85 . «مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها...»
روض الجنان: و شفاعت بد آن است كه در حقّ كسى تخليط و نكادت و نميمت كند. ۱
904. علامه شعرانى: مكر و دشمنى. ۲
روض الجنان: ... و بر اين تفسير دادند قول رسول را عليهالسلام: اِشْفَعُوا تُوجَرُوا. دومِ آن مرد تنها شويد كه در صف نماز تنها بود تا مزد بود شما را. ۳
905. علامه شعرانى: يعنى چون بينيد مردى در يك صف تنها ايستاده، دومِ آن مرد شويد تا ثواب بسيار دهند شما را. ۴
روض الجنان: ... دليل بر اين آن است كه: چون در حقّ رسول عليهالسلام از خداى تعالى زياده منافع و درجات خواهيم، نگويند: ما شفيع رسوليم و براى او شفاعت مىكنيم، و در باب شفاعت رتبه معتبر است از ميان شافع و مشفُوعٌ إليه، چنانكه از ميان آمر و مأمور و از ميان شافع و مشفوع فيه رتبه نباشد... . ۵
906. علامه شعرانى: يعنى شفاعت مانند امر و نهى و سؤال در آن رتبه شرط است، چنانكه امر طلب عالى است از دانى و سؤال طلب دانى از عالى و شفاعت هم طلب دانى است از عالى و اين رتبه ميان متكلم و مخاطب معتبر است نه ميان متلكم و شخص ثالث كه شفاعت درباره او است و او را مشفوع فيه ناميده است. ۶
90. «إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ...»
روض الجنان: ... و گفت فى الحديث: مَنِ اتَّصَلَ فَاَغِصُّوهُ، أَىْ مَنْ دَعا دَعْوَى الْجاهِليَّةِ؛
هر كه دعوى جاهليّت كند او را تمكين مكنى از آن گفتن، و آب دهنش در گلو گيرانى، لاَنَّ الْمَعْنى أَغِصُّوه بريقِهِ. ۷
907. علامه شعرانى: در بعض كتب مانند لسان العرب «فاعضوه» آوردهاند به عين مهمله و ضاد نقطهدار. ۸ اي قولوا له اعضض ايرابيك [كذ] يعنى منبت بد شايسته فخر نيست. ۹