تاريخ : پنج شنبه 1397/11/25
کد خبر: 68217
معرفی کتاب موسوعة الأحادیث الفقهیة عند المذاهب الإسلامیة»

معرفی کتاب موسوعة الأحادیث الفقهیة عند المذاهب الإسلامیة»

«موسوعه الأحاديث الفقهية عند المذاهب الإسلامية» پژوهشی جامع در حديث فقهی است که حجت الاسلام والمسلمين طباطبايی آن را به همکاری سيد محمد حسن حکيم و گروه فقه و حقوق پژوهشکده علوم ومعارف حديث برای شورای برنامه ريزی مدارس اهل سنت در دست انجام دارد. از اين موسوعه تا کنون 2 مجلد از «کتاب الطهارة» با عنوان «الطهارة الشرعية» در شورای برنامه ريزی مدارس اهل سنت به چاپ رسيده است.

مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین سید محمدکاظم طباطبایی، مؤلف کتاب «موسوعة الأحادیث الفقهیة عند المذاهب الإسلامیة»

منتشر شده در فصلنامه علمی تخصصی حبل المتین، دوره هفتم، شماره 22، بهار 1397، صفحه 11-25

بسمه تعالی

معرفی

حجة الإسلام و المسلمين سيد محمد کاظم طباطبايی، مؤلف کتاب «موسوعة الأحاديث الفقهية عند المذاهب الإسلامية»، از اساتيد و پژوهندگان نامدار دانش حديث در دوران معاصر است که تا به امروز آثار بسياری را به حوزه دانشی حديث اسلامی تقديم کرده است. «مبانی شناخت حديث»، «تاريخ حديث»، «منطق فهم حديث»، و درسنامه های حديثی و مقالات متعدد در دانش حديث، از آثار قلمی اوست. طباطبايی در تدوين دانشنامه های حديثی بسياری چون «دانشنامه قرآن و حديث» و همچنين تحقيق و تصحيح آثار حديثیِ بسياری نقش آفريده است. «مدارک فقه أهل السنة علی نهج وسائل الشيعة» از آثار وی در تدوين متون حديث فقهی است که برگزيده ی همايش بين المللی تجليل از آثار تقريبی گرديده است. وی از اساتيد حوزه علميه قم است که رياست پژوهشکده علوم و معارف حديث و همچنين رياست دانشکده علوم حديث را در قم بر عهده دارد.

«موسوعه الأحاديث الفقهية عند المذاهب الإسلامية» پژوهشی جامع در حديث فقهی است که حجت الاسلام والمسلمين طباطبايی آن را به همکاری سيد محمد حسن حکيم و گروه فقه و حقوق پژوهشکده علوم ومعارف حديث برای شورای برنامه ريزی مدارس اهل سنت در دست انجام دارد. از اين موسوعه تا کنون 2 مجلد از «کتاب الطهارة» با عنوان «الطهارة الشرعية» در شورای برنامه ريزی مدارس اهل سنت به چاپ رسيده است.

به بهانه انتشار اين اثر با سيد محمد کاظم طباطبايی به گفتگو نشستيم ... .

 

بفرماييد موسوعه احاديث فقهيه به دنبال چيست ؟

مسلمانان و در رأس آن ها اهل بيت عليهم السلام و اصحاب نبی مکرم اسلام صلی الله عليه و آله و سلم از آغازين روزهای اسلام، تقارن ميان کتاب الهی و سنت نبی مکرم صلی الله عليه و آله و سلم را به روشنی دريافته و بر حفظ و تعبد نسبت آن به عنوان مصادر احکام الله پای فشرده اند.

اين مهم در سيره و رفتار اهل بيت عليهم السلام نمودی جدی و پر رنگ دارد. و همواره التزام به سنت مورد تصريح و تأکيد قرار گرفته، تا حدی که ترک کننده سنت نبی مکرم صلی الله عليه و آله و سلم کافر تلقی شده است. اصحاب رسول الله صلی الله عليه و آله و سلم نيز در بيان و عمل التزام خود به سنت نبی مکرم اسلام صلی الله عليه و آله و سلم را به تصوير کشيده اند.

