منبع : ماه خدا، ج اول ، ص 376
دعای افتتاح

دعای افتتاح

«راوی دعای افتتاح، محمد بن عثمان عمری، از نایبان خاص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) است.
گرچه این دعا به حسب ظاهر از امام معصوم(ع) نقل نشده؛ اما با توجه به اینکه محمد بن عثمان عمری، به خواندن این دعا مداومت داشته و نیز با توجه به مضامین عالیه دعا و اعتماد سید بن طاووس، می‌توان مطمئن بود که این دعا را از امام زمان(عج)، اخذ کرده است.»

دعای افتتاح

«راوی دعای افتتاح، محمد بن عثمان عمری، از نایبان خاص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) است.
گرچه این دعا به حسب ظاهر از امام معصوم(ع) نقل نشده؛ اما با توجه به اینکه محمد بن عثمان عمری، به خواندن این دعا مداومت داشته و نیز با توجه به مضامین عالیه دعا و اعتماد سید بن طاووس، می‌توان مطمئن بود که این دعا را از امام زمان(عج)، اخذ کرده است.»

«در هر شب از ماه رمضان این دعا را بخوان و بدان که دعا در این ماه به گوش فرشتگان رسیده و آنان برای مناجات‌کننده، طلب آمرزش می‌کنند».

الإقبال ـ به نقل از ابو عمرو محمّد بن محمّد بن نصر سَكونى ـ : از ابو بكر احمد بن محمّد بن عثمان بغدادى خواستم دعاهاى ماه رمضان را كه عمويش ابو  جعفر محمّد بن عثمان بن سعيد عَمرى ( نائب خاصّ امام عصر عجل اللّه تعالى فرجه) مى‌خوانده، براى من درآورد. پس دفترى را كه جلد قرمز داشت، بيرون آورد. من، دعاهاى بسيارى را از روى آن نوشتم و از جمله آنها، اين دعا بود:

اللّهُمَّ إنّي أفتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمدِكَ وأنتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّكَ،

«خداوندا! من ستايشت را با حمد تو آغاز مى‌كنم و تو با نعمت خويش، توفيق دهنده بر راه درستى.

وأيقَنتُ أنَّكَ أرحَمُ الرّاحِمينَ في مَوضِعِ العَفوِ وَالرَّحمَةِ،

يقين دارم كه تو، در جاى گذشت و رحمت، مهربان ترينِ مهربانانى و در جاى كيفر و انتقام،

وأشَدُّ المُعاقِبينَ في مَوضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ، وأعظَمُ المُتَجَبِّرينَ في مَوضِعِ الكِبرِياءِ وَالعَظَمَةِ .

سرسخت ترينِ كيفردهندگانى و در جايگاه بزرگى و عظمت، بزرگ ترين جبّارانى.

اللّهُمَّ أذِنتَ لي في دُعائِكَ ومَسأَلَتِكَ، فَاسمَع يا سَميعُ مِدحَتي، وأجِب يا رَحيمُ دَعوَتي، وأقِل يا غَفورُ عَثرَتي،

خداوندا! اذنم داده اى تا تو را بخوانم و از تو بخواهم . پس، اى شنوا! ستايشم را بشنو، و اى مهربان! دعايم را اجابت كن، و اى آمرزنده! از لغزشم درگذر.

فَكَم يا إلهي مِن كُربَةٍ قَد فَرَّجتَها! وهُمومٍ قَد كَشَفتَها !

خدايا! چه بسيار اندوهى كه برطرفش ساختى و غمى‌كه آن را زدودى

وعَثرَةٍ قَد أقَلتَها ! ورَحمَةٍ قَد نَشَرتَها ! وحَلقَةِ بَلاءٍ قَد فَكَكتَها !

و لغزشى كه از آن در گذشتى و رحمتى كه آن را گستردى و زنجيره بلايى كه آن را از هم گسستى!

الحَمدُ للّهِ الَّذي لَم يَتَّخِذ صاحِبَةً ولا وَلَدا ولَم يَكُن لَهُ شَريكٌ فِي المُلكِ ولَم يَكُن لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وكَبِّرهُ تَكبيرا .

ستايش، خدايى را كه نه همسرى گرفته و نه فرزندى، و نه او را در پادشاهى، شريكى است و نه او را از روى خوارى، سرپرستى. او را به شايستگى، تكبير بگوى و بزرگ بدار.

الحَمدُ للّهِ بِجَميعِ مَحامِدِهِ كُلِّها عَلى جَميعِ نِعَمِهِ كُلِّها .

خداراسپاس،باهمه ستودگى هايش، برهمه نعمت هايش.

الحَمدُ للّهِ الَّذي لا مُضادَّ لَهُ في مُلكِهِ ولا مُنازِعَ لَهُ في أمرِهِ .

سپاس، خدايى را كه نه او را در حكمرانى، ضدّى است و نه در فرمانش، او را مخالفى.

الحَمدُ للّهِ الَّذي لا شَريكَ لَهُ في خَلقِهِ، ولا شَبيهَ لَهُ في عَظَمَتِهِ .

سپاس، خدايى را كه در ميان آفريدگانش، شريكى ندارد و در عظمتش، بى همتاست.

الحَمدُ للّهِ الفاشي فِي الخَلقِ أمرُهُ وحَمدُهُ، الظّاهِرِ بِالكَرَمِ مَجدُهُ، الباسِطِ بِالجودِ يَدَهُ،

سپاس، خدايى را كه فرمان او و ستايشش در ميان خَلق، پراكنده و آشكار است ؛ آن كه شُكوهش با بخشندگى، هويداست و دستش به سخاوت، گشوده است؛

الَّذي لا تَنقُصُ خَزائِنُهُ ولا تَزيدُهُ كَثرَةُ العَطاءِ إلاّ جودا وكَرَما، إنَّهُ هُوَ العَزيزُ الوَهّابُ .

آن كه بخشش زياد، نه از گنجينه هايش مى‌كاهد و نه بر آن مى‌افزايد، مگر بر بخشندگى و كَرَمش. همانا او قدرتمند بخشنده است.

اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ قَليلاً مِن كَثيرٍ مَعَ حاجَةٍ بي إلَيهِ عَظيمَةٍ وغِناكَ عَنهُ قَديمٌ، وهُوَ عِندي كَثيرٌ وهُوَ عَلَيكَ سَهلٌ يَسيرٌ .

خداوندا! از تو اندكى از نياز فراوانم را مى‌خواهم، با آن كه نيازم به آن، بسيار است و بى نيازىِ تو از آن، ديرين. آن نزد من، بسيار است ؛ امّا بر تو آسان و ناچيز .

اللّهُمَّ إنَّ عَفوَكَ عَن ذَنبي وتَجاوُزَكَ عَن خَطيئَتي، وصَفحَكَ عَن ظُلمي وسَترَكَ عَلى قَبيحِ عَمَلي،

خداوندا! بخشايش تو از گناهم، و گذشت تو از خطايم، و چشم پوشى تو از ظلمم، و پرده پوشى تو بر كار زشتم،

وحِلمَكَ عَن كَثيرِ جُرمي عِندَما كانَ مِن خَطَئي وعَمدي،

و بردبارى تو از گناه بسيارم ـ آن جا كه به عمد يا خطا گناه كردم ـ

أطمَعَني في أن أسأَلَكَ ما لا أستَوجِبُهُ مِنكَ الَّذي رَزَقتَني مِن رَحمَتِكَ

مرا به طمع انداخت تا از تو چيزى بخواهم كه از سوى تو شايسته آن نيستم، چيزى كه از رحمت خويش، روزى‌ام كردى

وأرَيتَني مِن قُدرَتِكَ وعَرَّفتَني مِن إجابَتِكَ،

و از قدرت خود، نشانم دادى و از اجابت خويش، مرا شناساندى.

فَصِرتُ أدعوكَ آمِنا وأسأَلُكَ مُستَأنِسا لا خائِفا ولا وَجِلاً،

پس چنين گشتم كه با ايمنى، تو را مى‌خوانم و بى وحشت و ترس، از تو مى‌خواهم

مُدِلاًّ عَلَيكَ فيما قَصَدتُ فيهِ إلَيكَ، فَإِن أبطَأَ عَنّي عَتَبتُ بِجَهلي عَلَيكَ،

و نيز در آنچه به درگاهت روى مى‌آورم، با ناز و عشوه، طلب مى‌كنم . پس اگر حاجتم دير برآيد، جاهلانه عتابت مى‌كنم،

ولَعَلَّ الَّذي أبطَأَ عَنّي هُوَ خَيرٌ لي ؛ لِعِلمِكَ بِعاقِبَةِ الاُمورِ،

با آن كه شايد آنچه تأخير افتاده، برايم بهتر باشد؛ چرا كه تو فرجام كارها را مى‌دانى.

