389
تفسير نورٌ علي نور ج1

92. «وَ ما كانَ لِمُؤمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤمِناً إِلاّ خَطَأً...»

روض الجنان: ... امّا قتل عمد را در وقَوَدْ باشد و قصاص، اِلاّ كه اولياى مقتول عفو بكنند يا به ديت راضى شوند. و خطاى شبيه عمد آن باشد كه: قصد كند به تأديب كسى كه او را در شرع باشد كه او را تأديب كند كشته شود... و غرض منفعت و مصلحت آن كس باشد قتل حاصل شود اين خطايى باشد كه با عمد ماند، اينجا قصاص واجب نبود، بل دِيَتْ بايد دادن مغلّظ در خاصّ مال قاتل دون عاقله. ۱
908. علامه شعرانى: آنچه مؤلّف گويد جامع همه اقسام نيست؛ چون ممكن است كسى در آزار و شكنجه مقتول مقصر و گناهكار باشد اما قصد كشتن او نداشته باشد قتل او شبيه عمد است بلكه تأديب به اندازه مشروع اگر منجر به قتل شود شايد شبيه عمد نباشد. بارى، اگر قاتل قصد قتل داشت عمد است و اگر قصد قتل نداشت دو قسم است: يا قصد مقتول داشت يا قصد او به هيچ وجه نداشت؛ در صورت اول شبيه عمد و در صورت دوم خطا است. ۲
روض الجنان: اما ديت... و ابو حنيفه گفت: اصل او سه است زر و درم و شتر، الا آن است كه گفت: مخيّر باشد و اعواز شرط نكرد. ۳909. علامه شعرانى: «اعواز» نيافتن است. يعنى شرط نكرد كه اگر از جنسى نيابى از جنس ديگر دهى. ۴
روض الجنان: و مالك گفت: قصاص واجب باشد در شبيه العمد، چنان‏كه در عمد ديت نبود. ۵
910. علامه شعرانى: مؤيد آن است كه در شبيه العمد قاتل گرچه قصد كشتن نداشت اما در آن قصد كه داشت و آزارى كه كرد مقصّر بود. پس تأديب و دارو دادن شبيه العمد محسوب نيست. ۶

1.روض الجنان، ج ۶، ص ۵۶ .

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۶۴.

3.روض الجنان، ج ۶، ص ۶۰.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۶۷.

5.روض الجنان، ج ۶، ص ۶۱.


تفسير نورٌ علي نور ج1
388

85 . «مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها...»

روض الجنان: و شفاعت بد آن است كه در حقّ كسى تخليط و نكادت و نميمت كند. ۱
904. علامه شعرانى: مكر و دشمنى. ۲
روض الجنان: ... و بر اين تفسير دادند قول رسول را عليه‏السلام: اِشْفَعُوا تُوجَرُوا. دومِ آن مرد تنها شويد كه در صف نماز تنها بود تا مزد بود شما را. ۳
905. علامه شعرانى: يعنى چون بينيد مردى در يك صف تنها ايستاده، دومِ آن مرد شويد تا ثواب بسيار دهند شما را. ۴
روض الجنان: ... دليل بر اين آن است كه: چون در حقّ رسول عليه‏السلام از خداى تعالى زياده منافع و درجات خواهيم، نگويند: ما شفيع رسوليم و براى او شفاعت مى‏كنيم، و در باب شفاعت رتبه معتبر است از ميان شافع و مشفُوعٌ إليه، چنان‏كه از ميان آمر و مأمور و از ميان شافع و مشفوع فيه رتبه نباشد... . ۵
906. علامه شعرانى: يعنى شفاعت مانند امر و نهى و سؤال در آن رتبه شرط است، چنان‏كه امر طلب عالى است از دانى و سؤال طلب دانى از عالى و شفاعت هم طلب دانى است از عالى و اين رتبه ميان متكلم و مخاطب معتبر است نه ميان متلكم و شخص ثالث كه شفاعت درباره او است و او را مشفوع فيه ناميده است. ۶

90. «إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ...»

روض الجنان: ... و گفت فى الحديث: مَنِ اتَّصَلَ فَاَغِصُّوهُ، أَىْ مَنْ دَعا دَعْوَى الْجاهِليَّةِ؛
هر كه دعوى جاهليّت كند او را تمكين مكنى از آن گفتن، و آب دهنش در گلو گيرانى، لاَنَّ الْمَعْنى أَغِصُّوه بريقِهِ. ۷
907. علامه شعرانى: در بعض كتب مانند لسان العرب «فاعضوه» آورده‏اند به عين مهمله و ضاد نقطه‏دار. ۸ اي قولوا له اعضض ايرابيك [كذ] يعنى منبت بد شايسته فخر نيست. ۹

1.روض الجنان، ج ۶، ص ۳۹.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۵۳.

3.روض الجنان، ج ۶، ص ۴۰.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۵۳.

5.روض الجنان، ج ۶، ص ۴۸.

6.لسان العرب، ج ۷، ص ۱۸۸.

7.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۵۹.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 89092
صفحه از 724
پرینت  ارسال به