مطالعه ی تطبيقی منابع حديث فقهی ميان مذاهب اسلامی اين حقيقت را نمودار می کند که بسياری از متون گزارش گر سنت در پرتو بهره گيری از نقل های متعدد موجود در منابع حديثی به حد استفاضه می رسد و اعتماد بر مضمون آن را پديد می آورد.اين امر عظيم يعنی تمسک و التزام به سنت نبی مکرم اسلام صلی الله عليه و آله و سلم به عنوان مصدر تشريع احکام دين اسلام، به واسطه ی بيانات بسياری که از اهل بيت عليهم السلام و اصحاب رسول الله صلی الله عليه و آله و سلم صادر شده به نسل های پسين منتقل گرديده و رويکرد جدی تری به خود گرفته و با تلاش عالمان مسلمان تا به امروز جريان يافته و چنان دقيق و گسترده شده که دامنه ی علمی وسيعی را به خود تخصيص داده است.

به تبع اين جايگاه ويژه سنت نبوی در کنار کتاب الهی، در ميان مذاهب اسلامی منابع مهم و متقنی به جمع آوری و تدوين گزارشات وارده نسبت به سنت رسول مکرم اسلام صلی الله عليه و آله وسلم پرداخته اند. اين مهم از همان دوران اهل بيت عليهم السلام و اصحاب رسول الله صلی الله عليه و آله وسلم به صورت پیگير ايجاد شده و تا به امروز جريان يافته است. بهره گيری از تمامی گزارشات ثبت شده نسبت به سنت در اين منابع معتبر نزد مذاهب اسلامی اهتمام جدی پژوهش «موسوعة الأحاديث الفقهية عند المذاهب الإسلامية» است.

مطالعه و مرور اين منابع نشان می دهد که هر منبع علمی که در مذهبی تدوين شده ابعادی از گزارش سنت را به طور جدی مورد اهتمام قرار داده که گاه توسط نگارنده ی ديگر کمتر مورد اهتمام بوده است. کنار هم قرا گرفتن نتايج اين پژوهش های مبنايی می تواند ابعاد مختلف و زوايای گوناگون سنت را در اختيار فقيه بصير قرار دهد.

«موسوعة الأحاديث الفقهية عند المذاهب الإسلامية» تلاش پژوهشی جديدی است که با پيش فرض قرار دادن تلاش های گسترده دانشمندان اسلامی از مذاهب و نحله های گوناگون انديشه ای بر حفظ سنت نبی مکرم اسلام صلی الله عليه و آله وسلم و گسترش آن در ميان مسلمين، به بازخوانی و جمع آوری حداکثری متون گزارشگر سنت می پردازد.

با وجود منابع موجود در حديث فقهی که اشاره هم فرموديد اين بازخوانی و جمع آوری حد اکثری چه ضرورتی دارد و چه فايده ای بر آن مترتب می شود ؟

دست يابی به سنت و پيراستن آن از شائبه های ناصحيح همواره مورد اهتمام انديشمندان اسلامی بوده و هست. اين مقصود در قالب آداب نگاری برای أخذ و نقل حديث و تبيين ظرافت های حديثی در منابع فراوانی تدوين شده است . چراکه حيات و زندگی مؤمنانه انسان ها در گرو صحت مستندات احکام فقهی است.

گزارش های سنت به عنوان دومين مصدر استنباط احکام در گذار تاريخی اش تا به امروز آسيب های جدی و صدمات فراوانی را به خود ديده است. مذاهب و نحله های گوناگون اسلامی هر يک با ابزارها و توان علمی خود برای دفع آسيب ها و جلب حداکثری گزارش های صحيح سنت تلاش نموده اند. اين مهم گاه با حاشيه نگاری در قالب اعتبار سنجی متون يک مصدر يا تجميع متون معتبر مصادری چند ، با دو رويکرد « ضعيف نگاری » و « صحيح نگاری » نسبت به مصادر اصيل ، پديدار می شود .