فَلَم أرَ مَولىً كَريما أصبَرَ عَلى عَبدٍ لَئيمٍ مِنكَ عَلَيَّ .

پس، هيچ مولاى بزرگوارى را بر بنده اى فرومايه، شكيباتر از تو بر خود نديده ام.

يا رَبِّ، إنَّكَ تَدعوني فَاُوَلّي عَنكَ، وتَتَحَبَّبُ إلَيَّ فَأَتَبَغَّضُ إلَيكَ،

پروردگارا! تو مرا مى‌خوانى؛ من از تو روى برمى‌گردانم. تو به من دوستى مى‌كنى؛ من با تو بى مهرى مى‌كنم.

وتَتَوَدَّدُ إلَيَّ فَلا أقبَلُ مِنكَ، كَأَنَّ لِيَ التَّطَوُّلَ عَلَيكَ،

تو با من مهربانى مى‌كنى؛ من از تو نمى‌پذيرم، گويا كه من بر تو نعمت و منّت دارم؛

فَلَم يَمنَعكَ ذلِكَ مِنَ الرَّحمَةِ لي وَالإِحسانِ إلَيَّ وَالتَّفَضُّلِ عَلَيَّ بِجودِكَ وكَرَمِكَ،

امّا اينها باز هم تو را از رحمت بر من و نيكى و بخشش از روى جود و كَرَم به من، باز نمى‌دارند.

فَارحَم عَبدَكَ الجاهِلَ وجُد عَلَيهِ بِفَضلِ إحسانِكَ إنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ .

پس، اين بنده نادانت را ترحّم كن و با فضل و احسانت بر او ببخش! همانا تو بخشنده بزرگوارى.

الحَمدُ للّهِ مالِكِ المُلكِ مُجرِي الفُلكِ، مُسَخِّرِ الرِّياحِ فالِقِ الإِصباحِ، دَيّانِ الدّينِ رَبِّ العالَمينَ،

ستايش، خدايى را كه مالكِ فرمان روايى‌است، روان سازنده كشتى، مسخّر كننده بادها، شكافنده صبح، جزا دهنده روز جزا و پروردگار جهانيان است.

الحَمدُ للّهِ عَلى حِلمِهِ بَعدَ عِلمِهِ، الحَمدُ للّهِ عَلى عَفوِهِ بَعدَ قُدرَتِهِ،

خدا را سپاس بر بردبارى‌اش پس از علمش. خدا را سپاس بر گذشتش پس از قدرتش.

الحَمدُ للّهِ عَلى طولِ أناتِهِ في غَضَبِهِ وهُوَ القادِرُ عَلى ما يُريدُ،

خدا را سپاس بر تحمّل طولانى‌اش پس از خشمش، در حالى كه او بر هر چه بخواهد، تواناست.

الحَمدُ للّهِ خالِقِ الخَلقِ باسِطِ الرِّزقِ ذِي الجَلالِ وَالإِكرامِ وَالفَضلِ وَالإِنعامِ،

خدا را سپاس، كه آفريدگار خَلق است، گشاينده روزى، صاحب شُكوه و بزرگوارى و احسان و نعمت دهى؛

الَّذي بَعُدَ فَلا يُرى وقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجوى تَبارَكَ وتَعالى،

آن كه دور است، پس ديده نمى‌شود، و نزديك است، آن چنان كه نجوا را شاهد است.

الحَمدُ للّهِ الَّذي لَيسَ لَهُ مُنازِعٌ يُعادِلُهُ ولا شَبيهٌ يُشاكِلُهُ ولا ظَهيرٌ يُعاضِدُهُ،

بزرگوار و والاست.  سپاس، خدايى را كه نه مخالفى دارد كه با او برابرى كند، و نه مشابهى دارد كه با او همتا شود، و نه پشتيبانى دارد تا از او حمايت كند .

قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الأَعِزّاءَ وتَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ العُظَماءُ فَبَلَغَ بِقُدرَتِهِ ما يَشاءُ،

با قدرت خويش، قدرتمندان را شكست داده و بزرگان، در پيشگاه عظمتش، فروتنى كرده اند . پس با قدرتش به آنچه مى‌خواهد، رسيده است .

الحَمدُ للّهِ الَّذي يُجيبُني حينَ اُناديهِ، ويَستُرُ عَلَيَّ كُلَّ عَورَةٍ وأنَا أعصيهِ،

سپاس، خدايى را كه چون مى‌خوانمش، پاسخم مى‌دهد و با آن كه نافرمانى‌اش مى‌كنم، هر عيب مرا مى‌پوشاند

ويُعَظِّمُ النِّعمَةَ عَلَيَّ فَلا اُجازيهِ، فَكَم مِن مَوهِبَةٍ هَنيئَةٍ قَد أعطاني!

و نعمت خويش را بر من بزرگ مى‌دارد و من سپاسش نمى‌گزارم . چه بسيار موهبت و بخشش بزرگى كه به من بخشيد

وعَظيمَةٍ مَخوفَةٍ قَد كَفاني! وبَهجَةٍ مونِقَةٍ قَد أراني ! فَاُثني عَلَيهِ حامِدا وأذكُرُهُ مُسَبِّحا .

و چه بسيار امر بزرگ و ترسناكى كه از من دفع كرد و چه بسيار شادمانىِ دل ربايى كه نشانم داد ! پس، او را ستايشگرانه ثنا مى‌گويم و به پاكى و بى عيبى، يادش مى‌كنم .

الحَمدُ للّهِ الَّذي لا يُهتَكُ حِجابُهُ ولا يُغلَقُ بابُهُ، ولا يُرَدُّ سائِلُهُ ولا يُخَيَّبُ آمِلُهُ .

سپاس، خدايى را كه پرده اش دريده نمى‌شود، درش بسته نمى‌گردد، درخواست كننده از او برگردانده نمى‌شود و آرزومند او محروم نمى‌گردد.

الحَمدُ للّهِ الَّذي يُؤمِنُ الخائِفينَ ويُنَجِّي الصّالِحينَ، ويَرفَعُ المُستَضعَفينَ ويَضَعُ المُستَكبِرينَ، ويُهلِكُ مُلوكا ويَستَخلِفُ آخَرينَ،

سپاس، خدايى را كه بيمناكان را ايمن مى‌سازد، شايستگان را نجات مى‌بخشد، ضعيف شمرده شدگان را رفعت مى‌دهد، مستكبران را پست مى‌كند و پادشاهانى را هلاك مى‌كند و پادشاهان ديگرى را جايگزين مى‌سازد.

وَالحَمدُ للّهِ قاصِمِ الجَبّارينَ مُبيرِ الظّالِمينَ، مُدرِكِ الهارِبينَ نَكالِ الظّالِمينَ،

سپاس، خدايى را كه در هم كوبنده جبّاران، نابودكننده ستمگران، دريابنده فراريان، كيفر دهنده ظالمان،

صَريخِ المُستَصرِخينَ مَوضِعِ حاجاتِ الطّالِبينَ مُعتَمَدِ المُؤمِنينَ،

فريادرس درماندگان، جايگاه [تأمين] نيازهاى خواهندگان و تكيه گاه مؤمنان است.

الحَمدُ للّهِ الَّذي مِن خَشيَتِهِ تَرعَدُ السَّماءُ وسُكّانُها، وتَرجُفُ الأَرضُ وعُمّارُها، وتَموجُ البِحارُ ومَن يَسبَحُ في غَمَراتِها،

سپاس، خدايى را كه از بيم او آسمان ها و آسمانيان و زمين و آبادكنندگانش مى‌لرزند و درياها و آنچه در اعماقشان شناور است، در جوش و خروش اند.

الحَمدُ للّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وما كُنّا لِنَهتَدِيَ لَولا أن هَدانَا اللّهُ

« سپاس، خدايى را كه ما را به اين [ دين] هدايت كرد و اگر او هدايتمان نمى‌كرد، هرگز راه نمى‌يافتيم» .

