199
درسنامه فهم حديث

سخن مرا بر غير مقصود آن، تأويل مي‌کند. از آن روکه مقصودشان از حديث و محبت ما، آنچه نزد خداست نيست، بلکه مقصودشان، دنيا است و هر کدام مي‌خواهند رئيس باشند.

نمونه‌

راز پيدايش برخي نحله هاي گوناگون و فرقه هاي مختلف، به اين گونه تفسيرهاي نادرست از قرآن و حديث بازمي گردد. براى مثال، غاليان، که گزندهاي فراواني را به امامان رساندند و بر پيکر شيعه ضربه وارد ساختند، با جعل حديث و تفسير به رأي، بسياري از ساده لوحان و پيروان کم‌خرد خود را قانع ساختند و با ارائه فهمي نادرست از احاديثي مانند «إذا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ ما شِئْتَ»، خيل مشتاقان خوش‌خيال و آسوده‌خاطر و خوشگذران را به دنبال خود کشيدند. آنان حديث «إذا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ ما شِئْتَ» را چنين تفسير مي کردند که: چون به معرفت خدا رسيدي و به حقانيت اهل‌ بيت پي بردي، ديگر همه کاري براي تو مجاز است و مي تواني حتي به ارتکاب گناه روي آوري، و اين معنا را با احاديث ديگر و تفسيرهاي نادرست خود از آنها تأييد و تأکيد مي کردند؛ اما امامان ما با اين معنا به شدت مخالفت کرده و مقصود از واژه عمل را در حديث، کار نيک و خير دانسته اند و حديث را در راستاي القاي اين معنا تفسير کرده اند که معرفت و شناخت و ايمان، شرط قبول عمل است؛ يعني تنها پس از حصول معرفت و ايمان است که بايد به سراغ عمل رفت و پيش از شناخت، عمل سودي نمي بخشد. اينک متن چند حديث ناظر بر اين معنا را مي آوريم.
در روايتي به نقل از محمد بن مارد آمده است:
قُلْتُ لأبي عبدِاللهِ عليه السلام: حَديثٌ رُوِي لَنا أنَّکَ قُلْتَ: «إذا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ ما شِئْتَ». فَقالَ: «قَدْ قُلْتُ ذلِکَ.» قالَ: قُلْتُ: وَ إِنْ زَنَوْا أَوْ سَرَقُوا أَوْ شَرِبُوا الْخَمْرَ؟ فَقالَ لِي: إِنّا للهِ وَ إِنّا إِلَيهِ راجِعُونَ وَ اللهِ ما أَنْصَفُونا أنْ نَکُونَ أخَذْنا بِالْعَمَلِ وَ وُضِعَ عَنْهُمْ؟! إنَّما قُلْتُ: إِذا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ ما


درسنامه فهم حديث
198

پيروي از اهوا و آرا

گاه‌ پژوهشگر به دنبال حقيقت نيست. او در پي عرضه سخن در نقاب حديث است. او رأيي را پيش‌تر برگزيده و آن را براي خويش حجت ساخته و اکنون، به دنبال مستمسکي براي موجّه جلوه دادن آن و مستند کردن و منسوب داشتن آن به دين است. اينان، انديشه و رأي ناصواب خود را با حديث، مبرهن جلوه مي دهند و مقصود حقيقي خويش را در قالب حديث بيان مي کنند. جلوه گري در بازار دانش و تحکيم ظاهري نظريه هاي ثابت نشده علمي به وسيله احاديث غير ناظر به آنها، يکي ديگر از موانع فهم درست و عميق حديث است. اين افراد هنگام دستيابي به حديثي که تنها محتمل است مؤيد رأي آنان باشد، دقت را به کناري مي نهند و آن را دستاويز اثبات نظر خود مي سازند و اين همانند تفسير به رأي قرآن مي‌باشد که به شدت از آن نهي شده است. معيار و ملاک اين نهي، در حديث نيز جاري است؛ چه، حديث، بيان قرآن و تفسير وحي است و همانند آن از مبدأ قدسي سرچشمه گرفته است. به تعبير امام علي عليه السلام:
اينان فهم و رأي خود را تابع حديث نکرده‌اند، بلکه حديث را تابع رأي و هواي خود ساخته‌اند. 1
و از اين ‌رو امام صادق عليه السلام از آنان شکوه کرده و مي فرمايد:
إنِّي لَأحدِّثُ أحَدَهُم بالحديثِ، فَلا يَخرُجُ مِن عِندي حتَّي يتأوَّلَهُ عَلى غيرِ تأويلِه، وَذلك أنّهُ لا يَطلُبُونَ بحَديثِنا وَ بِحُبِّنا ما عِندَ الله و انَّما يَطلُبُونَ بِهِ الدُّنيا، و كُلٌّ يُحِبُّ أن يُدعي رَأساً. 2
من براي يکي از آنها حديث مي‌گويم؛ اما هنور از پيش من نرفته،

1.. امام علي عليه السلام اين تعبير را براي مردم آخر الزمان به کار مي‌برد که «عَطَفُوا الْهُدي عَلَي الْهَوي» و نيز «عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَي الرَّأي»، نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸.

2.. اختيار معرفه الرجال (رجال الكشّي)، ج ۱، ص ۳۴۷ ، شماره ۲۱۶.

  • نام منبع :
    درسنامه فهم حديث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1389
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 264755
صفحه از 240
پرینت  ارسال به