اين پژوهش نيز تلاش دارد تا بخشی از آسيب های موجود در دسترسی به سنت را رفع نمايد. اين آسيب زدايی را می توان در دو بعد درون دينی و برون دينی مورد اشاره قرار داد :

الف : در بعد درون دينی :

  1. غنی سازی مستندات بحث فقهی در حوزه ی حديث و سنت با بهره گيری از تمامی ظرفيت حديث فقهی ميان مذاهب اسلامی

از جمله آسيب های موجود در حوزه ی حديث فقهی، تک بعدی بودن مبانی و طرق دستيابی به سنت ميان مذاهب اسلامی است. اين امر منجر به آن شده که تصوير رايج از عمده ی احاديث گزارشگر سنت، تصور اخبار آحاد گردد. اين در حالی است که مطالعه ی تطبيقی منابع حديث فقهی ميان مذاهب اسلامی اين حقيقت را نمودار می کند که بسياری از متون گزارش گر سنت در پرتو بهره گيری از نقل های متعدد موجود در منابع حديثی به حد استفاضه می رسد و اعتماد بر مضمون آن را پديد می آورد. اين مهم نمودی جدی از تعاضد نصوص گزارشگر سنت در ميان مذاهب اسلامی برای رفع نقصان اخبار است که مبتنی بر بهره گيری از تمامی ظرفيت حديث فقهی ميان مذاهب اسلامی تأمين می گردد.

  1. بازسازی فضای صدور و قرائن پيرامونی نص

اين همگرايی انديشه ای ميان عالمان مسلمان که تابع انديشيدن در عرصه و فضايی مشترک، يعنی فضای حديث اسلامی در ابعاد جامع و کامل آن با التفات به جميع مذاهب شکل می گيرد، امری مبارک است که برکات آن در تحقق و پيشبرد جامعه ای با روحيه ی ايمانی و متعبد به احکام الله بی نهايت است.بازخوانی دوران نبی مکرم اسلام صلی الله عليه و آله و سلم و دوران متصل به زمان آن حضرت که همان دوران اهل بيت عليهم السلام و اصحاب رسول الله صلی الله عليه و آله و سلم و تابعان ايشان است ؛ در حوزه ی تبادل انديشه و تعامل دانشی، فارغ از ابعاد سياسی و حکومتی ؛ نماد حقيقت دانش محوری در انديشه ی دينی است. چنانکه انسان هايی فرهيخته و دانشمند از ملت ها و فرهنگ های گوناگون با اتفاق بر کتاب و سنت نبی مکرم اسلام صلی الله و عليه و آله وسلم، همگی به توليد و ترويج دانش دينی و احکام الهی پرداخته و اوج التزام به احکام الله را به تصوير کشيده اند. مرارت ها و جنگ و محنت های اجتماعی و سياسی، هيچگاه ايشان را از تعامل دانشی و تبادل انديشه ای بازنداشته است.

مطالعه ی داشته های مذاهب اسلامی در حوزه ی آراء انديشمدان و ائمه ی مذاهب به روشنی هر خواننده ای را به نظارت انديشه ها نسبت به يکديگر و تلاش انديشمندان بر تحفظ نسبت به سنت نبی مکرم صلی الله عليه و آله وسلم و نقد و بحث پيرامون آن رهنمون می سازد.

اما امروزه فاصله ها و دوری هايی که در دوره های مختلف تاريخی تابع توطئه های حکام و دشمنان اسلام ميان مذاهب اسلامی واقع شده مانع از آن شده که نتايج اين تلاش ها ميان مذاهب اسلامی به اشتراک گذاشته شود. اين مشکل منجر به پراکندگی گزارشات سنت شده است. يکی از آسيب های اين پراکندگی محروميت از فوائد، قرائن و يا حتی گزارشی خاص است که نزد نحله ای ديگر موجود است. محروميتی که نتيجه قهری آن فهم ناقص و يا ناصحيح از متن و گزارش سنت است.

اين نکته ضرورت بازخوانی متون گزارشگر سنت را از تمامی منابع اصيل مذاهب اسلامی ضروری می نماياند. چراکه نتيجه طبيعی آن بازسازی فضای صدور نص است. در پی بازسازی فضای صدور نص، قرائن و اشارات موجود در گزارشات نيز نمايان می گردد. اين قرائن و اشارات فقيه را در فهم هرچه بهتر و دقيق تر نص ياری می رساند و مقصود بيان را به او می نماياند.

  1. بستر سازی برای همگرايی انديشه ی فقهی در اسلام

اختلاف در مبانی و تفاوت در استنباط و نتايج تابع آن از لوازم جدا نشدنی هر حرکت دانشی است. اين مهم از نمادهای پويایی و تحول در مسير دانش محسوب می گردد. اما گاه برخی اختلافات ناشی از تفاوت در مقدمات است. مقدماتی که دچار نقصان و خلل باشند به طور طبيعی اختلافی بی مورد را رقم خواهند زد.

