تبليغ - صفحه 423

«سوگند به سپيده دم ، و به شب هاى دهگانه ، و به زوج و فرد ، و به شب ، وقتى سپرى مى شود . آيا در اين ، براى خردمند ، [ نياز به ] سوگندى [ ديگر ] است؟» .

«نه ، سوگند مى خورم به اين شهر ، در حالى كه تو در اين شهر ، ساكنى . سوگند مى خورم به پدرى و فرزندش ، كه به راستى ، ما انسان را در رنج آفريديم» .

«سوگند به خورشيد و تابندگى اش . سوگند به ماه ، چون پى [ خورشيد ] مى رود . سوگند به روز ، چون [ زمين را ] روشن مى گرداند . سوگند به شب ، چون پرده بر آن مى پوشد . سوگند به آسمان و آن كس كه آن را بر افراشت . سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد . سوگند به نَفْس و آن كس كه آن را درست كرد [و] سپس پليدكارى و پرهيزگارى اش را به آن الهام كرد ، كه هر كس آن را پاك گردانيد ، قطعاً رستگار شد ، و هر كه آلوده اش ساخت ، قطعاً در باخت» .

«سوگند به شب ، چون پرده مى افكند . سوگند به روز ، چون جلوه گرى مى آغازد و [ سوگند به ] آن كه نر و ماده را آفريد ، كه همانا تلاش شما پراكنده است» .

«سوگند به روشنايى روز ، سوگند به شب ، چون آرام مى گيرد ، [ كه ] پروردگارت تو را وا نگذاشته و دشمن نداشته است ، و قطعاً آخرت براى تو از دنيا نيكوتر خواهد بود ، و به زودى ، پروردگارت به تو عطا خواهد داد ، تا خرسند گردى» .

«سوگند به [ كوه ] تين و زيتون ، و طور سينا ، و اين شهر امن [ و امان ، كه ] به راستى ، انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم . سپس او را به پست ترين [ مراتبِ ] پستى ، باز گردانيديم ، مگر كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، كه پاداشى بى منّت خواهند داشت» .

«سوگند به ماديان هايى كه با همهمه تازان اند و با سم[ هاى ] خود ، از سنگ ، آتش مى جهانند و برق [ از سنگ ]همى مى جهانند ، و صبحگاهان ، هجوم مى آورند ، و با آن [ يورش ] ، گَردى بر مى انگيزند ، و بِدان [ هجوم ] ، در دل گروهى در مى آيند ، كه انسان نسبت به پروردگارش ، سخت ناسپاس است و او خود بر اين [ امر ] ، نيك گواه است ، و به راستى ، او سخت شيفته مال است» .

صفحه از 424