عنوان کتاب : مروارید درخشان
زمان پدیدآورنده: م 786 ق
محل نشر : قم
ناشر : زائر
نوبت چاپ : دوم
تاریخ انتشار : 1387 ش
تعداد جلد : 1
تعداد صفحه : 96
قطع : وزیری
زبان : عربی ـ فارسی
جستجو در Lib.ir

مروارید درخشان

سخنان نورانى پيشوايان شيعه جايگاه والايى در انديشه اسلامى دارد. گردآورى و عرضه زيباى آنها به تشنگان زلال معرفت اهل بيت هميشه مورد اهتمام عالمان بوده است. نوشته هاى متعدد با دسته بندى هاى گوناگون گواه اين عرضه و تقاضاى معنوى بوده است. شيوه غالب محدثان شيعه، ترتيب احاديث بر پايه موضوع بوده است اما گاه احاديث را به ترتيب گوينده معصوم آن نيز مرتب و عرضه کرده اند.

اگر بتوانيم مفهوم «مسند» را توسعه داده و شامل هر کتابى بدانيم که احاديث را به ترتيب گوينده حديث، مرتّب کرده، آنگاه کتاب الدرّة الباهرة مانند تحف العقول و نزهة الناظر، از معدود کتاب هاى حديثى شيعه مى باشد که به سبک مسندى نوشته شده است.

مؤلّف کتاب، سخنان نورانى پيشوايان را گزينش کرده و در يک مجموعه کوچک، به ترتيب معصومان(ع) مرتب کرده است. سخنانى که راهگشاى زندگى و کليد کاميابى اند و به کار بستن آنها، مى تواند مايه تکامل انسان گردد. مؤلف کتاب در گلچين کردن احاديث موفق بوده و در ناميدن کتابش به «الدرة الباهرة من الاصداف الطاهرة» (مرواريد درخشان از صدف هاى پاک) محق است. مرواريدهاى گران بهايى که به رشته کشيدن آن ها، به محمد بن مکى، مشهور به شهيد اول، منسوب و قرن ها در تاريخ فرهنگ و حديث شيعه درخشيده است. در اينجا اين انتساب را بررسى مى کنيم.

مؤلّف کتاب کيست؟

نخستين کسى که کتاب الدّرة الباهرة را به شهيد اوّل نسبت داده، علّامه مجلسى است. او در دو جاى بحار الأنوار، به اين کتاب اشاره کرده و در هر دو جا با گمان و ترديد، آن را به او نسبت داده است. در نخستين موضع، پس از شمارش کتاب هاى متعدّد شهيد اول، چنين مى گويد :

و گمان مى کنم کتاب الدرّة الباهرة من الأصداف الطاهرة نيز، از آن شهيد ـ خاکش پاک باد ـ باشد و اين کتاب، به نقل از دست خط او نزد من هست.

و در موضع دوم مى گويد :

و تأليفات شهيد، همچون مؤلّف علامه آنها، مشهور است، جز کتاب الاستدراک که من به اصل کتاب دست نيافتم و اخبارى برگرفته از آن را به خط شيخ فاضل، محمد بن على جبعى، يافته ام که او مى گويد، آنها را از دست خط شهيد ـ خدا بر درجاتش بيفزايد ـ نقل و استنساخ کرده است و نيز الدرّة الباهرة که به شهرت کتاب هاى ديگر شهيد نيست و آن، تنها چند سخن کوتاه از پيامبر و امامان است.

همان گونه که علامه مجلسى مى گويد، تنها دليل انتساب کتاب به شهيد اول، وجود آن ميان کتاب هاى محمد بن على جبعى است که از دستخط شهيد اول رونويسى و مجلسى؛ از آن نقل کرده است. نسخه جبعى مجموعه اى کشکول مانند از احاديث، اشعار و حکم و امثال واز آنِ شمس الدين محمد بن على بن حسن جبعى (م ۸۸۶ ه. ق)، جدّ شيخ بهايى، از عالمان جنوب لبنان است. بيشتر آنچه در اين کشکول آمده، منقول از دست نوشته هاى شهيد اول است، اما برخى از آن ها، از کسان ديگرى است و اين موجب ترديد در انتساب الدرّة الباهرة به شهيد اوّل مى شود، هر چند با توجه به کارهاى حديثى شهيد اوّل و قرار داشتن او در حلقه بسيارى از طريق ها و اجازات حديثى، بسى محتمل است که اين گلچين زيبا و گزينش حکيمانه، کار همو باشد. اماميرزا عبداللّه افندى (م ۱۱۳۰ ه. ق)، صاحب کتاب معروف رياض العلماء و شاگرد علامه مجلسى،ترديد او را تقويت کرده و گفته است :

به نظرم اين دو کتاب استدراک و الدرّة الباهرة، از تأليفات غير شهيد باشد.

اين ترديد با مراجعه به نسخه هاى قديمى نيز ازميان نمى رود زيرا آنچه مستند انتساب کتاب به شهيد اول است، چندان صريح در تأليف نيست. متن عبارت چنين است :

و محمد بن مکى در مدينه مشرفه، شهر سرورمان پيامبر خدا و در سال ۷۵۰ ه. ق نوشت، با حمد و صلوات.

و نوشتن، اعم از تأليف و استنساخ است، بلکه شايد ظهور و کاربرد آن، بيشتر در استنساخ و رونويسى باشد.

افزون بر اين،عبارت بالا، در پايان فصل وصيت آدم به پسرش، شيث، آمده است که در الدرّة الباهرة نيست و با مضمون کتاب که سراسر، احاديث پيشوايان اسلام است، تناسبى ندارد. افزون بر اين، کتاب الدرّة الباهرة پيش از اين عبارت، به انتها رسيده و در پايان آن نوشته شده است :

اين پايان الدرّة الباهرة است، خدا حق جويان را بدان سود دهد.

کاتبى ناشناس نيز در پايان نسخه کتابخانه آستان مقدس رضوى، آن را به عالم بزرگ،کيدرى ـ رحمه اللّه ـ نسبت داده است هر چند مى توان يکى دو روايت از الدرّة الباهرة را با متنى که از قطب الدين کيدرى در مجموعه جباعى آمده، سنجيد و با بهره گيرى از تشابه آنها چنين نسبتى را تقويت کرد، اما چون هيچ يک از کتاب ها و مجموعه هاى منتسب به کيدرى، قابليت انطباق بر الدرة الباهرة را ندارد، ناگزيريم آن را در حدّ يک احتمال و نه فراتر، نگاه داريم.

تحقیق و ترجمه

محقق محترم کتاب، علاوه بر تحقیق سودمند آن، کتاب را به فارسى ترجمه کرده و متن عربی با اعراب گذاری را در سمت راست و ترجمه را روبروى آن آورده است. همچنين در آغاز هر فصل، چند سطر در باره معصومِ گوينده ی احاديث آمده است.