مطالعه ی تطبيقی مستندات بحث فقهی يا همان احاديث گزارشگر سنت، قرائن بسياری را تابع فضای صدور احاديث در اختيار فقيه قرار می دهد. افزون بر قرائن صدوری اين مطالعه تطبيقی فرصت انديشيدن در عرصه ای واحد با تمامی ظرفيت حديثی اسلامی را نيز در اختيار فقيه می گذارد.

اين مهم به فقيه کمک می کند تا با نگاه نافذ و دقيق خويش مبتنی بر مبانی متقن نزد او حديث اسلامی را در ابعاد حقيقی آن نقد و بررسی نمايد و محدود به قالب و يا بعدی خاص نماند. در اين عرصه نگاه حديث پژوهانه و مبانی حديثی رنگ جدی تری يافته و بسياری از فروع مورد اختلاف در حوزه ی مستندات با موازنه ای منطقی مرتفع خواهند گشت و اساسا اختلاف به مباحث جدلی در حوزه ی نتايج و خروجی ها منتهی نخواهد شد.

اين همگرايی انديشه ای ميان عالمان مسلمان که تابع انديشيدن در عرصه و فضايی مشترک، يعنی فضای حديث اسلامی در ابعاد جامع و کامل آن با التفات به جميع مذاهب شکل می گيرد، امری مبارک است که برکات آن در تحقق و پيشبرد جامعه ای با روحيه ی ايمانی و متعبد به احکام الله بی نهايت است.

ب : در بعد برون دينی

  • دفع شبهات مستشرقان و منکران نسبت به حديث اسلامی

مطالعه ی تطبيقی حديث اسلامی افزون بر تبيين حجم کثيری از مسلمات سنت می تواند در موارد ديگر نيز قرائن فراوانی را در اختيار پژوهندگان قرار دهد تا دست از تحليل ناقص نسخه شناسانه برداشته و با بهره گيری از مجموع قرائن نص به تاريخ گذاری و تبيين مناسبات احاديث بپرازند.حديث يا همان گزارش سنت از محورهای اصلی مورد هجوم دشمنان اسلام و مستشرقان در نقد و استشکال نسبت به اين دين حق است. در اين حوزه نقد و اشکال چنان پيش رفته که برخی اساسا منکر حديث اسلامی شده اند و اتهامات ناروايی را در امکان دست يابی به سنت نسبت به حديث اسلامی روا داشته اند.

بخشی از اين شبهات و اشکالات تابع ناديده گرفتن برخی پيش فرض ها در حديث اسلامی واقع شده و برخی نيز تابع پراکندگی و چند دست بودن منابع ميان مذاهب اسلامی است که نسبت سنجی منابع، مبانی و متون را برای مستشرقان صعب و بلکه غير ممکن نموده است.

اين در حالی است که مطالعه ی تطبيقی منابع حديث اسلامی و چينش همگون آن ها نه تنها برای فقيه مسلمان که برای مستشرقان و مراجعه کنندگان به حديث اسلامی از اديان و نحله های انديشه ای نيز فوايد فروانی را دربر خواهد داشت. از جمله اين فوائد نمايش ابعاد حقيقی حديث اسلامی، تبيين مناسبات ميان گزارشات سنت و جلوگيری از بهانه جويی شبهه افکنان در نفی و انکار کلی حديث اسلامی است.

مطالعه ی تطبيقی حديث اسلامی افزون بر تبيين حجم کثيری از مسلمات سنت می تواند در موارد ديگر نيز قرائن فراوانی را در اختيار پژوهندگان قرار دهد تا دست از تحليل ناقص نسخه شناسانه برداشته و با بهره گيری از مجموع قرائن نص به تاريخ گذاری و تبيين مناسبات احاديث بپرازند. چينش مفاهيم متناظر به هم در ميان تفاوت و اختلاف انديشه ای و عملی ميان مذاهب اسلامی می تواند مناسبات جديدی را در تحليل و تاريخ گذاری حديث اسلامی ايجاد کند.