الحَمدُ للّهِ الَّذي يَخلُقُ ولَم يُخلَق ويَرزُقُ ولا يُرزَقُ ويُطعِمُ ولا يُطعَمُ،

سپاس، خدايى را كه مى‌آفريند و خود، آفريده نيست؛ روزى مى‌دهد، ولى  روزى خور نيست ؛ مى‌خوراند، ولى خورنده نيست؛

ويُميتُ الأَحياءَ ويُحيِي المَوتى وهُوَ حَيٌّ لا يَموتُ، بِيَدِهِ الخَيرُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ .

زندگان را مى‌ميراند و مردگان را زنده مى‌كند و او زنده ناميراست. نيكى به دست اوست و او بر هر چيز، تواناست.

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبدِكَ ورَسولِكَ وأمينِكَ وصَفِيِّكَ وحَبيبِكَ وخِيَرَتِكَ مِن خَلقِكَ،

خداوندا! بر محمّد، بنده و فرستاده ات، امين و برگزيده ات، محبوب و انتخاب شده ات از ميان بندگانت،

وحافِظِ سِرِّكَ ومُبَلِّغِ رِسالاتِكَ، أفضَلَ وأحسَنَ وأجمَلَ وأكمَلَ وأزكى وأنمى

رازدارت و رساننده رسالت هايت، درود فرست، به بهترين، نيكوترين، زيباترين، كامل ترين، پاك ترين، رشديابنده ترين،

وأطيَبَ وأطهَرَ وأسنى وأكثَرَ ما صَلَّيتَ وبارَكتَ وتَرَحَّمتَ وتَحَنَّنتَ

پاكيزه ترين، والاترين و بيشترين درود و بركت و رحمت و نعمت ؛

وسَلَّمتَ عَلى أحَدٍ مِن عِبادِكَ وأنبِيائِكَ ورُسُلِكَ وصَفوَتِكَ وأهلِ الكَرامَةِ عَلَيكَ مِن خَلقِكَ .

و درودى كه به هر يك از بندگان و پيامبران و فرستادگان و برگزيدگانت و آفريدگان صاحب كرامتت فرستاده اى!

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِيٍّ أميرِ المُؤمِنينَ ووَصِيِّ رَسولِ رَبِّ العالَمينَ،

خداوندا! بر على، امير مؤمنان، وصىّ فرستاده پروردگار جهانيان،

(عَبدِكَ ووَلِيِّكَ وأخي رَسولِكَ وحُجَّتِكَ عَلى خَلقِكَ وآيَتِكَ الكُبرى وَالنَّبَاِ?العَظيمِ)

بنده و دوستت و برادر پيامبرت و حجّت تو بر آفريدگانت و نشانه بزرگ تو و خبر بزرگ درود فرست!

وصَلِّ عَلَى الصِّدّيقَةِ الطّاهِرَةِ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساءِ العالَمينَ،

و بر بانوى راست كردار پاك، فاطمه، سَرور زنان جهان، درود فرست!

وصَلِّ عَلى سِبطَيِ الرَّحمَةِ وإمامَيِ الهُدى الحَسَنِ وَالحُسَينِ سَيِّدَي شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ،

و بر دو نواده رحمت و دو پيشواى هدايت، حسن و حسين، دو سَرور جوانان بهشتى، درود فرست!

وصَلِّ عَلى أئِمَّةِ المُسلِمينَ : (عَلِيِ بنِ الحُسَينِ ومُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ وجَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ وموسَى بنِ جَعفَرٍ وعَليِ بنِ موسى ومُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍ وعَلِيِ بنِ مُحَمَّدٍ وَالحَسَنِ بنِ عَلِيٍ وَالخَلَفِ المَهدِيِّ)

و بر پيشوايان مسلمانان: على بن الحسين، محمّد بن على، جعفر بن محمّد، موسى بن جعفر، على بن موسى، محمّد بن على، على بن محمّد، حسن بن على و جانشين او مهدى،

حُجَجِكَ عَلى عِبادِكَ واُمنَائِكَ في بِلادِكَ صَلاةً كَثيرَةً دائِمَةً .

حجّت هاى تو بر بندگانت و امينان تو در سرزمين هايت، درود فرست، درودى فراوان و پيوسته!

