49
فرهنگ‌ نامه مرثيه‌سرايي و عزاداري سيدالشهدا عليه السلام

حال اقرباء و انصار و ميدان جنگ خبرى نداشت .۱

5 . داستان اسب امام حسين عليه السلام‏

خبر عجيب كه متضمن است طلب كردن حضرت هنگام عزم رفتن به ميدان ، اسب سوارى را ، و كسى نبود آن را حاضر كند ، پس مخدره زينب رفت و آورد و آن حضرت را سوار كرد بر حسب تعدد منابر ، مكالمات بسيار بين برادر و خواهر ذكر مى‏شود و مضامين آن در ضمن اشعار عربى و فارسى نيز در آمده و مجالس را با آن رونق دهند و به شور در آرند و الحق جاى گريستن است اما نه بر اين مصيبت بى‏اصل ، بلكه در گفتن چنين دروغ واضح و افترا بر امام عليه السلام در بالاى منابر و نهى نكردن آنان كه متمكنند از نهى كردن به جهت بى‏اطلاعى يا ملاحظه عدم نقص در بعضى شئونات .۲

6 . داستان عروسى حضرت قاسم‏

به گفته محدث نورى اولين كسى كه اين داستان را نوشت ملا حسين كاشفى در كتاب روضة الشهداء است‏۳ و همان طور كه استاد مطهرى فرموده اصل داستان صد در صد دروغ است‏۴ ، چگونه مى‏توان به امام

1.همان : ص ۲۶۴ - ۲۶۵. نيز، ر.ك : الدمعة الساكبة : ج ۴ ص ۳۵۱ .

2.همان : ص ۲۶۷ .

3.همان : ص ۲۸۸. نيز، ر.ك : روضة الشهداء : ص ۳۲۱-۳۲۹ .

4.حماسه حسينى : ج ۱ ص ۲۸ .


فرهنگ‌ نامه مرثيه‌سرايي و عزاداري سيدالشهدا عليه السلام
48

ديد حبيب بن مظاهر اصحاب را در خيمه خود جمع كرده و از آنها عهد مى‏گيرد كه فردا نگذارند احدى از بنى هاشم قبل از ايشان به ميدان بروند به شرحى طولانى ، آن مخدره مسروراً آمد پشت خيمه ابوالفضل ، ديد آن جناب نيز بنى هاشم را جمع كرده و به همان قسم از ايشان عهد مى‏گيرد كه نگذارند احدى از انصار پيش از ايشان به ميدان رود . مخدره مسرور خدمت حضرت رسيد و تبسم كرد ، حضرت از تبسم او تعجب كرد و سبب پرسيد ، آنچه ديد عرض كرد ... تا آخر خبر كه واضعش را در اين فن مهارتى بود تمام .۱

4 . احوال‏پرسى امام حسين عليه السلام از زين العابدين عليه السلام در روز عاشورا

نقل كنند با سوز و گداز كه در روز عاشورا بعد از شهادت اهل بيت و اصحاب ، حضرت به بالين امام زين العابدين عليه السلام آمد ، پس از پدر حال معامله آن جناب را با اعدا پرسيد ، خبر داد كه به جنگ كشيد ، پس جمعى از اصحاب را اسم برد و از حال آنها پرسيد ، در جواب فرمود : قتل قتل تا رسيد به بنى‏هاشم و از حال جناب على اكبر و ابوالفضل سؤال كرد ، به همان قسم جواب داد و فرمود : بدان در ميان خيمه‏ها غير از من و تو مردى نمانده .
خلاصه اين قصه است و حواشى بسيار دارد و صريح است در آنكه آن جناب از اول مقاتله تا وقت مبارزت پدر بزرگوارش ابداً از

1.همان : ص ۲۶۴. نيز، ر.ك : معالى السبطين : ج ۱ ص ۲۰۹ .

  • نام منبع :
    فرهنگ‌ نامه مرثيه‌سرايي و عزاداري سيدالشهدا عليه السلام
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1387
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 85604
صفحه از 133
پرینت  ارسال به