285
تفسير نورٌ علي نور ج1

37. «...وَ كَفَّلَها زَكَرِيّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الِْمحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً...»

روض الجنان: [درباره تربيت مريم كه چه كسى به عهده بگيرد] چون گفتاگوى بسيار شد، قرار دادند بر قرعه كه قرعه برافگنند، هركس كه نام او به قرعه برآيد به اوش دهند و ايشان بيست و نه مرد بودند، برفتند و هر يكى تيرى بتراشيد و نام خود بر او نقش كرد و به كنار جوى اُرْدُن آمدند و تيرها در آب انداختن گرفتند، همه
تيرها به آب فرو شد مگر تير زكريّا كه بر سر آب بماند. ۱
626. علامه شعرانى: اين گونه قرعه و فال هنوز ميان زنان روستايى معمول است؛ چوبى سبك يا پره كاه يا نى در آب جارى مى‏اندازند و از اينكه در آب فرو رود يا تابع جريان آب شود تفأل مى‏زنند. ۲
روض الجنان:... يوسف بن يعقوب النجّار، مردى درود گر بود و پسر عمّ مريم بود. مريم را با كفاله خود گرفت. مريم در او انكسارى و دل شكستگى مى‏ديد، گفت: يَابْنَ عَمّ! دل مشغول مدار كه خداى روزى ما برساند، و او چيز كه به دست از كسب بياوردى آن جا بنهادى، خداى تعالى زياده كردى و بركت دادى. ۳
627. علامه شعرانى: بنابراين، تفسير، معجزه بودن آن طعام در بركت او است و بنا بر تفسير اول در اصل وجود او. ۴
42 «وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ» .
روض الجنان: و عبداللهِ عبّاس روايت كند از رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله في حديثٍ طويل؛ در حديثى دراز كه بگفت ـ و ذكر امير المؤمنين على كرد ـ و گفت: وَأَمّا ابْنَتي فاطِمَةُ فَاِنَّها سَيِّدَةُ نساء الْعالَمينَ مِنَ الاوَّلينَ والآخرينَ... وهى الحوراء الإنسيّةُ مِنّى تَقوم فى مِحرابها بينَ يَدَىْ رَبِّها يَزهَرُ نورُها لِملائكة السماءِ كما يَزهرُ نورُ الكَواكبِ لِأهل الأرض... .؛ گفت: وامّا دختر من فاطمه سيّد زنان عالم است از اوّلينان و آخرينان، و او پاره‏اى از من است، و نور چشم من است، و ميوه دل من است، و جان من است از ميان پهلوهاى من، و او حور است جز آنكه انسى نسب است از من. در محراب خود بايستد پيش خداى (عزّ و جلّ) نور
روى او فريشتگان را همچنان روشنايى دهد كه ستارگان آسمان اهل زمين را. ۵
628. علامه شعرانى: به نظر مى‏رسد كه مؤلّف كلمه «متى» را كه به معنى هر زمان و هر وقت است پس از كلمه انسيه«منّى» به نون خوانده و «از من»ترجمه كرده است. ۶
روض الجنان: «مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ...» و در مسيح چند قولها گفتند مفسّران، بعضى گفتند: فعيل است به معنى مفعول يعنى مَمْسوحٌ مُطَهَّرٌ مِنَ الاَقْذارِ؛ پاكيزه و ماليده بود از پليديها. و گفته‏اند: ممسوح بود به بركت، و گفته‏اند: براى آنكه از مادر بزاد به روغن اندوده... . ۷
629. علامه شعرانى: مسيح از عبرى است و چون كسى نزد آنان به پادشاهى و مناصب بزرگ منصوب مى‏گشت به روغن مقدّس مسح مى‏كردند؛ مسيح كنايه از پادشاه شد. ۸
روض الجنان: ... ابوعمرو بن الْعَلاء گفت: مسيح فرشته باشد، نخعى گفت: مسيح صدّيق باشد، فامّا دجّال مِسّيح است ـ بكسر الميم و تشديد السّين، و بعضى علما بر اين انكار كردند و گفتند: اين را وجهى نيست در تازى... . ۹
630. علامه شعرانى: يعنى در عربى وزن مِسّيح وجهى ندارد. ۱۰

1.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۹۶ـ۲۹۷.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۲۲.

3.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۹۸ـ۲۹۹.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۲۴.

5.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۱۸ـ۳۱۹.

6.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۷.

7.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۲۲.

8.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۸.

9.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۲۳.

10.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۰.


تفسير نورٌ علي نور ج1
284
  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93512
صفحه از 724
پرینت  ارسال به