اللّهُمَّ وصَلِّ عَلى وَلِيِ أمرِكَ القائِمِ المُؤَمَّلِ وَالعَدلِ المُنتَظَرِ،

خداوندا! بر عهده دار فرمانت، امام قائم، كه مورد آرزوست و عدالت مورد انتظار است، درود فرست

وحُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ المُقَرَّبينَ وأيِّدهُ بِروحِ القُدُسِ يا رَبَّ العالَمينَ .

و او را با فرشتگان مقرّب خويش، فرا گير و او را ـ اى پروردگار جهانيان ـ با روح القدس مؤيّد بدار!

اللّهُمَّ اجعَلهُ الدّاعِيَ إلى كِتابِكَ وَالقائِمَ بِدينِكَ،

خداوندا! او را دعوت كننده به كتابت و برپاكننده دينت قرار بده،

وَاستَخلِفهُ فِي الأَرضِ كَمَا استَخلَفتَ الَّذينَ مِن قَبلِهِ،

و او را در زمين، جانشين، قرار بده، آن گونه كه پيشينيان از او را جانشين ساختى،

مَكِّن لَهُ دينَهُ الَّذي ارتَضَيتَهُ لَهُ، أبدِلهُ مِن بَعدِ خَوفِهِ أمنا يَعبُدُكَ لا يُشرِكُ بِكَ شَيئا .

و آيينى را كه براى او پسنديده اى، براى او حاكم ساز، و او را پس از بيمش ايمنى بخش تا تنها تو را بپرستد و چيزى را شريك تو قرار ندهد!

اللّهُمَّ أعِزَّهُ وأعزِز بِهِ، وَانصُرهُ وَانتَصِر بِهِ وَانصُرهُ نَصرا عَزيزا

خداوندا! او را عزّت بخش و [ ما را] به او عزيز (مقتدر) بگردان و او را به پيروزى برسان و او را يارى كن، يارى‌اى قدرتمندانه، و براى او فتحى آشكار قرار بده

(وَافتَح لَهُ فَتحا مُبينا وَاجعَل لَهُ مِن لَدُنكَ سُلطانا نَصيرا).

و از پيش خود، قدرتى برخوردار از يارى براى وى قرار بده!

اللّهُمَّ أظهِر بِهِ دينَكَ وسُنَّةَ نَبِيِّكَ ؛ حَتّى لا يَستَخفِيَ بِشَيءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أحَدٍ مِنَ الخَلقِ .

خداوندا! با او دين خود و سنّت پيامبرت را چيره ساز تا از حق هيچ چيزى، از بيم احدى از مردم، پنهان نماند!

اللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَيكَ في دَولَةٍ كَريمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الإِسلامَ وأهلَهُ وتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وأهلَهُ،

خداوندا! ما از درگاه تو دولت كريمه اى را مى‌خواهيم كه با آن، اسلام و مسلمانان را عزّت بخشى و نفاق و منافقان را خوار گردانى

وتَجعَلُنا فيها مِنَ الدُّعاةِ إلى طاعَتِكَ وَالقادَةِ إلى سَبيلِكَ، وتَرزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ .

و ما را در آن حكومت، از دعوتگران به طاعتت و فرماندهان و پيشوايان راهت قرار دهى و با آن، كرامت دنيا و آخرت را روزىِ ما كنى .

اللّهُمَّ ما عَرَّفتَنا مِنَ الحَقِّ فَحَمِّلناهُ وما قَصُرنا عَنهُ فَبَلِّغناهُ .

خداوندا! آنچه از حق به ما شناساندى، توفيق عمل به آن را هم به ما ببخش و آنچه بِدان دست نيافتيم، ما را به آن برسان!

اللّهُمَّ المُم بِهِ شَعَثَنا وَاشعَب بِهِ صَدعَنا وَارتُق بِهِ فَتقَنا،

خداوندا! پراكندگىِ ما را با وجود او وحدت بخش و آشفتگىِ ما را با او به سامان برسان و تفرقه ما را با او بزداى

وكَثِّر بِهِ قِلَّتَنا، وأعِزَّ بِهِ ذِلَّتَنا، وأغنِ بِهِ عائِلَنا، وَاقضِ بِهِ عَن مَغرَمِنا،

و اندكىِ ما را با او افزون گردان و خوارىِ ما را با او به عزّت برسان

وَاجبُر بِهِ فَقرَنا، وسُدَّ بِهِ خَلَّتَنا، ويَسِّر بِهِ عُسرَنا، وبَيِّض بِهِ وُجوهَنا،

