171
آسيب شناختِ حديث

زمينه اول: احاديث ضعيف السند

در نيمه نخست روزگار حيات اسلام، يعني تا قرن هفتم هجري، بسياري از پژوهشگران حديث، کاوش‌هاي خود را بر مجموع احاديث يک موضوع، بنا مي‌نهادند. آنان، نخست همه احاديث، اعمّ از صحيح ‌السند و ضعيف السند را گِرد مي‌آوردند و آنها را در مجموعه‌اي هماهنگ و نظام‌مند، در جاي مناسب خود مي‌نهادند. در اين مرحله، نه ضعف سند، موجب حذف حديث مي‌شد، و نه قوّت سند حديث، سبب ترجيح آن بر همه احاديث ديگر مي‌شد. به سخن ديگر، سنجش متون و کنار هم نهادن مضمون‌ها براي رسيدن به يک نتيجه منطقي و معتبر، بر بحث سندي و حذف يک دسته از احاديث، تقدّم رُتَبي داشت و از اين رو، گاه بدون نياز به کنار نهادن احاديث ضعيف السند، از آنها براي توضيح و تفسير احاديث ديگر و يا فراز آوردن قرينه‌هاي مؤثّر در فهم احاديث، استفاده مي‌کردند.
از قرن هفتم و پس از تقسيم چهارگانه احاديث بر اساس اسناد آنها، برخي پژوهشگران، ابتدا سند احاديث را بررسي مي‌کنند و سپس، متن‌کاوي و پژوهش خود را بر احاديث صحيح السند، متمرکز مي‌کنند و احاديث ضعيف السند را يکسر، کنار مي‌نهند، حتّي اگر محتوايي معتبر و مقبول همگان داشته باشد.
آسيب اين روش، خود را در برخي از مکتب‌هاي فقهي نشان داده است. اينان، در بسياري از موارد، تنها حديث صحيح و حَسَن را مبناي استنباط خود قرار داده‌اند و از اين رو، برخي فتواهاي ايشان، با فتاوي مشهور شيعه، ناهمخوان شد.
آنها براي احاديث ضعيف السند، فايده‌اي قائل نيستند و از آنها در كشف ظهور تصوّرى، يا فهم عميق واژه هاى به كار رفته در حديث و اصطلاحات موجود در روايات، استفاده نمى كنند، در صورتى كه روايات ضعيف السند، گوشه اى از فضاى فرهنگى و عرصه فكرى دوره ائمّه را باز مى شناسانند و زمينه صدور روايات ديگر را روشن مى كنند و به كشف ظهور تصوّرى و فهم لغات اساسى و واژه هاى دخيل در فهم احاديث صحيح و هم خانواده، يارى مى رسانند و در موارد بسيارى، تصحيف ها و تحريف‌هاى سهوى و عمدى در متن احاديث صحيح را نشان مى دهند و حتّي گاه، موجب تقويت محتوايي برخي احاديث مي‌شوند.
فراتر از اين، نه تنها بيشتر احاديث ضعيف السند، جعلى نيستند؛ بلکه تعداد معتنابهي از آنها به وسيله قرينه هاى متعدّد، مانند قرآن، عقل و اجماع، اعتبار مى يابند و مطابق با تقسيم‌بندي کهن حديث در هفت قرن نخست هجري، معتبر و مقبول، و حتّي گاه صحيح قلمداد مي‌شوند و مي‌توانند مبناي حکم شرعي قرار گيرند. ۱
جايگاه بحث از چرايي و چگونگي اين مبنا اينجا نيست؛ ولي به صورت اجمال، دليل اين امر، آن است که ضعف سند، لزوماً و هميشه، نتيجه ضعف راوي نيست؛ زيرا ممکن است راوي بزرگ و راستگويي، ناشناخته مانده باشد و يا آن قدر بزرگ و مشهور بوده که نيازي به توثيق صريح و رسمي نداشته است. گاه نيز ضعف سند، برخاسته از انقطاع و اشتراک افراد سند در جريان استنساخ و نقل و در نتيجه قابل رفع است. همه اين حالات، با صحّت احتمالي و واقعي سند، سازگار است. ۲

1.آشنايان با علوم حديث، مي‌دانند كه حديث صحيح نزد قدما، مانند مؤلّفان كتب اربعه و شيخ مفيد و ديگر محدّثان قرون اوّليه، با معناى آن نزد بسياري از عالمان دوره بعد كه از روزگار احمد ابن طاووس (م ۶۷۳ ه‍) و علاّمه حلّى (م ۷۲۶ ه‍) آغاز مى شود، متفاوت است؛ ر.ک: مشرق الشمسين، ص ۲۶۹: «كان المتعارف بينهم إطلاق الصحيح على كلّ حديث اعتضد بما يقتضي اعتمادهم عليه أو اقترن بما يوجب الوثوق به والركون إليه».

