93
درسنامه فهم حديث

‌است، اگرچه برخي کتب لغت، معناي تعداد معتنابهي از آنها را بيان کرده اند.
اين اصطلاحات مرکب به مرور زمان، براي معناي خاصي نشانه مي شوند و با کاربرد مکرّر و مستمر و تدريجي، به معنايي خاص اختصاص مي يابند، نه آنکه از آغاز و به طور مشخص براي يک معنا وضع و توليد شوند.
اصطلاحات هم در محاوره عمومي و عرفي ساخته و استعمال مي شوند، و هم در علوم و فنون خاص و نزد دسته اي خاص و محدود از اهل زبان و هر دو گونه در احاديث به چشم مي خورد. گرچه دسته اوّل بيشتر به کار رفته اند، اما فهم دسته دوم مشکل‌تر است. علت کاربرد اصطلاحات، افاده معنايي گسترده در قالب واژه هايي اندک است. ترکيبات اصطلاح ‌شده را نمي‌توان به سادگي جمع‌آوري کرد و تنها به برخي از آنها اشاره مي کنيم. ارائه معناي آنها، نشان‌دهنده تفاوت آشکار معناي حقيقي و ظاهر اوّليه و نيز نقش کليدي آنها در فهم ظاهر متن است. ترکيبهايي مانند ماتَ حَتْفَ أنْفِهِ، ۱ عَقَلَ عَنِ اللهِ، ۲ تَزويج مُقام، ۳ جِرابُ النُّورَه، ۴ و أمّ الکتاب، ۵ که به ترتيب به معناي مرگ طبيعي، دريافت [معرفت] از خداوند، ازدواج دائمي، سخن تقيه‌اي و سوره فاتحه هستند. از اين ترکيبها بيشتر در احاديث استفاده شده يا حتي به وسيله معصومان ساخته شده اند. چند ترکيب اصطلاحي ساده و عرفي تر هم عرضه مي کنيم تا تأثير آن در حديث نيز مورد توجه قرار گيرد: حديث «مَن رَقَّ وَجهُهُ رَقَّ علمُهُ»، ۶ که در آن رقّت، نه به معناي نازکي، بلکه به معناي شرم و خجالت است؛ يعني هر کس شرم کند، دانشش

1.. المجازات النبويه، ص ۶۹، ح ۴۰.

2.. الکافي، ج ۱، ص ۱۷؛ حليه الأولياء، ج ۹، ص ۳۸۷.

3.. الکافي، ج ۵، ص ۴۵۷، ح ۳.

4.. ر. ک: فصلنامه علوم الحديث، ش ۲، مقاله سيد محمد رضا حسيني جلالي با نام‌ «جراب النوره».

5.. مانند حديث «کُلُّ صَلاه لا يُقْرَأ فيها بِاُمِّ الْکِتابِ فَهِيَ خِداجٌ»؛ المجازات النبويه، ص ۱۱۱، ح۷۹.

6.. الکافي، ج ۲، ص ۱۰۶، ح ۳.


درسنامه فهم حديث
92

در جهل آدمي همين بس که آنچه را نهي کرده (يا از آن نهي شده) مرتکب شود.
در هر دو حديث مي توان فعل (نهي) را معلوم و مجهول خواند. در صورت معلوم خواندن، مي توان مؤيدات زير را براي آن يافت:
کَفي بِالْمَرْءِ جَهْلاً أنْ ينْکِرَ عَلَي النّاسِ ما يأتِي مِثْلَهُ. 1 کَفي بِکَ جَهْلاً أنْ تَنْهي عَمّا تَرْکَبُ. 2
بنابراين، اگر ترکيب اعراب يک روايت را کامل و درست بيابيم، به معناي ظاهري آن رسيده ايم. همان‌گونه که در درس «خانواده حديث» خواهيد ديد، راه‌حل اساسي فهم و تعيين اعراب درست، يافتن احاديث مشابه است؛ احاديثي که يکي از احتمالات را براي ما تعيين کند و آن را نزديک به واقع نشان دهد. در اين ميان، آيه‌هاي قرآن، که زمينه حقيقي صدور روايات‌اند، بسيار به کار مي‌آيند و شروح کتب روايي در موارد بسياري، اين دو کار را به انجام رسانده‌اند.

ترکيبات اصطلاحي

علم صرف، لغت و نحو تا حدودي معاني واژه ها و جملات احاديث را روشن مي سازند و حتي گاه معاني اصطلاحي يک واژه را نشان مي دهند؛ اما اين کافي نيست. در هر زبان، ترکيبهايي از چند واژه وجود دارند که لزوماً معناي ترکيب، از حاصل جمع معاني مفردات آن به دست نمي‌آيد براي نمونه، معناي «دستفروش» با حاصل جمع معناي «دست» به اضافه معناي «فروش» يکسان نيست. به زبان رياضي «دست‌فروش» ? معناي «دست» + معناي «فروش». ترکيبها گاه بدون تبعيت از علم لغت و نحو، معناي ديگري را افاده مي‌کنند که گاه بسيار ديرياب است. آنچه کار را مشکل مي کند، اشاره نکردن کتابهاي لغت به معاني ترکيبها

1.. غرر الحکم، ح ۷۰۷۳.

2.. حليه الأولياء، ج ۶، ص ۶.

  • نام منبع :
    درسنامه فهم حديث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1389
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 270828
صفحه از 240
پرینت  ارسال به