مذهب و لزوم تحفظ بر آن جايگاه بی بديلی دارد. نسبت اين جامع نگاری با حفاظت بر ملاکات و مبانی مذهبی مسلمين چيست؟ 

در کنار ضرورت ها و کارکردهای پژوهش «موسوعة الأحاديث الفقهية عند المذاهب الإسلامية» ظرافت ها و دغدغه هايی نيز وجود دارد که بايد مورد دقت و تذکر قرار گيرد. يکی از امور مهمی که بايد مورد التفات جدی قرار گيرد نقش بی بديل مذهب در فرايند شکل گيری و تکامل حديث اسلامی است. نگاه مذهبی در گذار ساليان بسياری که بر انديشه ی اسلامی گذشته، با اهتمام به پالايش و پيراستگی حديث اسلامی طرق و مسيرهای دست يابی سليمی را در حدود چهارچوب های مذهبی طراحی نموده و از ورود مصاديق نامعلوم و موارد مشکوک، جلو گيری نموده است. مبانی اعتبار سنجی حديث نزد هر مذهب، مبتنی بر قواعد منضبط و دارای امکان صحت سنجی، گويای نقش مذهب در پالايش متون و منابع است.

تلاش اصحاب هر مذهب در تدوين منابع حديث مبتنی بر مصاديق شناخته شده و قابل ارزيابی در حدود مذهبی، منابعی متقن و قابل اتکاء را پديدار نموده که می تواند قدر متيقن های خوبی را در اختيار پژوهندگان حديث قرار دهد.

تفاوت فرهنگ ها ميان مذاهب اسلامی با توجه به شرايط زمانی و مکانی و ظروف ويژه ی هر مذهب افزون بر دقت های صحت پژوهانه در اعتبار سنجی و تدوين جوامع حديثی، در شرح و فهم حديث نيز نقش آفرينی جدی داشته و دارد. چنانکه گاه زوايای مختلف بحث و دقت های ويژه نسبت به ابعاد مختلف نص، تابع شرايط فرهنگی و نيازهای عرفی، بروز و ظهور جدی تری نزد يک محقق می يابد ؛ در حالی که ممکن است اين ابعاد، التفات ديگری را  به خود جلب ننمايد. همين تفاوت در دقت ها هنگامی که در کنار هم قرار گيرد می تواند نگاه جامع به نص را متحقق سازد.

بر اين پايه در اين پژوهش تلاش بر آن است که با احترام و اهتمام نسبت به حفظ پيش فرض های موجود در فرايند شکل گيری منابع حديث فقهی نزد مذاهب اسلامی، به جمع آوری حداکثری متون حديثی فقه از منابع متقن پرداخته، گزارش جامعی را از وضعيت موجود و بازتاب شايسته ای را از تلاش های عالمانه در مسير تکامل حديث فقهی به مخاطبان عرضه کند.

در حقيقت اين پژوهش در پی آن است که نقص موجود در دسترسی جميع مسلمين به حاصل تلاش علمی عالمان مذاهب را برطرف کرده و امکان به اشتراک گذاری نتایج را توليد کند. اين مهم از آن روی است که در آينده با کارهای موازی و تکرار پژوهش های پيشين کمتر مواجه شويم و عالمان مسلمان بتوانند با مراجعه ای جامع، نقاط نيازمند به پژوهش را از موارد ديگر تفکيک نموده و بر اساس داشته ی علمی واقعی و جامع، مراتب و مراحل آتی فرايند تکامل حديث اسلامی را بپيمايند.

با توجه به حساسيت حوزه ی دانشی فقه، جامعيت و اعتبار متون را چگونه می توان تأمين کرد ؟

طبيعت جامع نگاری اقتضای فراهم آوردن حداکثر متون مرتبط با موضوع را دارد. اهمال و کاستی نسبت به متن يا گزارشی می تواند جامعيت يک اثر بنيادی اين چنين را خدشه دار کند. از اين روی تلاش ما در اين نگارش بر آن است تا تمامی منابع حديثی فريقين را مورد دقت و مطالعه قرار دهيم تا حداکثر متون مرتبط با موضوع را گردهم آريم.