2.شايد گفته شود که صحّت احتمالي سند، بر ما حجّت نيست و فايده‌اي ندارد. در پاسخ، مي‌گوييم: بر مبناي حجّيت سيرة عقلا در قبول خبر، اصل در اعتماد به خبر، حصول اطمينانن است و روايتي که سندي ضعيف اما غير جعلي دارد مي‌تواند در کنار چند روايت ضعيف السند ديگر، براي ما شهرت روايي و حتّي استفاضه ‌بسازد و از ديدگاه عقلا، قابل اعتماد شود. از اين رو به قدر مشترک تعداد قابل اعتنايي روايات ضعيف السند، مي‌توان حکم کرد. گفتني است اين مضمون مشترک، نبايد با معيارهاي مسلّم و پذيرفته‌شده در تعارض باشد؛ امّا اين نکته در روايات صحيح السند هم جاري است و مختص به روايات ضعيف السند نيست.


آسيب شناختِ حديث
170

راه حلّ آسيب

روشن است که تتبّع كامل و آنچه ذيل عنوان تشكيل خانواده حديث، در «روش و مباني فهم حديث» گذشت، تنها راه اساسى براى مقابله با اين آسيب است. در آنجا گفته شد كه استفاده از روش‌هاى جستجوى رايانه‌اى، كاربرد درست كليدواژه‌ها، مراجعه به ابواب مرتبط و افزون بر آن، ديدن احاديث متعارض و مختلف، و بررسى موضوعات متقابل با موضوع اصلى پژوهش، راه حلّ در امان ماندن از اين آسيب بزرگ است. ما بايد بكوشيم كه با ديدن يکي دو روايت، به نتيجه‌گيرى نپردازيم و مفادّ آنها را به شارع نسبت ندهيم؛ بلكه جستجو را تا نااميدى از يافتن حديث و سندى جديد، ادامه دهيم.
اين نگرش همه‌جانبه و كلان‌نگر به‌ويژه به سيره امام علي عليه السلام در زمان خلافت ايشان، در مباحث سياسي، اجتماعي اثرگذار و ثمربخش است. ۱

18. برخورد گزينشى

مفهوم و زمينه

پژوهشگر ورزيده و آشنا به كار خود، ناگزير است که از ميان مدارک و مستندات به دست آمده، تنها آن دسته را كه با پژوهش او ارتباط دارد، برگزيند و سپس، آنها را به گونه اى بچيند كه بتواند به مقصود خود، دست يابد و خواننده و شنونده را با ادّعاى نهايى پژوهش خود، همراه سازد. گاه پژوهشگر، برخى از آنچه را يافته است، مورد بررسي قرار نمي‌دهد و از آن، نتيجه گيرى نمى كند. اگر اين كار، به قصد تحريف واقعيت و اثبات رأىِ از پيش پذيرفته‌شده پژوهنده باشد، آسيب پيروي از هوا و هوس (تأثيرپذيري از تمايلات) است؛ امّا گاه اين كار، به سبب مبناى نظرى پژوهشگر، انجام مى شود و پژوهنده، نه از سرِ هوا و هوس و غرض و منفعت، بلکه به دليل گزينش مبنايي خاص و تأثيرگذار، به دسته‌اي از روايات، اهمّيتي نمي‌دهد و آنها را کنار مي‌نهد که نمونه‌هاي متعدّدي را مي‌توان بر شمرد.
توجّه به يک دسته از احاديث متعارض، بدون در نظر گرفتن احاديث ديگر سوي تعارض، و يا بسنده کردن به احاديث فرقه‌اي خاص، بدون همراه کردن همه احاديث ديگر و نيز کنار زدن احاديث ضعيف السند، هر چند محتوايي صحيح و مقبول داشته باشند، همه، برخاسته از ضعف روش در پژوهش‌هاي حديثي است.

1.مشتاقان اين نکته را به دانش‌نامه امير المؤمنين، ترجمه «موسوعه الإمام علي بن ابيطالب في الکتاب و السنّة و التاريخ»، تهيه و طبع دارالحديث ارجاع مي‌دهيم.

  • نام منبع :
    آسيب شناختِ حديث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    زائر
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1389
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 213345
صفحه از 320
پرینت  ارسال به