351
مباني شناخت

اثر مزبور را تشديد مى كند ، تا آن جا كه طبيعت نخستين انسان تغيير مى كند و ناشايستگى به صورت طبيعت ثانوى ، ضميمه روح و جان انسان مى گردد و در اين صورت است كه آدمى به بيمارى طبع مبتلا شده است .
قرآن كريم درباره علت ابتلاى انسان به بيمارى طبع مى فرمايد :
«كَذَ لِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ .۱
اين چنين خداوند بر دل هر متكبر جبارى مهر مى زند»
.
منظور از متكبر جبار كسى است كه در برابر حق كبر مى ورزد و از پذيرفتن آن امتناع مى كند . يعنى ، براساس سنت تغييرناپذير آفرينش ، خداوند به افرادى كه زير بار حق نمى روند ، به تدريج ، طبيعت ويژه اى مى دهد كه اين طبيعت ، آنان را به طور كلى از شناخت حقيقت و پذيرفتن آن محروم مى كند ، به گونه اى كه گويا منابع شناخت هاى عقلى و قلبى آنان مسدود و مهر و موم شده است .
در سوره يونس تعدى و تجاوز به عنوان علت ابتلاى انسان به بيمارى طبع مطرح شده است :
«كَذَ لِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ .۲
اين چنين بر دل هاى متجاوزان مهر مى زنيم»
.
و در سوره اعراف ، پنهان كردن و كتمان حق علت بيمارى طبع معرفى شده است .
«كَذَ لِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الْكَـفِرِينَ .۳
اين چنين خداوند بر دل هاى كافران مهر مى زند»
. ۴

1.غافر : آيه ۳۵ .

2.يونس : آيه ۷۴ .

3.اعراف : آيه ۱۰۱ .

4.ر . ك : ميزان الحكمة : باب ۳۳۴۰ (طبع القلب) .


مباني شناخت
350

آيد ، ولى ختم به معناى نقش خاصى است كه در مهر كردن پايان نامه و يا چيزهايى كه مى خواهند دست نخورده باقى بماند ، به كار مى رود . پس هر ختم طبع نيز هست ؛ چون در هر ختم نقش خاصى به كار مى رود ، ولى هر طبع ، ختم نيست ، مانند كتاب كه نقوش ويژه اى در آن وجود دارد ، ولى ختم نيست .
اين از نظر مفهوم لغوى ، ولى در قرآن و روايات اسلامى ، ختم و طبع ، هردو در يك معنا به كار رفته اند . امام رضا عليه السلام در تفسير اين آيه كريمه «خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ ...»۱ مى فرمايد :
الخَتمُ هُوَ الطَّبعُ عَلى قُلُوبِ الكُفّارِ عُقُوبَةً عَلى كُفرِهِم ، كَما قَالَ عز و جل :ت«بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ...».۲ختم همان طبع بر دل هاى كفار به سبب كفر آنهاست ، همان طور كه خداوند عزوجل فرموده است:«بلكه خداوند ، دل هاى آنان را به سبب كفرشان مهر كرده است...».
در قرآن كريم ، طبع يازده بار و ختم پنج بار ، و مجموعا مُهر شدن قلب شانزده بار مطرح شده است .

بيمارى طبع چيست؟

بيمارى طبع اين است كه قلب و روح و فكر انسان حالت و طبيعت خاصى پيدا كند كه آن حالت و طبيعت ، مانع شناخت هاى عقلى و قلبى گردد .
آنچه موجب پيدايش اين طبيعت مى شود و انسان را دچار بيمارى طبع مى سازد ، هوسرانى و ظلم و جنايت و به طور كلى كارهاى ناشايسته است . هر عمل ناشايست اثر خاصى بر روح و انديشه انسان مى گذارد و تكرار اين اعمال

1.بقره : آيه ۷ .

2.عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۱ ص ۱۲۳ ح ۱۶ .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 436391
صفحه از 484
پرینت  ارسال به