248. «وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ...»
روض الجنان: خَوَل. ۱
459. علامه شعرانى: خول يعنى بستگان و چاكران. ۲
روض الجنان:... و اين تابوت طولش سه گز بود در عرض دو گز، و از چوب شمشاد بود در زر گرفته، به نزديك آدم بود تا آنگه كه او را وفات آمد به وصىّ خود سپرد شيث، آنگه فرزندان آدم را يك به يك مىدادند... . ۳
460. علامه شعرانى: روايت از كتاب عرائس ثعلبى مأخوذ است ۴ و در آن گويد بر دست راست آن حضرت ابوبكر و بر دست چپ عمر بن الخطاب و پشت سر عثمان و پيش روى آن حضرت امير المؤمنين عليهالسلام بود. و روايت ضعيف است و مؤلّف براى اقامت حجت نقل كرده و همان را كه در جدال به كار آيد ذكر كرده است. و اگر آن را معتبر مىدانست همه را روايت مىكرد. و از تورات معلوم مىگردد اين صندوق را به دستور حضرت موسى عليهالسلام ساختند براى حفظ آثار مقدسه بنى اسرائيل و قرآن هم مخالف آن نيست. ۵
روض الجنان:... عَطاء بن ابي رَباح گفت: آياتى و علاماتى بود كه ايشان شناختندى
و ساكن شدندى به آن. قتاده و كلبى گفتند: «سكينه» فعيله باشد منَ السُّكون، اَىْ طُمَأنينةٌ يعنى هر جاى كه تابوت بودى ايشان را به آن تسلّى و طُمأنينه بودى. ۶
461. علامه شعرانى: اين تفسير از همه روشنتر و به ذهن نزديكتر است؛ چون سكينه به معنى آرامش دل و اطمينان است و اين تابوت را بنى اسرائيل پيشاپيش لشكر مىداشتند مانند درفش كاويان در عجم. و در جنگ اعتقاد به فتح و فيروزى بسيار مؤثر است و آرامش قلب انسان را از بيم غلبه دشمن نگاه مىدارد. چه بسا لشكر انبوه با شماره بسيار و اسباب جنگ كامل از ترس و غلبه اوهام بگريزند و سلاح خويش بريزند و چه بسا لشكر اندك به آرامش دل راه تدبير را در حرب بشناسند و بر دشمن بسيار فاتح آيند. ۷
روض الجنان: ترسان مىبود از آن احداثى كه ايشان كرده بودند كه دايره بر ايشان بود. ۸
462. علامه شعرانى: دائره بر ايشان بود، يعنى دشمن بر آنها چيره شود چنانكه در قرآن كريم است: «عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ» . ۹
روض الجنان: آنان كه تابوت برده بودند، به دهى آوردند از دههاى فلسطين ـ كه آن را اَرْدود گفتند... ۱۰ .
463. علامه شعرانى: قصه تابوت از عرائس ثعلبى مأخوذ است و نام اين قريه را در عرائس اردن نوشته است ۱۱ و در تواريخ و كتب نصارا و يهود اشدود است و شايد شين عبرى به سين يا زاء تبديل شود در لغت سريانى و عربى. و اردن در
عرائس تصحيف است. ۱۲
روض الجنان:... خداى تعالى چهار فريشته را موكّل كرد بر آن گاوان تا ايشان را مىراندند تا به زمين بنى اسرايل. آنگه رسنها بگسستند و تابوت آن جا رها كردند، و ايشان برگشتند. بامداد كه بنى اسرايل بيرون آمدند از شهر، تابوت ديدند شادمانه شدند و برگرفتند و به سراى طالوت بردند، و كار او و مملكت او به حضور تابوت مستقيم شد. ۱۳
464. علامه شعرانى: معنى صحيح مطابق با ظاهر قرآن همين است. و به اعتقاد ما همه چيز اين جهان در تدبير ملائكه و مأموران الهى است كه حكما به عقل فعال تعبير مىكنند وگرنه از طبيعت كار محكم صادر نمىگردد.
و در تفسير المنار احتمال داده است ملائكه صورت مجسّمه فرشتگانى است كه بر روى صندوق از برنج ساخته و نهاده بودند و «تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ» ؛ يعنى ملائكه بار آن صندوق بودند. ۱۴ و اين احتمالى است سخت بعيد؛ چون در عربى حمل را نسبت به آن مىدهند كه بار برمىدارد نه به خود بار، برخلاف ركوب و نمىگويند ملائكه حمل مىكند صندوق را يعنى بار مىشود بر صندوق. ۱۵
روض الجنان: عبداللهِ عبّاس گفت: تابوت و عصاى موسى در بُحَيْره طَبَريّه است در درياى طبرستان... ۱۶ .
465. علامه شعرانى: درياى طبرستان زايد است از ناسخين كتاب يا از يكى از روات كه پنداشت بُحيره طبريه همان درياى طبرستان است، آن را به اين تفسير كرد. و بحيره طبريه در فلسطين است و درياى طبرستان در شمال مازندران. ۱۷
1.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۶۲.
2.روح الجنان، ج ۲، ص ۲۹۶.
3.رك: عرائس المجالس، ص ۲۳۶.
4.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۶۴.
5.روح الجنان، ج ۲، ص ۲۹۷.
6.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۶۶.
7.روح الجنان، ج ۲، ص ۲۹۸.
8.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۶۶. توبه (۹): ۹۸.
9.عرائس المجالس، ص ۲۳۷.
10.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۶۷.
11.تفسير المنار، ج ۲، ص ۳۹۰.
12.روح الجنان، ج ۲، ص ۲۹۹.
13.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۶۸.
14.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۰۰.