73
آسيب شناختِ حديث

تحريف متن

نمونه نخست، تحريف حديث بشارت پيامبر به ظهور امام مهدي عليه السلام است. متن اصلى حديث طبق نقل طبرانى، چنين است:
قَالَ رَسُولُ اللهِ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يمْلِکَ رَجُلٌ مِنْ أهْلِ بَيتي يواطِى ءُ اسْمُهُ اسْمي، يَمْلَأ الْأرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً».۱
پيامبر خدا فرمود: «قيامت بر پا نمي‌شود، تا آن هنگام که مردي از اهل بيت من به قدرت رسد؛ مردي که نامش، نام من است و زمين را از عدل و داد مي‌آکَنَد، همان گونه که از جور و ستم پر شده است».

چند نقل ديگر نيز که طبرانى در همين باب آورده، مشابه اين حديث است؛ امّا در يک نقل، پس از «اسْمُهُ اسْمي»، اين عبارت افزوده شده است: «واسم أبيه اسم أبي». ۲ گرچه احتمالات و تکلّفاتي در توجيه نقل محرّف اين حديث، گزارش شده است؛ ۳ اما به گمان فراوان، اين افزوده، تحريفي است براي تطبيق يافتن حديث مشهور پيامبر خدا بر يکي از مدّعيان مهدويت؛ مانند: محمّد پسر منصور دوانيقي و يا محمّد نفس زکيه،که نام پدر هر دو تن، عبد الله بوده است.
نمونه ديگر تحريف، کاستن از متن اصلي و تغيير در آن است. اين شيوه در حديث «نزول فرشته آسمانى بر زمين در ثلث پايانى شب» به کار رفته است. متن اصلي حديث، پس از عرضه متن تحريف‌ شده،از سوي ابراهيم بن ابي محمود بر امام رضا عليه السلام معلوم شده و شيخ صدوق آن را گزارش کرده است:
إِبْرَاهِيمَ بْنِ أبِي مَحْمُودٍ قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا عليه السلام: يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ مَا تَقُولُ فِي الْحَدِيثِ الَّذِي يَرْوِيهِ النَّاسُ عَنْ رَسُولِ اللهِ أَنَّهُ قَالَ: «إِنَّ اللهَ تَبَارک وَتَعَالَى يَنْزِلُ فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا»؟
فَقَالَ عليه السلام: لَعَنَ اللهُ الْمُحَرِّفِينَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ. وَاللهُ مَا قَالَ رَسُولُ اللَهِ كذَلِكَ. إِنَّمَا قَالَ: «إِنَّ اللهَ تَبَارکَ وَتَعَالَى يُنْزِلُ مَلَكاً إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا كُلَّ لَيْلَةٍ فِي الثُّلُثِ الْأخِيرِ وَلَيْلَةَ الْجُمُعَةِ فِي أوَّلِ اللَّيْلِ. فَيَأْمُرُهُ فَيُنَادِي: هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِيَهُ؟ هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَيْهِ؟ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ؟ يَا طَالِبَ الْخَيْرِ! أَقْبِلْ، وَيَا طَالِبَ الشَّرِّ! أَقْصِرْ. فَلا يَزَالُ يُنَادِي بِهَذَا حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ. فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ عَادَ إِلَى مَحَلِّهِ مِنْ مَلَكُوتِ السَّمَاء».۴
به امام رضا عليه السلام گفتم: اى پسر پيامبر خدا! چه مى گويى در باره حديثى كه مردم از رسول خدا نقل مى كنند كه فرمود: «خداوند ـ تبارك و تعالى ـ هر شب جمعه به آسمان دنيا فرو مى آيد»؟ حضرت فرمود: »خداوند، تحريف گران كلام را لعنت كند! به خدا سوگند، رسول خدا اين را نفرمود. او فقط فرمود: خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرشته اى را در پاره سوم هر شب، سحر، به آسمان دنيا فرو مى فرستد و در شب جمعه، در آغاز آن. سپس به او امر مى كند كه ندا دهد: «آيا خواهانى هست تا به او عطا كنم؟ آيا توبه كننده اى هست تا به او بازگردم؟ اي جوينده نيکي، پيش بيا و اي جوياي بدي، کوتاه بيا». و اين ندا را پيوسته تا دميدن سپيده درمي دهد و چون سپيده دميد، فرشته به جايگاهش در ملکوت آسمان باز مي‌گردد.

1.المعجم الکبير، طبرانى، ج ۱۰، ص ۱۳۴، ح ۱۰۲۱۴.

2.همان، ح ۱۰۲۱۳.

3.ر.ک: معجم أحاديث الإمام المهدى عليه السلام، علي کوراني، ج ۱، ص ۱۷۸.

4.الأمالي، صدوق، ص ۴۹۶ ـ ۴۹۵، ح ۶۷۶.


آسيب شناختِ حديث
72

6. تحريف

تعريف تحريف

واژه «تحريف»، از «حرف» به معناي «کناره و لبه» ريشه مي‌گيرد و به معناي کج و خم کردن، تغيير دادن و از جايگاه خود بيرون بردن است ۱ .
در دانش حديث، اصطلاح «تحريف» به معناي «دگرگون ساختن سند يا متن براي اغراض نادرست» است. ۲ مقدار و شکل اين دگرگوني تاثيري در صدق تحريف ندارد و لازم نيست مانند آنچه در تصحيف گفته شده است، متنِ دگرگون شده، به متن اصلي شبيه باشد. از اين رو مي‌توان هر گونه تغيير کوچک و بزرگي را تحريف و از اين ناحيه آن را اعم از تصحيف دانست، اما چون در اين تعريف، قصد و غرض فاسد در معناي تحريف قيد شده و اين قيد در تصحيف نيست، از اين زاويه اخص ازتصحيف مي‌شود.
تحريف، بيشتر در متن روي مي‌دهد و نه سند. تحريف متن، گاه با تغيير شکل و تبديل حروف است و گاه به صورت افزودن و کاستن يک و يا چند کلمه. در تحريف، کميت تغيير مهم نيست. آنچه براي تحريف کننده مهم است، رسيدن به خواسته خويش است كه گاه با افزودن و حذف چند کلمه، متن حديث را به صورت دلخواه خود در مي آورد، و گاه با جا به جايي و تبديل يک دو حرف.
تحريف کننده سند حديث نيز با افزودن يک صفت به راوي و يا تغيير نام پدر و جد، اعتبار حديث را به صورت مطلوب خود تغيير مي‌دهد.
تحريف در تاريخ حديث، اتفاق افتاده است؛ اما در حوزه حديث شيعه به برکت وجود امامان فرزانه، و در حوزه حديث اهل سنّت به علّت وجود حافظان حديث، بسياري از موارد آن، کشف شد و به کتاب‌هاي اصلي حديث، راه نيافت. آنچه اکنون باقي مانده، فراوان نيست و بسياري از آنچه به دست ما رسيده نيز از ره‌گذر نقد و به همراه افشاگري محدثان، در باره آنهاست؛ هرچند همين تعداد اندک وظيفه بررسي را بر دوش ما مي‌نهد.

1.فرهنگ لاروس، ج ۱، ص ۸۱۹ و۸۲۱

2.محدّثان، تعريف‌هاي متفاوتي را براي حديث محرّف، ارائه داده‌اند. مانندد: «هو ما وقع فيه تحريف من جهل المحرّفين وسفههم، إمّا بزيادة أو نقيصة أو تبديل حرف مكان حرف ليست هي على صورتها» (مقباس الهداية، مامقاني، ج ۱، ص ۲۴۳) و ديگر: «المحرّف، هو ما غُيِّر سنده أو متنه بغيره، ولو بما لا يناسبه لإثبات مطلب فاسد» (معجم مصطلحات الرجال و الدراية، ص ۱۴۸).

  • نام منبع :
    آسيب شناختِ حديث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    زائر
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1389
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210158
صفحه از 320
پرینت  ارسال به