413
مباني شناخت

بارى ، انسان در اوج تقوا به مرتبه زهد مى رسد . بنا بر اين ، زهد بالاتر از تقوا است .
در تقوا ميل به انحراف هست ، ولى انحراف نيست ، اما در زهد نه ميل به انحراف هست و نه انحراف . تقوا موجب روشنايى چراغ عقل و نيز قلب است و زهد روشنايى اين چراغ را تقويت مى كند و تداوم نور بصيرت را تضمين مى نمايد . در احاديث اسلامى زهد در كنار تقوا و به عنوان يكى از شرايط روشنايى چراغ بصيرت در كانون جان و پيدايش علم بدون تعلم در انسان مطرح شده است . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حديثى مى فرمايد :
مَن يَرغَبُ فِى الدُّنيا فَطالَ فِيهَا أمَلُهُ ، أعْمَى اللّهُ قَلبَهُ عَلى قَدرِ رَغبَتِهِ فِيهَا. و مَن زَهِدَ فِيها فَقَصُرَ فِيها أمَلُهُ ، أعطاهُ اللّهُ عِلْمَا بِغَيرِ تَعَلُّمٍ و هُدًى بِغَيرِ هِدايَةٍ ، فَأذهَبَ عَنهُ العَماءَ و جَعَلَهُ بَصِيرا. 1 كسى كه در دنيا رغبت كند و در نتيجه آرزويش در آن دراز شود ، خداوند دلش را به اندازه رغبتش به دنيا كور كند. و كسى كه نسبت به دنيا زهد ورزد و در نتيجه آرزويش در آن كوتاه شود ، خداوند به او دانشى بدون آموختن و هدايتى بدون راهنما عطا كند و كورى را از او زايل گرداند و [ديده عقل] او را بينا كند.
در حديث ديگرى آمده است كه روزى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به اصحاب خود فرمود :
آيا كسى از شما هست كه بخواهد خداوند ، بدون آموختن به او علم عطا كند و بدون راهنما او را هدايت نمايد؟ آيا در ميان شما كسى هست بخواهد خداوند ، كوردلى را از او زايل سازد و ديده عقل او را بينا گرداند؟
آگاه باشيد! كسى كه نسبت به دنيا زهد ورزد و آرزويش را در آن كوتاه نمايد.

1.تحف العقول : ص ۶۰ .


مباني شناخت
412

و تقوا شرط آن است فرق مى كند .
هدايت اول ، راهنمايى براى رفع موانع شناخت است و هدايت دوم ، راهنمايى براى شناخت حقايق هستى و راه تكامل و وصول به هدف آفرينش .
در مورد اول ، راهنمايى وحى تأكيدى است بر راهنمايى عقل كه با وجود مانع شناختِ حقايق ، امكان پذير نيست و براى ديدار ديده عقل ، كنار رفتن حجاب هوس ضرورى است . با كنار رفتن اين حجاب با اراده و انتخاب انسان ، و تداوم اين اراده به وسيله تقوا ، زمينه بهره گيرى از هدايت الهى به معناى دوم فراهم مى شود و هر چه سد تقوا محكم تر باشد ، چراغ پر فروغ هدايت الهى در دل فروزان تر مى گردد و با طى درجات تقوا ، انسان به بالاترين مراتب شناخت نايل مى آيد .

3 . زهد

زهد ، در لغت ، به معناى بى ميلى و بى رغبتى ، به طور مطلق است . يعنى در زبان عربى ، به هر بى ميلى ، زهد گفته مى شود . ولى در اصطلاح احاديث اسلامى ، زهد به نوع خاصى از بى ميلى اطلاق مى شود و آن ، بى ميلى به امورى است كه راه رشد و تكامل را بر انسان مسدود مى كند و مانع شناخت حقايق مى گردد ، مانند بى ميلى به ظلم .
براساس اين تعريف ، تقوا و زهد از يك ريشه اند . انسان در اوج تقوا به مرتبه زهد مى رسد ، يعنى تا وقتى ميل به كارهاى ناشايسته در او هست و با قدرت تقوا از آن كارها اجتناب مى كند ، متقى است ، ولى زاهد نيست . با تداوم تقوا ، انسان تدريجا به جايى مى رسد كه ميل به كارهاى ناشايسته در او مى ميرد . امام على عليه السلام در توصيف انسان كامل مى فرمايد : مِيتَةٌ شَهوَتُهُ۱ يعنى هوس در او مرده است .

1.نهج البلاغة : خطبه ۱۹۳ .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 424647
صفحه از 484
پرینت  ارسال به