و نيازمندِ ما را با او بى نياز كن و بدهىِ بدهكار ما را با او ادا كن و تنگ دستىِ ما را با او جبران ساز و نيازِ ما را با او برطرف گردان و سختىِ ما را با او آسان ساز و چهره هاى ما را با او سفيد گردان

وفُكَّ بِهِ أسرَنا، وأنجِح بِهِ طَلِبَتَنا، وأنجِز بِهِ مَواعيدَنا، وَاستَجِب بِهِ دَعوَتَنا،

و گرفتارِ ما را با او رها ساز و خواسته ما را با او برآور و وعده هايى را كه به ما داده اى، با او محقّق ساز و دعايمان را با او اجابت فرما

(وأعطِنا بِهِ سُؤلَنا، وبَلِّغنا بِهِ مِنَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ آمالَنا)، وأعطِنا بِهِ آمالَنا، وأعطِنا بِهِ فَوقَ رَغبَتِنا،

و خواسته ما را با او عطا كن و آرزوهاى ما را در دنيا و آخرت با او برآور و آمال ما را با او عطا فرما و ما را به بركت او بالاتر از خواسته مان عطا كن!

يا خَيرَ المَسؤولينَ وأوسَعَ المُعطينَ، اِشفِ بِهِ صُدورَنا، وأذهِب بِهِ غَيظَ قُلوبِنا،

اى بهترين درخواست شدگان، اى گسترده ترين عطا كنندگان! دل هاى ما را با او شفا بخش و كينه دل هاى ما را با او بزداى

وَاهدِنا بِهِ لِمَا اختُلِفَ فيهِ مِنَ الحَقِّ بِإِذنِكَ ؛ إنَّكَ تَهدي مَن تَشاءُ إلى صِراطٍ مُستَقيمٍ،

و در آنچه از حق، مورد اختلاف است، به اذن خودت، ما را با او به حق هدايت كن ـ همانا تو هر كه را بخواهى، به راه راست هدايت مى‌كنى ـ

وَانصُرنا بِهِ عَلى عَدُوِّكَ وعَدُوِّنا إلهَ الحَقِّ آمينَ .

و ما را با او بر دشمن خودت و دشمن ما يارى كن! اى خداى حق، آمين!

اللّهُمَّ إنّا نَشكو إلَيكَ فَقدَ نَبِيِّنا ـ صَلَواتُكَ عَلَيهِ وآلِهِ ـ وغَيبَةَ إمامِنا،

خداوندا! ما به درگاهت شِكوه مى‌آوريم فقدان پيامبرمان را ـ كه درود تو بر او و خاندانش باد ـ و غيبت پيشوايمان را،

وكَثرَةَ عَدُوِّنا ( وقِلَّةَ عَدَدِنا) وشِدَّةَ الفِتَنِ بِنا، وتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَينا،

و فزونى دشمنمان را، و اندكىِ شمارمان را، و سختىِ فتنه ها را بر ما، و هماهنگى [مردم] زمان را به زيان ما.

فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وأعِنّا عَلى ذلِكَ بِفَتحٍ تُعَجِّلُهُ، وبِضُرٍّ تَكشِفُهُ ونَصرٍ تُعِزُّهُ،

پس بر محمّد و دودمان محمّد درود فرست و ما را بر اين خواسته ها، يارى كن، با فتحى كه زود پيش مى‌آورى و با رنجى كه مى‌زدايى و با يارى‌اى كه مايه قدرت مى‌سازى

وسُلطانِ حَقٍّ تُظهِرُهُ، ورَحمَةٍ مِنكَ تُجَلِّلُناها وعافِيَةٍ [ مِنكَ ]تُلبِسُناها بِرَحمَتِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ .

و با حكومت حقّى كه آشكار و پيروزش مى‌كنى و با رحمتى از سوى خود، كه بر ما شامل مى‌كنى و عافيتى از سوى خود، كه بر ما مى‌پوشانى، به رحمتت، اى مهربان ترينِ مهربانان!».

الإقبال :ج ۱ ص ۱۳۸ ، تهذيب الأحكام :ج ۳ ص ۱۰۸ ، مصباح المتهجّد :ص ۵۷۷ /

ماه خدا، جلد اول، ص ۳۷۶