در کنار نگاه حداکثری به جمع آوری متون که طبيعت جامع نگاری است، توجه به يک ظرافت علمی در اين خصوص نقش آفرين است ؛ و آن نکته اين که جمع آوری هر رطب و يابسی و کنار هم گذاردن هر متنی با هر درجه اعتبار و اهميت، آفاتی چون تطويل بی مورد را گاه درپی خواهد داشت. گاه اين تطويل چنان افزون می گردد که خواننده را نسبت به اصل تدوين چنين جامع بی حد و اندازه ای دچار ترديد می کند. در حقيقت در کنار تجميع حداکثری بايد کاربری و ميزان افاده، به عنوان شاخص و حد توقف در نظر گرفته شود.

مطالعه و بررسی نگاشته های حديثی عالمان مسلمان نمايانگر چنين دقت هايی است. چنانکه در ضمن نگارش های حديثی در عين جامع نگاری محور پژوهش گاه بر مدار موضوعات و عناوين، گاه بر پایه منابعی مشخص، گاه نيز بر اساس مرفوعه بودن يا موقوفه بودن روايات و اسناد و طرق روايت و... بوده است. شايد بتوان گفت جدی ترين حدی که برای جامع نگاری ها تا کنون مورد دقت قرار گرفته است، اعتبار سنجی های سندی و اتکای به رجال الحديث است.

در اين ميان هر مؤلف آگاه و دانش مداری مبتنی بر تلاش های علمی خويش و با اتکای به حاصل علمی و دستمايه ی خويش از شناخت رجال الحديث به نقد و بررسی گزارش های حديثی پرداخته و جامعی متقن را پديد آورده است. اين در حالی است که محققی ديگر با اندک تفاوتی در مبانی جامعی ديگر را پديد آورده که اگرچه ميان اين دو جامع اشتراکات فراوانی هست، اما اختلافات آن دو نيز هر کدام در ابعادی ناقض اعتبار سنجی ديگری است. اين پديده نه در ميان مذاهب مختلف بلکه در يک مذهب و ميان دو انديشمند هم مذهب نيز روی داده است. افزون بر آن، ديگر عالمان هم مذهب ايشان نيز تمامی حاصل تلاش علمی يک عالم را در تدوين جامعی حديثی به شکل مطلق نمی پذيرند و هر يک با مبانی رجالی خود به نقد و نقض جامع حديثی عالم هم مذهب خود می پردازند و از ميان نتايج حاصل آمده نصيبی را برای خود بر می گزينند. اين پديده نمونه هايی از نگاشته های حديثی هر مذهب را به خود اختصاص داده است.

 تعدد و تنوع در مبانی رجالی نسبت به شرايط قبول و نقد حديث ميان مذاهب اسلامی و بلکه ميان عالمان مسلمان حتی در يک مذهب کار جامع نگاری حديث فقهی را ميان مذاهب اسلامی سخت و غير ممکن می نماياند. چراکه هر متن حديثی ممکن است در معرض تعارض يا تزاحم با مبنايی خاص قرار گيرد و از حد اقل اعتبار خارج شود. نتيجه ی مراعات تمام مبانی مفهوم جامع نگاری را بی معنا می کند و آن را به حداقل های معتبر تقليل می دهد و بی اعتنايی به مبانی رجالی ارزش علمی اين تلاش را مورد خدشه قرار می دهد. از سوی ديگر گزينش مبنايی خاص و سنجش همه ی احاديث و گزارش ها مبتنی بر آن نيز جامع حديثی پديد آمده را تبديل به جامعی شخصی و مفيد برای فرد يا گروهی خاص می کند و مانع اعتماد و اتکای ديگران بدان خواهد شد.

از آنجا که هدف اصلی در اين پژوهش جامع نگاری حديث فقهی در اسلام است و اين مهم با نگاه رجالی به حديث و اعتبار سنجی های سندی بر اساس آن چه ذکر شد حاصل نمی گردد، بايد جايگزينی را يافت که در عين حفظ جامعيت اين پژوهش حداقل هايی از اعتبار را که عادتا مورد اهتمام عالمان مسلمان است تأمين کند ومانع از ورود متون بلا استفاده و مورد اعراض همگان در اين جامع شده و تطويل نابه جا را رفع کند.

