، عُمّان سامانى و قاآنى را مى توان نام برد .

در آغاز این دوره ـ که حکومت شیعى صفویه، زمام امور ایران را به دست گرفت ـ، شعر عاشورایى، رواج و گسترش یافت تا آن جا که ادبیات دینى در این دوره، مملو از ادبیات «طَف» است. برخى ویژگى هاى شعر عاشورایى در این دوره، عبارت اند از:

یک . پیدایش نوحه هاى سینه زنى

در این دوره، علاوه بر رواج و گسترش اشعار عاشورایى، سبک تازه اى از شعر عاشورایى که امروز آن را با عنوان «نوحه هاى سینه زنى» مى شناسیم، با اشعار یغماى جندقى (۱۱۹۰ ـ ۱۲۷۶ق)، شکل گرفت.

دو . شعر قِصَصى و رِوایى

در این دوره، شعر قصصى (داستانى) و روایى (روایتگرانه)، رواج یافت و برخى شاعران، وقایع عاشورا و حوادث پس از آن را به قالب شعر در آوردند.

فدایى مازندرانى (۱۲۰۰ ـ ۱۲۸۲ق)، ماجراى شب عاشورا و توبه حُر را به شعر در آورده است، چنان که نیر تبریزى (۱۲۴۷ ـ ۱۳۱۲ق)، اشعارى با عناوین: «شب یازدهم»، «وصف على اکبر علیه السلام »، «وصف حر» و «وصف عبّاس علیه السلام » دارد که به شیوه روایى و داستانى بازگو شده اند. البتّه در اشعار این دوره نیز رثا و ذکر مصائب، موضوع غالب است.

۳ . دوران معاصر (قرن چهاردهم و پانزدهم هجرى)

در این دوره، بیش از دویست و پنجاه شاعر فارسى سرا، به حادثه عاشورا پرداخته اند و شعر دینى و مذهبى، رشد کمّى بسیارى داشته است. برخى از ویژگى هاى شعر این دوره، عبارت اند از:

یک . پیدایش شعر نو

پیدایش شعر نو در این دوره، به عنوان سبکى جدید در شعر، اشعار مربوط به حادثه عاشورا را نیز شامل شده است. شاعرانى چون على موسوى گرمارودى و مرحوم سید حسن حسینى، در این سبک، در باره عاشورا اشعار تأثیرگذارى سروده اند.

دو . بهره گیرى هاى سیاسى ـ اجتماعى از قیام امام حسین علیه السلام

تحوّلات سیاسى ـ اجتماعى جهان اسلام و جنبش هاى اجتماعى دوران معاصر ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامى، از حادثه عاشورا، بهره فراوان برده و به اهداف قیام امام حسین علیه السلام و درس هاى عاشورا و موضوعاتى چون: رادمردى و آزادگى و مبارزه با ظلم، پرداخته است.

این امر، سبب شد که شعر عاشورایى فارسى، تا حدّى از جنبه رثا و ذکر مصیبتِ محض، بیرون بیاید و به عمق حادثه بپردازد .

محمّد اقبال لاهورى، سروده است:

آن امام عاشقان، پور بتول

سرو آزادى ز بستان رسول

تا قیامت، قطعِ استبداد کرد

موج خون او، چمن ایجاد کرد.[۲]

و نیز مرحوم محمّد حسین بهجتى شفق، سروده است:

اندر آن جا که باطل، امیر است              اندر آن جا که حق، سر به زیر است

اندر آن جا که دین و مروّت                پایمال و زبون و اسیر است

راستى، زندگى ناگوار است                 مرگ، بالاترین افتخار است .[۳]

سه . راه یافتن خرافه و غلو، به برخى اشعار

برخى اشعار عاشورایى در این مقطع، با غلو و خرافه، همراه شده اند، به این معنا که با ادبیات دینى و عاشورایى، سازگار نیستند و سطح معارف دینى را پایین مى آورند و حتّى به تخریب باورهاى صحیح و اصول دین و مذهب و گاه به سبُک کردن و تنزّل دادن مقام اهل بیت علیهم السلام و شهیدان مکتب آنان، مى انجامند.[۴]

[۱]آمار مربوط به شاعران پارسى گو، بر اساس جلد دوم كتاب دانش نامه شعر عاشورايى، ارائه شده است؛ امّا در ارائه نمونه ها، از منابع ديگر نيز استفاده شد.

[۲]ر . ك: ص ۳۸۲ (فصل هفتم / اقبال لاهورى) .

[۳]بهار آزادى: ص ۷۱ .

[۴]در تدوين اين مقاله، از كتاب دانش نامه شعر عاشورايى، بهره بُرده ايم.



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت