73
مباني شناخت

بيمارى تعصّب سبب مى شود كه آدمى بر اساس گوينده و نه سخن ، داورى كند و فرصت انديشيدن درباره درستى يا نادرستى سخن را از دست بدهد ؛ بلكه بر او القا مى كند كه به گوينده بنگرد و اگر او را مانند خود يافت ، رأيش را درست ، و گرنه نادرست انگارد .
سفارش اسلام براى پالايش عقيده ، دورى از تعصّب ۱ و توجّه به سخنِ گوينده و دقّت در انديشه صاحب عقيده است ، با چشمپوشى از شخصيت گوينده ـ هر كه باشد ـ و با صرف نظر از رأى حزب و گروه و جمعيت ، خواه با او در مرام و آيين ، برابر باشد يا نه ، خواه مسلمان باشد يا غير مسلمان و خواه دوست باشد و يا دشمن . چه زيبا و عقل پذير است اين سخن خداوند متعال كه :
«فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَئِكَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ .۲
پس به آن بندگان من كه به سخن ، گوش فرا مى دهند و بهترينِ آن را پيروى مى كنند ، بشارت بده. اينان اند كه خدايشان آنان را راه نموده و اينان اند همان خردمندان»
.
از اين آيه مى فهميم كه صاحبان انديشه ـ كه از نعمت هدايت ، برخوردارند و مورد سفارش اسلام و قرآن قرار گرفته اند ـ كسانى هستند كه به سخن ، گوش فرا مى دهند ، حالْ گوينده اش هر كه مى خواهد ، باشد ، و پس از بررسى و تحقيق ، استوارترين ، برترين و زيباترين سخن را پيروى مى كنند .
با الهام از همين آيه ، از پيامبر صلى الله عليه و آله در كنز العمّال و از امير مؤمنان عليه السلام در غرر الحكم چنين روايت شده است :
لا تَنظُر إِلى مَنْ قالَ وَ انظُر إِلى ما قال.۳

1.ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : ج ۱ (بخش دوم / فصل ششم / هوس) و ج ۲ (بخش هفتم / فصل اوّل / تعصّب) .

2.زُمر : آيه ۱۷ ـ ۱۸ .

3.كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۶۹ ح ۴۴۳۹۷ ، غرر الحكم : ح ۱۰۱۸۹ ، ميزان الحكمة : ج ۸ ص ۵۷ ح ۱۴۰۰۱ .


مباني شناخت
72

تعصّب ، عبارت است از : اوج گيرى پيروى فرد از تمايلات نفسانى ، تا آن جا كه به يارى و هوادرىِ فرد يا گروه يا انديشه و سنّتى (با هدفى غير از رعايت حريم حق) ، بينجامد . جانبدارى از خويشان و قوم و قبيله ، هوادارى از حزب و گروه و سازمان ، حمايت از فرهنگ و آداب و رسوم ، طرفدارى از دين و مذهب ، هواخواهى نژاد و زبان و يا مانند آن ، اگر بر پايه ميل نفْس ، و نه بر اساس حق و عدالت ، بنا شود ، تعصّب خواهد بود .

پيشواى متعصّبان

طبق تعبير امام على عليه السلام ، شيطان پيشواى متعصّبان و اُسوه آنان است ، آن جا كه در توصيف او مى فرمايد :
إِمامُ المُتَعَصِّبينَ و سَلَفُ المُستَكبِرينَ ، الَّذِى وَضَعَ أساسَ العَصَبِيَّةِ.۱پيشواى متعصّبان ، پيشينه مستكبران ، آن كه بنياد تعصّب را نهاد.
پس ، نخستين متعصّب در جهان ، شيطان است و تعصّب او از سنخ تعصّب نژادى است ؛ زيرا هنگامى كه خداوند به وى فرمان داد كه بر آدم سجده كند ، سر باز زد و استكبار جست ؛ چراكه نژاد خود را بر نژاد آدم برترى مى داد ، از آن رو كه او از آتش آفريده شده بود و آدم از خاك .

دستاورد تعصّب

نخستين دستاورد اين خصلت شيطانى ـ كه اگر در وجود آدمى ريشه بدواند ، بيشترين زيان را براى انسان دارد ـ اين است كه باورها را آن گونه كه انسان بخواهد ، مى سازد . به سخن ديگر ، تعصّب ، از بيمارى هاى روانى اى است كه مانع دستيابى انسان به حقيقت مى گردد . از اين رو ، انسان متعصّب ، در نهايت ، جز به آنچه خصلت تعصّب اقتضا مى كند ، نمى رسد .

1.نهج البلاغة : خطبه ۱۹۲ .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438283
صفحه از 484
پرینت  ارسال به