177
درسنامه فهم حديث

بيشتري با حديث دارند (مانند کلام، روانشناسي، اخلاق و...) و تلاش براي حل اختلاف داده‌هاي دو حوزه، به ژرف‌تر شدن فهم ما از حديث ياري مي‌رساند.

دانشهاي حديثي

شرح، تفسير و حتي ترجمه‌هاي فني و درست حديث، نمودهاي ديگر دانش بشري هستند، اما دانشهاي حديثي به شمار مي‌آيند، و نه غير حديثي. اينها دريافتهاي بشري از حديث‌اند و از اين‌رو، مراجعه به کتب شرح حديث و ترجمه‌هاي کهن و معتبر، و نيز برخي مباحث کتب فقهي و اصولي، فهم ما را از حديث تصحيح مي‌کند و يا تعميق مي‌بخشد. اين نکته قابل قبول است که محدثان و عالمان پيشين، بيش از نسل کنوني، بر احاديث متمرکز بوده اند و نزديکي آنها به عصر صدور حديث و نيز فضاي علمي قرون اوليه، آنان را بيش از ما در معرض بهره‌گيري از توفيقات الهي براي فهم و درک حديث قرار داده است.
اين نکته در باره مؤلفان جوامع ثانويه حديث ـ فيض کاشاني، علامه مجلسي و شيخ حرّ عاملي ـ به گونه ديگري صادق است. آنان با احاطه گسترده به اکثر نزديک به اتفاق احاديث شيعه و قرائت پيوسته و ارتباط و انس مداوم با کتب حديث، زبان حديث را در موارد بسياري بهتر از ما درک مي‌کردند و از اين‌رو، شرحهاي بزرگي مانند مرآه العقول، روضه المتقين و نکات بياني الوافي و ديگر شروح کتب اربعه، براي ما غنيمتي بزرگ است.
اين بدان معنا نيست که ما در برابر فهم پيشينيان، وادار به تقليد شويم و هرچه گفته و نوشته‌اند، بدون تأمّل و دقّت بپذيريم؛ بلکه منظور آن است که بدانها نيز توجه کنيم و رنج پي‌جويي و يافتن را بر خود هموار نماييم و اميدوار باشيم که حاصل اين کوشش، ارزشمند است. علم ديگران و فهم پيشينيان، اگرچه حجيت ندارد، اما اهميت دارد. از آنجا که ما اين شروح را در بخش پيشينه فقه الحديث گزارش کرديم و نيز شيخ آقا بزرگ تهراني در الذريعه بدان پرداخته


درسنامه فهم حديث
176

اختلاف و تعارض گزاره نوپديد علمي با يکي از گزاره‌هاي مقبول پيشين خود، به تکاپوي حلّ آن مي‌افتد و در آغاز، هر دو را درست مي‌بيند و به فکر هموار کردن و پذيرش هر دو گزاره مي‌افتد و آنگاه که نتوانست، در يکي يا هر دوي آنها ترديد مي‌کند و حداقل يکي از آنها را به کنار مي‌نهد. سخن ما در اينجا اين است که اين ترديدها و بررسيها نبايد فقط در يک حوزه صورت گيرد؛ يعنى علاوه بر کاوش در عرصه علم و تجربه‌، بايد قرينه‌ها، اسباب و فضاي صدور و ديگر عوامل مؤثّر در فهم متن و مقصود گوينده حديث نيز در نظر گرفته ‌شود. اگرچه ممکن است در تلاش مجدد براي فهم حديث و با وجود سؤالها و احتمالهاي جديد، دوباره به مفهوم نخست برسيم و همان نتيجه پيشين را به دست آوريم، که در اين صورت بايد در درستى فراورده علمى ترديد کرد. ۱ و اگر نتيجه علمي چنان بديهي و قطعي ‌باشد که ترديد در آن راه نيابد، بايد حديث را نامفهوم و غير قابل تبيين دانست و به فرمان صريح ائمه علمش را به همانان بازگرداند. ۲
تجربه و پيشينه تاريخي به ما مي‌گويد: فهمهاي روشمند و منطقي از حديث، در بسياري از موارد، با ورود گزاره‌هاي علمي و پيدايش نظريه‌هاي علمي، تغيير نمي‌کند و تأثيرپذيري گاه و بيگاه اين‌گونه فهمهاي درست از علوم بشري، چنان اندک است که آن را به حدّ تأثيرات تصادفي فرو مي‌کشد. از اين‌رو آنچه توصيه لازم دارد، دقت در پيمودن گام به گام و درست مسير منطقي فهم حديث است و نه به همه شاخه‌هاي علوم سر کشيدن، اگرچه آشنايي با علومى که ارتباط

1.. ترديد در فراورده علمى ممکن است از ترديد در فرضهاى اوليه و يا روند گذار از تجربه‌ها به مرحله تحليل و تعميم و نتيجه‌گيرى باشد.

2.. تحف العقول، ص ۱۱۶، «إذا سَمِعْتُمُ مِنْ حَديثِنا ما لا ‌تَعْرِفُونَهُ فَرُدُّوهُ إلَينا وَ قِفُوا عِنْدَهُ، وَ سَلِّمُوا إذا تَبَينَ لَکمُ الْحَقُّ»؛ ر. ک: مختصر بصائر الدرجات، ص ۷۷؛ بحار الأنوار، ج ۲، ص ۱۸۹، ح ۲۰ و ص ۱۹۱، ح ۲۸.

  • نام منبع :
    درسنامه فهم حديث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1389
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 264547
صفحه از 240
پرینت  ارسال به