103
آسيب شناختِ حديث

زيان‌هاي تقطيع نادرست

فهم نادرست

نخستين و شايد مهم‌ترين اثر تقطيع نادرست متن حديث، در مرحله فهم حديث رخ مي‌دهد. نمونه‌هاي بسياري را مي‌توان بر شمرد که به دليل جدا شدن نادرست بخشي از متن، خواننده و يا مترجم حديث، دچار اشتباه در فهم و شرح آن شده است؛ مانند حديث ارتباط لقمان با اربابش. تقطيع نادرست اين گزارش، موجب توليد متن: «أوّلُ مَن کاتَبَ لقمانُ» ۱ شده و از اين رو، واژه « کاتَبَ» را در اين متن، مشتق از «مکاتبة» ـ به معناي نامه‌نگاري ـ فهميده و معنا کرده‌اند؛ در حالي که نقل کامل متن، به ما مي‌فهماند که «مکاتبة»، به معناي «بستن پيمان ميان بنده و اربابش» بوده است. بنده در اين پيمان‌نامه، در ازاي کار بيشتر براي ارباب، خود را به تدريج از او مي‌خريده و آزاد مي‌کرده است و نخستين کسي که اين کار را کرد، لقمان بود، چنان‌که متن حديث، او را بنده‌اي حبشي توصيف کرده است: «ورُوينا عن جعفر بن محمّد عن أبيه عن آبائه أنَّ علياً عليه السلام قال: أوّلُ مَن كاتَبَ، لقمان الحكيم وَکانَ عبداً حَبَشياً».
گفتني است نمونه‌هاي شايع اين‌گونه تقطيع، در نقل و حذف اسباب صدور حديث و قرينه‌هاي مقامي، اتفاق مي‌افتد که نمونه‌هاي آن در کتاب روش فهم حديث آمده است و در اين جا تکرار نمي‌کنيم. ۲

1.دعائم الإسلام، قاضي نعمان مغربي، ج‌ ۲، ص ۳۰۹.

2.ر.ک: روش فهم حديث، فصل ( اسباب ورود حديث) .


آسيب شناختِ حديث
102

تقطيع ناخواسته

بسياري از تقطيع‌هاي نادرست، از سر عمد نبوده و از اين رو، مي‌توان با مراجعه به منبع اصلي يا ديگر مآخذ حديث، بخش نقل‌نشده را يافت و از آسيب احتمالي، جلوگيري کرد. شيخ طوسي نيز به گونه‌‌اي از تقطيع‌هاي نادرست و غير عمدي ـ که ما آن را «تقطيع ناخواسته» ناميده‌ايم ـ اشاره کرده است. او در کتاب اصولي خويش و در گزارش عملکرد صحابه پيامبر اکرم چنين گفته است:
إنَّهم كانوا يَحضُرونَه عليه السلام وقد ابتدَأ الحديثَ فَيلحَقُه بَعضُهم فَينقُلُونَه بِانفرادِه فَيتَغَيَّرُ معناه لِذلك، ولذلك كان عليه السلام إذا أحَسَّ بِرجلٍ داخلٍ ابتَدَأ الحديثَ؛ ولِهذا أنكَرَت عائشةُ علَى مَن رَوَى عنِ النبيِّ أنَّه قال: «الشُّؤمُ في ثلاثٍ: الفَرَسِ، والمَرأةِ، والدّارِ» وذَكَرَتْ أنَّه عليه السلام كان حاكياً لِذلك، فَلَمْ يَسمَعْ الراوي أولَّ كلامِه. ۱
صحابه گاه، در حالي به محضر پيامبر مي‌رسيدند که ايشان سخن خود را پيش‌تر آغاز کرده بود. از اين رو، برخي از صحابه به [ادامه] آن سخن مي‌رسيدند و چون فقط همان قسمت را جداگانه نقل مي‌کردند، معناي کلام دگرگون مي‌شد. به همين علّت، پيامبر هرگاه احساس مي‌کرد که کسي تازه وارد شده است، سخن خود را از سر مي‌گرفت. عايشه نيز به همين سبب، سخن آن راوي را رد کرد که به نقل از پيامبر مي‌گفت: «شومي، در سه چيز است: اسب و زن و خانه». عايشه گفت: پيامبر اين سخن را [از قول اعراب جاهلي] حکايت مي‌فرمود؛ ولي راوي، آغاز سخن ايشان را نشنيده است.
در کنار اين تقطيع‌ها، برخي مغرضان و کژروان، گاه، بخشي از متن حديث و يا قرينه‌هاي مؤثر در معنا را نقل نمي‌کنند و تقطيع عمدي را به سرحدّ تحريف مي‌رسانند. اينک وارد اين بحث نمي‌شويم و تنها به سخن ابن شهرآشوب در مقدّمه مناقب‌اش ارجاع مي‌دهيم. وي نمونه‌هايي از اين دست را گزارش کرده ۲ و ما نيز آنها را در پايان همين بحث، خواهيم آورد.

1.عدّة الأصول (ط.ج)، ج‌ ۱، ص ۹۵.

2.مناقب آل أبي طالب، ابن شهرآشوب، ج‌ ۱، ص ۴.

  • نام منبع :
    آسيب شناختِ حديث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    زائر
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1389
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210279
صفحه از 320
پرینت  ارسال به