در کنار اعتبار سنجی سندی احاديث نوعی التفات ميان عالمان مسلمان از مذاهب مختلف اسلامی وجود دارد که بر صحت سنجی متون حديثی اثر گذار بوده و هست. اين التفات ناظر به منبع حديثی و اهميت آن در يک مذهب است. در حقيقت يک نحوه ترجيح ميان متون حديثی تابع اعتبار مصدر گزارشگر آن وجود دارد. بديهی است که اعتبار يک مصدر در يک مذهب يا در يک حوزه ی دانشی تابع عوامل متعدد پديدار می شود، اما پس از شيوع اعتبار يک مصدر عمده ی تلاش های علمی پيرامون آن شکل می گيرد و به ندرت به مصادر کم اعتبار و مورد اعراض رجوع می شود. اگرچه ممکن است در مصدری کم اعتبار نيز حديثی معتبر يافت شود.

در ميان مکتوبات و منابع و مصادر هر مذهب می توان منابعی را بر شمرد که اهتمام جدی اهل مذهب و عالمان آن مذهب را نسبت به نقل و نقد متون حديثی به خود اختصاص داده است. اين گونه مصادر اگرچه ممکن است در ميانشان متونی ضعيف به لحاظ سندی و رجالی نيز يافت شود اما به جهت دارا بودن نسبت معتنابهی از عوامل اعتبار نزد اهل مذهب جايگاهی ويژه يافته اند.

اتکای بر منابع معتبر نزد اهل مذهب می تواند فاکتور مهمی تلقی گردد که در عين حفظ جامعيت نسبت به اين پژوهش حداقل های اعتبار را نيز برای اين نگارش درپی داشته باشد.

البته از اين نکته نبايد غافل ماند که ورود يک متن در منبعی مورد اعتبار نزد يک مذهب به معنای تصحيح آن متن و يا انعکاس حکم فقهی مبتنی بر آن نسبت به يک مذهب نيست. چراکه از گزارشات حديثی تا انتساب محتوی و نتايج به يک مذهب فاصله ای بسيار از بحث علمی وجود دارد که حرکت استنباطی آن مذهب تلقی می شود و البته خارج از موضوع اين پژوهش است. اين پژوهش به هيچ عنوان به دنبال تحميل يک مبنا و يا انتساب ناصحيح يک محتوی به هيچ گروه و مذهبی نيست. بلکه به دنبال گزارشگری نسبت به حجم واقعی حديث اسلامی است.

اما با اين وجود هم حتی اين دغدغه باقی می ماند که برخی متون ضعيف در اين جامع حديثی وارد شود؛ اين نکته را چگونه می توان جبران نمود؟

توجه به اين مهم که مخاطب اين جامع نگاری حديثی فقيهان و عالمان مسلمان هستند در تبيين کيفيت جبران ورود مواردی از احاديث ضعيف و لو به تعدادی اندک، در اين پژوهش نقشی جدی دارد. از آنجا که هر فقيه متناسب با مبانی رجالی و حديثی خود به يک جامع حديثی مراجعه و از آن بهره گيری می کند، نه تنها ورود برخی متون ضعيف را بلا اشکال می کند، بلکه فوائدی را نيز درپی خواهد داشت. از جمله ی فوايد آن برای فقيه صاحب مبنا می توان به يافتن قرائن صدق و کشف همگرايی يا تفاوت های ميان متون گزارشگر سنت و همچنين يافتن قرائن ضعف و اسباب تنافر يک متن اشاره نمود.

در حقيقت اين پژوهش با التفات به تعدد و تفاوت مبانی رجالی و حديثی ميان عالمان مسلمان و با احترام به تمامی اين مبانی تنها به دنبال تسهيل دسترسی فقهيه به متون حديث فقهی با حداقل های اعتباری مقبول نزد مذاهب است. ما اين حق را برای هر فقيه مسلمان از هر مذهب اسلامی محفوظ می داريم که خود با مبانی خويش به بررسی و صحت سنجی گزارشات پرداخته و مبتنی بر فرايند استنباط مقبول نزد خود به بهره گيری از حديث اسلامی بپردازد.

در باب ساختار بحث فقهی و تفاوت های ميان مذاهب چگونه عمل کرده ايد ؟

بحث فقهی از دوران های نخستين تا به به امروز به دنبال تلاش های عالمان مسلمان سازمان و نظام ويژه ای يافته که در پرتو آن تتابع فروع از اصول، مراتب بحث علمی و کيفيت دسترسی به فروع عديد اين دانش تحقق می يابد.

