165
درسنامه فهم حديث

پنج. حمل بر تقيه

حمل بر تقيّه در جايي لازم است که حديثي با سند معتبر، با احاديث استوار و فتاوي مشهور عالمان، معارض شود به گونه اي که هيچ طريق جمع و حلي نماند و راهي نيز براي تفسير و تاويل آن يافت نشود. در اين حالت حديث از حجيّت مي‌افتد اما با توجه به درستي و اتقان سند حديث، ناگزير از تغيير در دلالت حديث و يا کشف جهت صدور آن هستيم. آنچه در حالتهاي قبلي آمد، تغيير در دلالت بود، اما تقيّه، کاشف جهت صدور است. يعني بدون آن که به گزارش راوي و وثاقت او شک کنيم و يا در دلالت واضح و صريح متن حديث دست ببريم، آن را حمل بر تقيه مي‌کنيم و گوييم: امام براي مصلحتي بزرگتر، ناگزير از ابراز حکم به اين صورت مخالف با احاديث ديگر شده است. از ميان نمونه هاي فراوان تقيّه ۱ ، روايت عمّار بن موسي از امام صادق عليه السلام را مي‌آوريم:
فِي الرَّجُلِ يَتَوَضَّأُ الْوُضُوءَ کُلَّهُ إلّا رِجْلَيْهِ، ثُمَّ يَخُوضُ الْماءَ بِهِما خَوْضاً، قالَ: «أجْزَأهُ ذلِکَ.»۲
[از حضرت سوال شد:] مردي تمام اعمال وضو را انجام مي دهد به جز پاها، که به جاي مسح، آنها را کاملاً با آب مي شويد. حضرت فرمود: اين کافي و درست است.

روشن است که اين گونه وضوگرفتن، درست نيست و روايات متعدّد و اجماع فقيهان شيعه، بر خلاف آن است. از اين رو، محدّثان و فقيهان، مانند شيخ طوسي، آن را حمل بر تقيّه کرده اند. ۳

1.. براي آگاهي از مثالهاي ديگر ر. ک: مجله علوم حديث، ش ۲۳، ص ۲۳؛ «شيخ طوسي و شيوه هاي تأويل و جمع بين اخبار در تهذيب الأحکام».

2.. تهذيب الأحکام، ج ۱، ص ۶۶، ح ۱۸۷.

3.. همان.


درسنامه فهم حديث
164

در باره حمل جواز بر ضرورت نيز مي توان حديث جميل بن درّاج از امام صادق عليه السلام را در باره احرام ارائه داد:
لا بَأسَ بِالظِّلالِ لِلنِّساءِ وَ قَدْ رُخِّصَ فيهِ لِلرِّجالِ.۱
زير سايه رفتن براي زنان اشکالي ندارد، زيرا که براي مردان نيز مجاز دانسته شده است.

مي دانيم که روايات متعددي زير سايه رفتن را براي مرد محرم جايز نمي دانند ۲ و از اين ‌رو شيخ طوسي اين روايات را حمل بر حال ضرورت (و نه اختيار) مي کند. ۳

چهار. حمل الفاظ ظاهر در حرمت بر کراهت

در جانب نهي نيز، اخبار معارض موجب مي شوند تا نهي را که ظهور در حرمت دارد، بر کراهت حمل کنيم. شيخ طوسي در ذيل روايتي زير، به اين نکته تصريح کرده است.
لا يَؤُمُّ صاحِبُ التَّيَمُّمِ الْمُتَوَضِّئينَ وَ لايَؤُمُّ صاحِبُ الْفالِجِ الأصِحّاءَ۴؛
کسي که تيمّم کرده بر کساني که وضو گرفته اند امامت نکند و آنکه فلج است براي کسي که سالم است امام جماعت نشود.

شيخ طوسي در ذيل روايت و در پاسخ اينکه چرا اين خبر را بر کراهت حمل کرده است، به اخباري استدلال مي کند که امامت متيمّم (تيمّم‌کننده) را بر متوضّي (وضو‌گيرنده) جايز مي دانند و آنها را در پي اين خبر آورده است. ۵

1.. تهذيب الأحکام، ج ۵، ص ۳۱۲، ح ۱۰۷۴.

2.. همان، ص ۳۱۲ ـ ۳۰۹.

3.. همان، ص ۳۱۲.

4.. همان، ج ۳، ص ۱۶۶، ح ۳۶۲.

5.. همان، ص ۱۶۷، ح ۳۶۶ ـ ۳۶۳.

  • نام منبع :
    درسنامه فهم حديث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1389
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 264731
صفحه از 240
پرینت  ارسال به