179
آسيب شناختِ حديث

اشتراک در هيئت

شايان ذكر است كه گاهي به کار رفتن يک واژه در چند معنا، حاصل چندمعنايي مادّه آن نيست؛ بلکه از مشابهت دو هيئت يک مادّه و دو صيغه از يک ريشه، پديد آمده است. ۱ اين امر در زبان عربى، به دلائل مختلفي اتفاق مي‌افتد؛ از آن جمله، تفاوت حرکتي برخي از حروف کلمه است؛ همچون «زور» به ضمّ و فتح «زاء» و نيز «حَسَنان» به فتح «حاء» و «سين» و «حِسْنان» به کسر «حاء» و سکون «سين». سبب ديگر، تغييرات حاصل از اعلال کلمه است؛ مانند دو معنايي شدن «مُختار» و «مُرتاب». چند نمونه از تفاوت‌ها و تغييرات پديدآمده را بررسي مي‌کنيم:

1.اين تفاوت حرکتي گاه در لامُ الفعل ماضي و مضارع وجود دارد و در معناي مادّه اثر مي‌نهد امّا در اسم فاعل و مفعول و برخي ديگر از مشتقات بازتاب ندارد و از اين رو اسم فاعل‌ها و اسم مفعول‌هاي چندمعنايي متعدّدي پديد مي‌آيند.


آسيب شناختِ حديث
178

چند معنايي مادّه

مادّه «خلف»، از مادّه‌هايي است که لغت‌دانان، معاني متعدّدي را براي آن برشمرده‌اند هر چند ممکن است برخي از اين معاني، از ديگري سرچشمه گرفته باشند ۱ . آنچه مهم است، تعدّد معاني مادّه و واژه، در عرف و کاربرد متداول زبان است. واژه «اختلاف» را در حديث منقول از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم: «اِختلافُ أمّتي رَحمةٌ»، ۲ هم مى توان به معناى «تفرقه و چند دستگى» گرفت، و هم به معناى «آمد و شد». از اين رو، يكى از راويان به نام عبد المؤمن انصارى، كه فقط معناى تفرقه و دو دستگي را در ذهن داشته و از معناى ديگر اختلاف، غافل بوده است، براي حلّ مشکل اين روايت، نزد امام صادق عليه السلام مى رود. مشكل او، اين بود که پيامبر خدا، چگونه اختلاف را رحمت خوانده است؟! او در آغاز، در باره اصل صدور اين حديث مي‌پرسد و پس از آن‌كه تأييد امام را مى شنود، مى گويد: «اگر اختلاف امّت، رحمت باشد، آيا اجتماع آنان، مايه عذاب است؟». امام صادق عليه السلام در پاسخ او، اختلاف را به معناى ديگرش؛ يعنى «آمد و شد»، تفسير مى كند و گفته پيامبر را اشاره به آيه «نَفْر» ۳ مى داند. بر اين پايه، منظور حضرت اين بوده است كه امّتش از شهرها، به مراكز دانش بيايند و بروند تا دين را فرا گيرند، نه اين‌كه در آن اختلاف كنند. ۴
در روايات ديگري نيز واژه «اختلاف»، به اين معنا آمده است؛ مانند آنچه در زيارت «جامعه كبيره»، خطاب به اهل بيت مى گوييم و آنها را «مُختلَفُ الملائكة» مى خوانيم. مهم تر آن‌كه، اين واژه در آيات متعدّدي از قرآن كريم نيز بدين معنا به كار رفته است؛ مانند اين آيه: ۵
إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ الَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَأَيَاتٍ لِاُّوْلِى الْأَلْبَابِ.۶
راستي‌که در آفرينش آسمانها و زمين، و در پىِ يكديگر آمدن شب و روز، براى خردمندان، نشانه هايى [قانع كننده ] است
.
گفتنى است اين حديث با همين معناى دو دستگى نيز توجيه شده است. ۷

1.ر.ک: العين، صحاح الّلغة، معجم مقاييس الّلغة، و لسان العرب، مدخل «خلف».

2.بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۱۶۴.

3.توبه/ ۱۲۲: وَمَا كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِينْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طائِفَةٌ لِّيتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِينْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيهِمْ لَعَلَّهُمْ يحْذَرُونَ؛ و شايسته نيست مؤمنان همگى [براى جهاد] كوچ كنند. پس چرا از هر فرقه اى از آنان، دسته اى كوچ نمي‌كنند تا [دسته اى بمانند و] در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود را ـ وقتى به سوى آنان باز گشتند بيم دهند ـ باشد كه آنان [از كيفر الهى] بترسند؟.

4.بحار الأنوار، ج ۱، ص ۲۲۷؛ ر.ک: مجله علوم حديث، شماره ۹، مقاله «عرضه حديث».

5.ر.ک: بقره/ ۱۶۴؛ يونس/ ۶؛ مؤمنون/ ۸۰.

6.آل عمران/ ۱۹۰.

7.بحار الأنوار، ج ۱، ص ۲۲۷.

  • نام منبع :
    آسيب شناختِ حديث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    زائر
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1389
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 213121
صفحه از 320
پرینت  ارسال به