245
تفسير نورٌ علي نور ج1

تفسير نورٌ علي نور ج1
244

265. «...كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ...»

روض الجنان:... «فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ» نافع و ابن كثير و ابوعمرو: «اُكْلَها» خوانند به تخفيف، و باقى به تثقيل. ۱
520. علامه شعرانى: يعنى به ضمّ كاف. ۲
روض الجنان:... مُفَضَّل گفت: «اُكُل» بسيارى چيزى بود كه نافع بود آن را كه در او بود، يُقالَ: ثَوْبٌ كَثير الاُكُل، اَىْ كثيرُ الغَزل. ۳
521. علامه شعرانى: بسيارى نخ كه در جامه باشد سبب استحكام جامه است و گويند خوراك آن بسيار است و اگر چرم را به مازوى بسيار بپرورانند هم گويند خوراك بسيار داده‏اند. ۴
روض الجنان: چنان‏كه اين بستان آرد. ۵
522. علامه شعرانى: يعنى ثمره و ميوه آورد. ۶

267. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَ مِمّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلاّ أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ...»

روض الجنان:... قَيْس بن ابي غَرْزة الْغِفارىّ گفت: ما را در عهد رسول عليه‏السلام در مدينه سمسار خواندندى. رسول عليه‏السلام آمد و ما را نامى نهاد از آن بهتر، گفت: يا معشر التُّجار؛ اى جماعت بازرگانان! هذا الْبَيْعُ يَحْضُرُهُ اللغو والْكِذْبُ والْيَمينُ فَشُوبُوهُ بالصَّدَقَةِ؛ اين بيع را لغو
و دروغ و سوگند در وى شود، آن را با صدقه به يك جا برآميزى. ۷
523. علامه شعرانى: در اسد الغابه از داود طيالسى عبارت پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را چنين آورده است: «يا معشَر التجّار انه يخالط بيعكم هذا الحلف فشوبوه بالصدقة». ۸ غرض من از نقل آن بود كه تا اين حد نقل به معنى را با تغيير عبارت جايز مى‏دانستند و كسى از مسلمين اين‏گونه تغيير را منكر نشمرده است تا مرد نامجرّب و غير مطّلع نپندارد حفظ الفاظ روايت و ضبط آن مانند قرآن واجب است و مى‏توان به هر كلمه و حرف و تقديم و تأخير و فتح و ضمّ آن استشهاد كرد. در قرآن به تمام حروف و خصوصيات عمل او احتجاج بايد كرد و در روايات صحيح به حاصل مضمون. ۹
روض الجنان: امير المؤنين على عليه‏السلام گفت، و حسن و مجاهد و ضحّاك كه: جماعتى بودند كه چون زكات يا صدقه خواستدندى دادن بگزيدندى، آنچه خيار بودى خود را باز گرفتندى، و آنچه رذال بودى صدقه را بنهادندى از هر جنسى... . ۱۰
524. علامه شعرانى: يعنى براى خود نگاه مى‏داشتند. و رذال جنس بد و سست است. ۱۱
روض الجنان:... و بر اين قول «اِغْماض»، كنايت باشد از شرم، و بر قولهاى ميانين عبارت باشد از نقصان، و معنى آنكه خداى تعالى گفت: آنچه خود را نمى‏پسندى چرا مرا مى‏پسندى. ۱۲
525. علامه شعرانى: ميانين ترجمه اوسط است و قول اوسط قول بهتر و برگزيده‏تر است و بيشتر اقوال ديگر را توان بر آن منطبق ساخت. ۱۳

1.روض الجنان، ج ۴، ص ۵۹ .

2.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۶۹.

3.روض الجنان، ج ۴، ص ۶۰.

4.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۷۰.

5.روض الجنان، ج ۴، ص ۶۳.

6.اسد الغابه، ج ۴، ص ۲۲۳.

7.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۷۲.

8.روض الجنان، ج ۴، ص ۶۶.

9.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۷۴.

10.روض الجنان، ج ۴، ص ۶۸.

11.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۷۵.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93665
صفحه از 724
پرینت  ارسال به