37
فرهنگ‌ نامه مرثيه‌سرايي و عزاداري سيدالشهدا عليه السلام

قيامت برپا شده و خلق در نهايت وحشت و حيرت ، و هر كس به حال خود مشغول ، و ملائكه ايشان را مى‏رانند به سوى حساب ، و با هر تنى دو موكل بود . من چون اين داهيه را ديدم در انديشه عاقبت خود كه با اين بزرگى امر به كجا خواهد كشيد ؟ در اين حال دو نفر از آن جماعت مرا امر نمودند به حضور در محضر خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله ، چون مآل كار خطرناك بود مسامحه كردم ، قهراً مرا كشاندند ، يكى در پيش ، ديگرى در عقب و من در وسط . هراسان و ترسناك سير مى‏كرديم كه ديدم عمارى بسيار بزرگى بر دوش جماعتى از طرف راست راه مى‏روند ، با الهام الهى دانستم كه در آن عمارى سيده زنان عالم است - صلوات اللَّه عليها - و چون به عمارى نزديك شدم فرصت را غنيمت دانسته از دست موكلان فرار و خود را به زير عمارى رساندم . آن را قلعه‏اى محكم و محل منيعى ديدم كه پيش از من جمعى از گناه‏كاران به آنجا پناه برده بودند ، و موكلين را ديدم از عمارى دور و قدرت بر نزديك شدن به عمارى ، ندارند و به همان اندازه دورى با ما سير مى‏كنند و به اشاره التماس كردند برگرديم ، قبول نكرديم ، آن گاه به اشاره ما را تهديد كردند ، چون تكيه‏گاه خود را محكم ديديم ما نيز ايشان را تهديد مى‏كرديم .
و با همين قوت قلب سير مى‏كرديم كه ناگاه رسولى از جانب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله رسيد و به آن معظمه از جانب آن جناب گفت كه : جمعى از گناهكاران امت به تو پناه آورده‏اند ، ايشان را روانه كن كه به حساب ايشان برسيم ، پس آن مخدره اشاره فرمود كه موكلان از هر


فرهنگ‌ نامه مرثيه‌سرايي و عزاداري سيدالشهدا عليه السلام
36

مى‏خواست آن حضرت را به قتل برساند ، فرمود :
إذاً ولا بُدَّ مِن قَتلي فَاسقِني شَربَةَ ماءٍ ، فَقالَ : هَيهاتَ أن تَذوقَ الماءَ! بَل تَذوقُ المَوتَ غُصَّةً بَعدَ غُصَّةٍ ، وجُرعَةً بَعدَ جُرعَةٍ .۱
بنابراين ، حال كه كشتنم قطعى است ، پس جرعه‏اى آب به من بده . او گفت : هرگز اگر قطره‏اى آب بچشى! بلكه مرگ را به صورت گلوگير و جرعه جرعه‏اى مى‏چشى .

اين گونه گزارش‏ها علاوه بر اين كه با محكمات تاريخ عاشورا و موضع‏گيرى‏هاى امام در طول زندگى افتخارآميز او ، منافات دارد ، مخالف اصول باورهاى شيعه در مورد جايگاه والاى خاندان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است . و بر اين اساس يكى از آفات مجالس عزادارى سيد الشهداء مرثيه‏سرايى ذلت‏آميز براى آن حضرت است ، و بر ذاكران مخلص اهل بيت عليهم السلام فرض است كه از هر سخن و تعبيرى كه حاكى از اظهار ذلت آن بزرگوار و يا اهل بيت ايشان در حادثه عاشورا باشد ، جدّاً اجتناب كنند . در اين باره محدّث نورى در كتاب لؤلؤ و مرجان رؤياى صادقه‏اى را از روضه‏خوان معروفى بدون ذكر نام نقل كرده كه حقيقتاً تكان دهنده است !

چرا ذلت فرزندم حسين را خواندى ؟!

«سيد فاضلى از معتبرين روضه‏خوانان ، شبى در خواب ديد كه : گويا

1.نور العين ، اسفراينى : ص ۵۰ .

  • نام منبع :
    فرهنگ‌ نامه مرثيه‌سرايي و عزاداري سيدالشهدا عليه السلام
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1387
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 83377
صفحه از 133
پرینت  ارسال به