233
مباني شناخت

براى شناخت هستى در وجود انسان وجود دارد كه راه عقل يكى از آنهاست .
ماديون مى گويند : اگر عقل هم در كنار حس يكى از منابع شناخت است ، و انسان از راه عقل هم به طور مستقل مى تواند حقايق هستى را بشناسد ، پس چرا اگر دريچه حس مسدود شود ، ديگر انسان هيچ گونه شناختى نمى تواند داشته باشد؟ اگر واقعاً سه دريچه مستقل براى شناخت وجود داشت (حس و عقل و قلب) ، انسان قطعا مى توانست از هر يك از اين دريچه ها به طور مستقل هستى را ادراك كند . و از اين كه اگر دريچه حس بسته شود ، نه عقل كار مى كند و نه قلب ، و نه شناخت عقلى مى ماند و نه شناخت قلبى ، معلوم مى شود كه تنها راه شناخت ، حس است و راه ديگرى براى شناخت وجود ندارد ، و آنچه كه شناخت هاى عقلى و قلبى ناميده مى شود ، بازگشت به شناخت هاى حسى مى كند .
پاسخى كه الهيّون مى دهند اين است كه : اين كه گفته مى شود : «اگر راه حس مسدود شود ، انسان هيچ شناختى نمى تواند داشته باشد» حرف تازه اى نيست؛ ما هم همين را مى گوييم . ما هم مى گوييم اگر كسى نه چشم داشته باشد ، نه گوش و نه هيچ يك از حواس ديگر را ، هيچ شناختى نمى تواند داشته باشد ، و اين نقطه مشترك عقيده ما با ماديون است . آنچه ما ادعا مى كنيم و در مباحث گذشته نيز اثبات نموديم اين است كه انسان بجز حس ، داراى منبع شناخت مستقل ديگرى هم است كه اين منبع با اين كه از حس تغذيه مى كند ، خودش شناخت هاى جديدى را توليد مى كند كه حس قادر به آن نيست؛ همان طور كه درخت از زمين تغذيه مى كند و ميوه توليد مى نمايد . ميوه توليد درخت است نه زمين ، هر چند كه تا درخت از زمين تغذيه نكند نمى تواند ميوه بدهد . هيچ كس نمى گويد : ميوه خاك ، بلكه مى گويد : ميوه درخت . ميوه سازى كار درخت است نه كار خاك . خاك اگر غذاى درخت نمى شد ، مبدل به ميوه نمى گرديد . شناخت هاى عقلى نيز


مباني شناخت
232

هر يك از اين دو گروه ، براساس جهانبينى ويژه خود ، موضعگيرى مى كند . دسته دوم كه از بينش عقلى برخوردارند و دنيا را همان گونه كه هست راه مى بينند ، از آن به عنوان راه استفاده كرده ، عبور مى كنند؛ ولى دسته اول كه چيزى جز دنياى محسوس نمى بينند و آن را خانه خود مى پندارند ، به عنوان هدف از دنيا استفاده مى كنند . و لذا به تعبير امام ، بينا از راه دنيا مى رود ، و كور به سوى اين راه گام مى زند؛ و نيز بينا از دنيا توشه برمى گيرد ، و كور براى آن زاد و توشه تهيه مى كند .
اين كه امروز مى بينيد خدمت بنيان گذار جمهورى اسلامى ايران مى آيند و با گريه از ايشان مى خواهند دعا كند كه شهادت نصيبشان شود ، براى آن است كه ديده عقلشان بينا گرديده خانه اصلى خود را مى بينند و مى دانند كه زندگى واقعى دائمى آن جاست ، و اين جا مسافرخانه اى بيش نيست . ولذا براى هر چه زودتر رسيدن به وطن اصلى خود بيتابى مى كنند ، پس به گفته امير المؤمنين عليه السلام در وصف متقين :
لَولَا الأجَلُ الَّذى كَتَبَ اللّهُ عَلَيهِم لَم تَستَقِرَّ أرواحُهُم فى أجسَادِهِم طَرفَةَ عَينٍ.۱اگر اجل مكتوب و مقرر الهى نبود ، يك چشم برهم زدن نيز جان هاى آنان در كالبدشان نمى ماند.

خلاصه مباحث گذشته

خلاصه آنچه گذشت اين است كه ماديون مى گويند : «تنها راه شناخت حس است» و دليل آنان براى اثبات اين مدعا اين است كه اگر راه حس مسدود شود ، انسان نمى تواند هيچ گونه شناختى از هستى داشته باشد .
در مقابل الهيّون مى گويند : تنها راه شناخت حس نيست ، راه هاى ديگرى هم

1.نهج البلاغة : خطبه ۱۹۳ .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438099
صفحه از 484
پرینت  ارسال به