روشن است که ساختار بحث فقهی در گذار ساليان بسيار تحولات و تغييرات مهمی يافته و در هر دوره ای نکته ها و دقت هايی را تابع تلاش های عالمانه بهره برده که کاربری و افاده آن را تکامل بخشيده است.

مطالعه ی سير تحول ساختار بحث فقهی می تواند ظرافت های تبويب فقهی و نقاط اساسی تحول را در اختيار پژوهندگان معاصر قرار دهد. در اين مطالعه افزون بر ظرافت های تبويب می توان قدر متيقن ها و امور ثابت در تبويب فقهی را نيز شناسايی نمود. قدر متيقن های ساختاری در بحث فقهی همان چهارچوب اساسی فقه است که تخلف از آن ماهيت اثر فقهی را تحت تأثير قرار می دهد. در حقيقت توليد جديد در حوزه ی تبويب فقهی امری است که کمتر مورد پذيرش و اقبال فقيهان قرار گرفته است. و اين بدان جهت است که امکان دسترسی به مباحث و رديابی آن را در منابع گذشته مشکل می نمايد. اين قدر متيقن های ساختاری، در حوزه ی مقارنه ميان مذاهب اسلامی و با توجه به تفاوت های فرهنگی و زمينه های علمی متنوع در اين ميان اهميتی دو چندان می يابد.

از آنجا که در اين پژوهش ـ موسوعة الأحاديث الفقهية عند المذاهب الإسلامية ـ جمع آوری حداکثری متون گزارشگر سنت در ميان مذاهب اسلامی به منظور بهره گيری هر چه بيشتر عالمان و فقيهان مسلمان از تمامی حديث اسلامی مقصود است ؛ کيفيت ارائه و ساختار بحث فقهی ای که مبتنی بر آن متون تقسيم و توزيع می گردند حساسيت ويژه ای می يابد.

اين حساسيت ويژه را در دو جهت می توان اشاره نمود :

  • اول : از جهت توليد جديد و ساختار سازی ابداعی است.

در تدوين موسوعه ای جامع در حوزه ی حديث در فضای عام اسلامی که فضای مشترک مذاهب محسوب می گردد، ابداع ساختار جديد آسيب های جدی به پژوهش می زند. آسيب هايی چون تغييرات خواسته يا ناخواسته ميان مناسبات بحث فقهی، محدوديت در امکان دسترسی، خروج از عرف فقهی و... که نتيجه قهری آن بی ثمر ماندن پژوهش از جهت بهره گيری مخاطب است.

  • دوم : مبنا قرار دادن ساختار بحث فقهی در يک مذهب بدون اعتنا به مذاهب ديگر

تفاوت فرهنگی، تفاوت در پيش فرض های فقهی، تفاوت در نوع تفريع و همچنين تفاوت در کيفيت توزيع فروع فقهی در ميان مذاهب اسلامی همگی از عوامل تأثير گذار بر تفاوت های ساختاری بحث فقهی ميان مذاهب اسلامی است که خود از نقاط امتياز دال بر پويايی اين دانش در ميان مسلمين محسوب می گردد. التفات به اين مهم امکان تدوين جامعی مبتنی بر ساختار بحث فقهی نزد يک مذهب و ترويج آن برای همه ی مذاهب اسلامی را مشکل و بلکه غير ممکن می دارد. چراکه عالمان هر مذهب در نگاه اول انس با ساختار فقهی معهود در ذهن خود، مبتنی بر تبويب رايج در مذهبی شان دارند و تغيير در ساختار دسترسی به محتوا را سخت می نمايد.

مبتنی بر اين نکات نقش کليدی قدر مشترک های ساختار فقهی در تدوين اين جامع حديثی روشن می گردد.

لذا ساختار بحث فقهی را اولا در حوزه مدونات حديث فقهی و به تبع آن در حوزه بحث فقهی ميان مذاهب اسلامی مورد مطالعه قرار داديم تا قدر مشترک های ساختاری را استخراج نموده و مبتنی بر آن ساختار جامعی را برای اين تدوين جامع طرح کنيم که در عين اجتناب از آفات مذکور دسترسی آسان عالمان و فقيهان اسلامی از تمام مذاهب را درپی داشته باشد.

خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :