تاريخ : سه شنبه 1399/9/25
کد خبر: 70632
گفت‌و‌گوی مشارکتی؛‌ لازمه بهره‌گیری از قرآن برای پاسخ به سؤالات روز

گفت‌و‌گوی مشارکتی؛‌ لازمه بهره‌گیری از قرآن برای پاسخ به سؤالات روز

قائم مقام ریاست دانشگاه قرآن و حدیث اظهار کرد: برای بهره‌گیری از قرآن در راستای پاسخگویی به سؤالات علمی امروز، نیازمند روش گفت‌و‌گوی مشارکتی هستیم تا در هر مرحله نتایج تحقیقات علمی بر هم عرضه شده و مورد استفاده قرار گیرد. این کار می‌تواند پرسش‌آفرین باشد و استنطاق قرآن را پیش بیاورد؛ نکته‌ای که قرآن هم بر آن تأکید کرده است.

وبینار، «جایگاه دانشی قرآن و حدیث در علوم» صبح امروز سه‌شنبه، ۲۵ آذرماه، با سخنرانیحجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمدکاظم طباطبایی، رئیس دانشکده علوم و معارف حدیث وحجت‌الاسلام والمسلمین  عبدالهادی مسعودی، رئیس پژوهشکده علوم و معارف قرآن و قائم مقام ریاست دانشگاه قرآن و حدیث، برگزار شد. متن سخنان عبدالهادی مسعودی در ادامه می‌آید:

ما قرآن را با عنوان یک متن مکتوب می‌شناسیم که پیشینه شفاهی داشته است. ترکیب شفاهی و کتبی بودن در قرآن، آثار، پیامدها و عوارضی دارد که باید به آنها توجه داشت؛ مثلاً یکی از دیدگاه‌ها این است که قرآن کتابی است که باید با توجه به شرایط نزول آن خوانده، دریافته و فهم شود، در نتیجه به هنگام استفاده از آن و آوردن به دنیای علم، باید این زمینه را درنظر بگیریم. همچنین قرآن به دلیل اینکه با وساطت یک پیامبر، خوانده و ابلاغ شده است، به همین دلیل باید تعبیرهای پیامبرانه در کنار قرآن دیده شود. حتی تطبیق‌ها و تأویل‌هایی که ایشان صورت دادند را باید کنار هم بگذاریم.
اگر تعامل فکری زایا با قرآن و حدیث داشته باشیم و در این تعامل علم به وجود بیاید و بدانیم که دقیقاً چه سؤالی را از چه آیه‌ای بپرسیم، به نتایج موفقیت‌آمیزی دست پیدا می‌کنیم. البته همه از تعارض‌ها می‌ترسند، اما معتقدم تعارض‌ها، ما را وادار به کندوکاو بیشتر در معارف دینی می‌کنند.

نحوه ترکیب معارف قرآن و فرآورده‌های علمی

از آنجایی که اهل بیت(ع) با پیامبر(ص) در یک مسیر و با یک منشأ فیض علم قرار دارند، باید روایات اهل بیت(ع) هم در کنار قرآن دیده شود. اساساً هدف از این نشست مشترک این است که قرآن و حدیث در کنار هم به فضای علمی منتقل شود. در مورد علوم هم می‌توانیم تقسیم‌بندی طبیعی و محض داشته باشیم. می‌توانیم علوم تجربی و حسی همانند طب، کیهان‌شناسی و علوم نظری همانند روانشناسی، تاریخ، سیاست، حقوق، اخلاق و تربیت داشته باشیم، اما مهم این است که چگونه بین معارف قرآنی و فرآورده‌های علمی ترکیب برقرار کنیم.

در فلسفه، بحث ربط حادث، قدیم، ثابت و متغیر وجود دارد که همانند رابطه بین قرآن و علم است. قرآن یک متن ثابت است‌؛ لذا سؤالی که پیش می‌آید این است که چگونه می‌توانیم بین این دو ارتباط برقرار کنیم. البته قرآن کتابی نو است و هر روز مثل یک شاخه سبز جوانه می‌زند، اما چگونه می‌توانیم از این متن ۱۴۰۰ سال پیش برای پاسخ دادن به سؤال‌های امروز استفاده کنیم. چند روش به صورت عملی پیشنهاد شده که یکی شیوه ترکیبی ـ تألیفی است. در اینجا در علم براساس کاوش‌های تجربی و میدانی به نتیجه‌ای می‌رسند و آن را در یک سوی ترازو گذاشته و در سوی دیگر معارف قرآنی را قرار داده و با آن ترکیب می‌کنند. این ترکیب دو قسمت دارد که شامل ترکیبی و تعارضی است. بدین معنی که در آخر تحقیق مثلاً می‌گویند که این را قرآن هزار و چهارصد سال قبل بیان کرده بود؛ لذا تحقیق ما تأیید می‌شود و خیلی هم خوشحال می‌شویم.

روش تناظر گزاره‌ای

روش دیگر تناظر گزاره‌ای است؛ بدین معناکه علم و دانش در یک مسئله را به مجمع گزاره‌های بسیار ریزی تقسیم می‌کنند. فرض کنید شناخت روانشناسی از انسانِ دو رو را بررسی می‌کنند و سپس با قرآن و احادیث متناظر می‌سنجند. در اینجا روش تألیفی ـ ترکیبی خُردتر شده است و در بسیاری از عرصه‌ها مفید‌تر از روش قبلی است، اما اشکالش این است که مجموعه معارفی ما را درباره آن مسئله به صورت یک ترکیب بافته شده ارائه نمی‌دهد.

روشی که پیشنهاد می‌دهم، روش گفت‌وگوی گام به گام و مشارکتی است. اشکال روش اول این بود که تا آخر کار، دانشمند سمت خود را رفته و قرآن پژوهش نیز سمت خود را می‌رفت، اما معتقدیم باید روش گفت‌وگویی باشد و در هر مرحله نتایج بر هم عرضه شده و مورد استفاده قرار گیرد و این دو نفر در تماس مکرر در هر پله‌ای از تحقیق باشند تا یک کار مشارکتی عرضه شود. این کار می‌تواند پرسش‌آفرین باشد و این مسئله، استنطاق پیش بیاورد؛ نکته‌ای که قرآن هم بر آن تأکید کرده است.

گزاره‌های تجویزی قرآن و سنت

قرآن و سنت می‌تواند گزاره‌های تجویزی و توصیه‌ای داشته باشد. مثلاً در قرآن کریم آمده است: «يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا ۚ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ؛ ای فرزندان آدم، زیورهای خود را در مقام هر عبادت به خود برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید، که خدا مسرفان را دوست نمی‌دارد»(اعراف/۳۱). این یک توصیه است. اکنون براساس منطق فازی نیز که نمی‌توانند به صفر و یک برسند، برخی از گزاره‌های توصیه‌ای ارائه می‌شود.

نقش دیگر قرآن، آگاهی‌بخشی است که مثلاً می‌‌گوید که آدم منافق فلان شرایط را دارد یا فرض کنید گفته شده است، رباخوار شیطان‌زده است؛ یعنی دیگر نمی‌توانید این شخص را نصیحت کنید. یا در قرآن آمده است:«إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ ۖ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا؛ که مبذّران و مسرفان برادران شیطان‌هایند و شیطان است که سخت کفران نعمت پروردگار خود کرد»(اسراء/۲۷) در طب، باستان‌شناسی و امثالهم هم همین‌گونه است. در همین عرصه می‌توان موضوع‌سازی کرده و به حل مسائل کمک کرد.

اگر تعامل فکری زایا با قرآن و حدیث داشته باشیم و در این تعامل علم به وجود بیاید و بدانیم که دقیقاً چه سؤالی را از چه آیه‌ای بپرسیم، به نتایج موفقیت‌آمیزی دست پیدا می‌کنیم. البته همه از تعارض‌ها می‌ترسند، اما معتقدم تعارض‌ها، ما را وادار به کندوکاو بیشتر در معارف دینی می‌کنند. در مرحله آخر، قرآن می‌تواند نظام‌سازی کند که البته نظام‌سازی کار راحتی نیست؛ چرا مثلاً در شرایط کنونی، نظام طب اسلامی نداریم. به این دلیل که طب دستگاه مشخصی دارد و به شما می‌گوید که برای درمان فلان بیماری باید چه آمپولی با چه دُز مشخصی را مصرف کنید، اما قرآن و سنت ممکن است در درون خود مباحث نظام‌سازی داشته باشند، ولی حداقل در شرایط کنونی چنین چیزی محقق نشده است.

وقتی از قرآن و سنت سخن می‌گوییم منظور فقط ظواهر نیست، بلکه منظور این است که باید داده‌های استنباطی و تحلیلی هم به کار بیایند که این داده‌ها گاهی به خاطر نگرش انعکاسی یا گاهی به خاطر نگرش انتزاعی به وجود می‌آیند. در نگرش اول باید بازتاب حدیث را در آینه قرآن ببینم و در نگرش دوم باید زیرساخت فکری قرآن و حدیث را بیرون بکشیم. اینها نیازمند دیدن روایات تأویلی،‌ تطبیقی و مصداق‌شناسی است و از سوی دیگر باید همانند علامه طباطبایی کاملاً روی آیه متمرکز شویم تا لایه‌های پنهان آن را بیرون بکشیم. در این شرایط می‌توانیم به نظام‌سازی هم دست پیدا کنیم.

برداشت روشمند، تعامل اعتدالی و تحلیل غیرسطحی

فرق حدیث و سنت این است که حدیث، حاکیِ سنت است، ولی امروزه عمدتاً گزارشگر سنت است که می‌تواند همراه با خطا باشد. در مورد فهم و برداشت از قرآن هم می‌تواند نادرست باشد، اما نباید غربزده یا خودناباور باشیم و تا یک علم عوض شد، برداشت خود را نیز عوض کنیم. باید برداشت ما روشمند، تعامل ما هم اعتدالی باشد و سطحی‌نگر هم نباشیم. سطحی‌نگری در سی چهل سال اخیر مشکلات زیادی برای تعاملات ما ایجاد کرده است.

باید بپذیریم تولید علم در جهان غرب حداقل بیش از دو قرن سابقه دارد؛ لذا اگر بخواهیم مهندسی معکوس هم انجام دهیم باید حداقل صد سال وقت بگذاریم. اگر مثلاً حجت‌الاسلام پسندیده مطلبی را بیان یا نکته‌ای علمی را تولید می‌کند، ممکن است نوه او هم نتایج این مطالعات را مشاهده نکنند؛ لذا ممکن است دو قرن بعد به یک نظام اقتصادی اسلامی یا روانشناسی اسلامی و امثالهم نایل شویم.

گاهی به سرعت سراغ کلان‌نگری می‌رویم. اگر تاریخ علم غرب را نگاه کنیم آنها از جزئیات به نکات کلان رسیدند؛ لذا باید گزاره‌های اقتصادی یا روانشناسی و سیاسی را از دل قرآن و حدیث بیرون بکشیم تا نسل دیگر آن کار ما را ادامه دهند و در نهایت به نظام مورد نظر دست پیدا کنیم؛ لذا نباید به شکل فوری به فکر نظام‌سازی و کلان‌نگری باشیم.

منبع :ایکنا
خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :