173
درسنامه فهم حديث

مي‌پنداشتند که سفارش امام به خوردن فلان گياه و فلان غذا، عمومي و فرامنطقه‌اي است، يعني براي همه مکانها و براي همه افراد مبتلا به دردِ خاصِ مطرح ‌شده در حديث، مفيد و در درمان آنها مؤثر است. اما شيخ صدوق، با همه تعبّدش به اخبار و شايد از مشاهده تأثير نکردن يا مخالفت با قطعيات علم طبّ و تجربه بشري، چنين حکم داد که برخي از اين دارو و درمانها، ويژه يک موقعيت آب و هوايي معين يا افراد با طبايع خاصّ خود است. ۱
در ميان احاديث تاريخي نيز چنين تعارضهايي با علم تاريخ پيش آمده و به تغيير فهم ما از حديث منجر شده است، اما اين تغييرها بيشتر در ناحيه فهم مقصود اتفاق مي‌افتد و کمتر فهم ابتدايي از متن را تغيير مي‌دهد. همچنين تأثير علوم انساني مصطلح مانند روان‌شناسي و جامعه‌شناسي، بيشتر از علوم محض و پايه، مانند رياضيات، شيمي و فيزيک است.
اين سخنان چنين نتيجه نمي‌دهد که تأثير علوم بشري بر فهم حديث، عمومي، فراگير و هميشگي است، زيرا اين ادعا، استقراي تام و تمام يا قياس برهاني مي‌خواهد و از رهگذر اثبات دهها و حتي صدها تأثير جزئي و موردي، نمي‌توان حکم کلي و قطعي کرد، اما همين احتمال تأثير، ما را موظف مي‌سازد که حداقل در محدوده علوم و گزاره‌هاي اثرگذار بر فهم حديث، به فراورده‌هاي بشري بينديشيم و گفتگوي علمي ميان اين دو حوزه معرفتي را برقرار سازيم. اين بدان معناست که بر اساس محدوديتهاي عمر بشر و امکانات مادي، تنها به آن دسته از گزاره‌هاي علمي بپردازيم که ارتباط آنها با محتواي حديث مورد فهم، ارتباطي عقلاني و حتي تجربه شده باشد و نه از سر تصادف و احتمالات دور از ذهن.
براى مثال، سنجش محتواي نامه امام علي عليه السلام به مالک اشتر با داده‌هاي دو

1.. الاعتقادات، ص ۱۱۵.


درسنامه فهم حديث
172

معرفت بشري را از ثبوت و دوام خارج ساخته است. چگونه مي‌توان اين معرفت دگرگون‌شونده را با آن معناي ثابت همراه کرد؟
پاسخهايي چند به اين پرسش مشکل ارائه شده است؛ برخي نسبي‌گرايان، حديث را نيز يک گزاره علمي مي‌دانند و آن را هم جزيي از کاروان در حال حرکت علم مي‌بينند. آنان ورود گزاره‌هاي جديد و دستاوردهاي تاز‌ه علم بشري را به آستان انديشه انساني، موجب دگرگون گشتن گزاره‌هاي قبلي مي‌دانند و معرفتي ثابت از حقيقت هستي را انکار مي‌کنند و در اين ميان استثنايي را نمي‌پذيرند و اين تأثير را به همه شاخه‌هاي دانش بشري سرايت داده، تأثير پيش‌دانسته‌ها را در همه زمينه‌ها، حتي متون مقدس ديني، ادعا مي‌کنند.

نظر برگزيده

ما اين تأثير را به طور اجمالي مي‌پذيريم، اما نه در همه جا و نه هميشه. ما نيز بر اين باوريم که مي‌توان ميان معناي حديث، با مفهوم به ذهن‌آمده از آن تفکيک قائل شد. حديث در عصر ما، حکايت سخن و فعل معصوم است و ماهيت بشري دارد و اين حکايت و بازگويي سخن معصوم است و نه خود آن، که به ذهن ما قدم مي‌نهد و از اين‌رو ممکن است در معرض آسيبهايي چون تقطيع و تصحيف و جدايي از قرينه‌هاي متعدد لفظي و مقامي قرار گيرد و با محکي خود، يعني آنچه معصوم فرموده و مقصودش بوده است مطابقت تام نداشته باشد. به عبارت ديگر، آنچه را معصوم مي‌دانسته و باور و ابراز داشته، منطبق با حقيقت هستي است و درست و ثابت و زوال‌ناپذير، اما آنچه دانش و باور معصوم را انتقال مي‌دهد، فعاليت راويان و از گونه کوششهاي بشري است و آنچه را ما نيز از گزارش راويان مي‌فهميم، نوعي تلاش ذهني و انساني است و اين دو در معرض خطا و اشتباه و از اين‌رو قابل تغيير و اصلاح‌اند.
براى نمونه، علم طبّ و تجربه علمي و آزمايشهاي باليني ممکن است فهم ما را از برخي احاديث طبّي دگرگون کند. بسياري از افراد و حتي محدّثان چنين

  • نام منبع :
    درسنامه فهم حديث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1389
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 264635
صفحه از 240
پرینت  ارسال به