احادیث داستانی نخستین طلاق خلع

اوّلین طلاق خُلعی که در اسلام به وقوع پیوست، طلاق خواهر عبد اللّه بن اُبَی بود.

تفسیر الطبری عن ابن عبّاس:

إنَّ أوَّلَ خُلعٍ کانَ فِی الإِسلامِ اُختُ عَبدِ اللّهِ بنِ اُبَی، أنَّها أتَت رَسولَ اللّهِ(ص) فَقالَت: یا رَسولَ اللّهِ لا یجمَعُ رَأسی ورَأسَهُ شَیءٌ أبَدا، إنّی رَفَعتُ جانِبَ الخِباءِ فَرَأَیتُهُ أقبَلَ فی عِدَّةٍ، فَإِذا هُوَ أشَدُّهُم سَوادا، وأقصَرُهُم قامَةً، وأقبَحَهُم وَجها!

قالَ زَوجُها: یا رَسولَ اللّهِ، إنّی أعطَیتُها أفضَلَ ما لی حَدیقَةً، فَلتَردُد عَلَی حَدیقَتی.

قالَ: ما تَقولینَ؟ قالَت: نَعَم، وإن شاءَ زِدتُهُ. قالَ: فَفَرَّقَ بَینَهُما.[۱]

تفسیر الطبری ـ به نقل از ابن عبّاس ـ:

اوّلین طلاق خُلعی که در اسلام به وقوع پیوست، طلاق خواهر عبد اللّه بن اُبَی بود. او نزد پیامبر خدا(ص) آمد و گفت: ای پیامبر خدا! هیچ چیز هرگز نمی تواند سَر من و او را [در یک بالین،] جمع کند. من، گوشه خیمه را بالا زدم و دیدم که او با عدّه ای می آید و از همه آنها سیاه تر و قدکوتاه تر و زشت روتر است!

شوهرش گفت: ای پیامبر خدا! بهترین باغم را به او داده ام. پس باغم را به من بر گردانَد.

پیامبر(ص) به همسر او فرمود: «چه می گویی؟».

زن گفت: باشد! اگر بخواهد، بیشتر هم به او می دهم.

پس پیامبر(ص) آنها را از هم جدا کرد.


[۱]. تفسیر الطبری: ج ۲ الجزء ۲ ص ۴۶۱، دانشنامه قرآن و حدیث ج ۴ ص ۱۱۲.