55 . «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»
روض الجنان: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ...» . خلاف كردند در سبب نزول آيه و آنكه در
حقّ كه آمد، بعضى گفتند در عباده صامت و عبداللّه بن اُبىّ سلول آمد چنانكه اشاره كرده شد در آيت مقدّم و بعضى گفتند در عامّةُ مؤمنان و مراد به راكعون خاضعون است. ۱
1091. علامه شعرانى: اگر گويى: علماى شيعه اين آيه را دليل بر امامت حضرت امير المؤمنين عليهالسلام دانند و دليل امامت بايد مفيد يقين باشد و با اختلاف مفسران در شأن نزول آيه و معنى آن يقين حاصل نمىشود، و اگر گويى به اجماع اهلبيت عليهمالسلام تمسّك مىكنيم، در جواب گوييم: آن كسى كه به اجماع اهلبيت تمسّك مىكند و قول آنان را حجت مىداند بايد خود به امامت على عليهالسلام ايمان آورده باشد و صحيح نيست براى كسى كه به امامت آن حضرت معتقد نباشد به اجماع اهلبيت تمسّك كنيم؛ چون وى به حجيت قول اهلبيت اعتقاد ندارد. و اگر همه مفسران متّفق بودند كه آيه درباره آن حضرت است براى مخالفان امامت تمسّك به اجماع آنان ممكن بود، در جواب گوييم: استدلال گاهى براى مجادله و ساكت كردن مخالفان است و آن را جدل مىگويند و گاه براى اثبات و تحقيق و آن را برهان گويند. و اين آيه از جهتى براى منصفان است كه خود تأمّل كنندو قصد مجادله نداشته باشند و براى آنان نقل جماعت بسيار از مفسران بزرگ اهل سنت كافى است مانند ابن جرير طبرى و مجاهد و سُدّى. و اگر نزول آيه در شأن اميرالمؤمنين صحيح نبود آنها نقل نمىكردند و علت نداشت نقل كنند. و از جهتى براى معاندان هم حجت است در مقام جدل؛ زيرا كه هر كس آيه را در شأن على عليهالسلام ندانست گفت عام در همه مؤمنان است و چون ثابت كنيم كه آيه درباره همه نيست اجماع خواهد شد كه بر فرضِ تخصيص خاصّ به على بن ابى طالب است. و به اين بيان علامه حلى در شرح تجريد اشاره فرموده است. ۲
روض الجنان: ... على نماز مىكرد به ركوع دربود. ۳1092. علامه شعرانى: «به ركوع در بود» يعنى در ركوع بود. ۴
روض الجنان: ... و آيت دليل است بر امامت امير المؤمنين عليهالسلام ووجه استدلال آن است كه خداى تعالى اثبات ولايت كرد خود را به لفظ «اِنَّما» ... . ۵
1093. علامه شعرانى: پس از آنكه معلوم شد حضرت على عليهالسلام انگشترى به سائل داد و درباره او اين آيه نازل شد شبههاى در ولايت او نمىماند چنانكه پس از قضيه افك عايشه، آيه در مذمت تهمت زدن به طور عام آمد آن را دليل تبرئه عايشه دانستند بىآنكه اشاره به زنى باشد. ۶
روض الجنان: و لفظ ولى اولى فايده دهد. ۷
1094. علامه شعرانى: يعنى لفظ ولى مفيد معنى اولى باشد. ۸
روض الجنان:... و مبرّد گفت: الْوَلىُّ وَالمَولى وَالاَولى والاَحَقُّ بمعنىً واحدٍ و آيه خطاب است جمله مكلّفان را. ۹
1095. علامه شعرانى: اگر بنابراين بود كه هر لفظ مشترك را در قرآن مشتبه دانيم و بر هيچ معنى حمل نكنيم و به قرائن لفظى و عقلى اعتنا نكنيم، هيچ حكمى از احكام شرعى از قرآن استنباط نمىشد؛ مثلاً «إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا»۱۰ ، جنب در قرآن چند معنى دارد مانند «الجار الجنب» و «بصرت به عن جنب» و تطهير هم به معنى غسل متبادر نيست و قرء به معنى طهر و حيض هر دو است و طلاق در اصل لغت آزاد كردن و رهايى است. و هكذا ساير لغات و احكام.
روض الجنان:و از او برگرفته. ۱۱1096. علامه شعرانى: يعنى از او گذشته، رسول خدا اولى است. ۱۲
روض الجنان:... دگر آنكه دو فرقه مختلف الآراء والرويه* با كثرت خلاف كى از ميان ايشان است، أعْنى شيعه و اصحاب الحديث اتّفاق كردند كه اين در حقّ امير المؤمنين على عليهالسلامآمد**. ۱۳
1097. علامه شعرانى: * يعنى رأيهاشان مخالف يكديگر و افكارشان هم. ۱۴
1098. ** و هيچ علت ندارد اين حديث را تكذيب كنيم يا گوييم به سببى جعل كردند؛ چون راويان شيعى و متهم به تعصب براى اثبات امامت نبودند و بىجهت واقعهاى مشهور را كه جماعتى از معتمدان نقل كنند و نشانه وضع در آن نباشد نمىتوان تكذيب كرد. ۱۵
روض الجنان: ... اگر گويند: «الَذَّينَ امَنُوا» ، لفظ جمع است، و كذلِكَ الى آخر الآية، چگونه حمل كُنى بر اميرالمؤمنين عليهالسلام و او يك شخص است؟ جواب گوييم: عرب عبارت كنند به لفظ جمع از يكى بر سبيل تفخيم و تعظيم چنانكه فرمود تعالى: «إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»۱۶ ، و قال تَعالى: «ربِّ ارْجِعُونِ»۱۷ ، وَقالَ تَعالى: «عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ»۱۸ ، «قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ»۱۹ ، و خلاف نيست كه مراد به ناس اوّل نعيمِ مسعود است و به لفظ دوم ابو سفيان و قولُهُ: «ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النّاسُ»۲۰ يعنى رسول اللّه و نظائر اين در قرآن بسيار است. ۲۱1099. علامه شعرانى: عمده در تمسّك به آيه «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ» اثبات آن است كه درباره على عليهالسلام نازل شد و چون اين ثابت شود شبههاى در امامت و ولايت آن حضرت نمىماند و ساير سخنان و شبهات الفاظ بيهوده است و دعاوى بىمعنى.
و اگر به اين ابداعات بتوان اعتنا كرد هيچ مطلب بديهى سالم از مناقشه نمىماند؛ چون مىتوان به اين گونه شبهات همه وقايع مسلّم و جميع احكام مسلم الهى را باطل كرد. مثلا در قضيه افك عايشه: «إِنَّ الَّذِينَ جاؤ بِالاْءِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ»۲۲ مىتوان شبهه كرد كه اين آيات راجع به عايشه نيست؛ زيرا كه «لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ» ضمير جمع مذكر است و عايشه مفرد مؤنث و همچنين همه ضمائر پس از اين جمع مذكر است؛ دليل آنكه خطاب با مردان بود. همچنين «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا»۲۳ مطلق مؤمنان است كه «الَّذِينَ آمَنُوا» فرمود نه «فى التى آمنت».
و نظاير اين در ساير آيات قرآن بسيار است: «إن جائكم فاسق بنبأ»۲۴ شأن نزول خبر وليد است و كسى شك ندارد آيه دلالت بر فسق او مىكند. ديگر «إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ»۲۵ همه كس آن را حمل بر مسجد قبا و فضل آن كرد؛ چون نزول درباره او است با آنكه ممكن است به مقتضاى لفظ به مسجد الحرام برگردانيد. و نيز «إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ»۲۶ در اسباب نزول آمده است كه ابوبكر با پيغمبر به غار ثور درآمد و اين آيه در آن باب نازل شد. شك نمىماند كه مراد از صاحب ابوبكر است و كسى را نرسد در آن شبهه كند مگر شأن نزول را منكر شود و آن ممكن نيست. و نيز كسى نمىتواند صاحب را به غير معنى معاشر حمل كند، چون صاحب به معنى معاشر است در قرآن و اشعار بسيار. مثل
و صاحب لي بطنه كالهاويةكان في أحشائه معاوية۲۷
و مثل قوله تعالى «قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ»۲۸ درباره دو تن آمد كه يكى پرهيزكار و متديّن بود و ديگرى بر خلاف وى با هم معاشر بودند. ۲۹
روض الجنان: ... اگر گويند خداى تعالى زكات گفت و معلوم است به اتفاق كه امير المؤمنين دويست درم يا بيشتر يك سال ننهادى تا زكات بر او واجب شدى و بايد تا بالاى دويست باشد. ۳۰
1100. علامه شعرانى: جلال الدين سيوطى در كتاب الدر المنثور (صفحه 293 از جلد دوم) روايات بسيار آورده است از اهل سنت كه آيه در شأن على بن ابى طالب است؛ از جمله خطيب و عبدالرزاق و عبد بن حميد و ابن جرير و ابوالشيخ و ابن مردويه و طبرانى و ابن ابى حاتم و غير هم. و از اين گونه شبهات كه امام رازى در تفسير خويش آورده در اين نقلها ترديد حاصل نمىشود. و بسيار عجب است كه وى آيه كريمه «وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ»۳۱ را صريح در اثبات خلافت خلفاى مشهور مىداند با اينكه آيه استخلاف به هيچ قرينه و اشارت و روايات كتب اسباب النزول ربطى با خلفا ندارد و يك روايت هم نيامده است كه مراد از «الَّذينَ آمَنُوا» ابوبكر يا عمر بوده يا درباره آنها نازل شده است. و معنى آن خلافت عامه مسلمين است در زمين؛ يعنى جانشين شدن مسلمانان نصارا و مجوس را و اين در عهد سلطنت يزيد و وليد هم بود. ۳۲
1.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۹.
2.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۴۴. كشف المراد، ص ۴۹۹.
3.روض الجنان، ج ۷، ص ۲۰.
4.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۴۵.
5.روض الجنان، ج ۷، ص ۲۵.
6.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۴۹.
7.روض الجنان، ج ۷، ص ۲۵.
8.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۵۰.
9.روض الجنان، ج ۷، ص ۲۶.
10.مائده (۵): ۶.
11.روض الجنان، ج ۷، ص ۲۷. در چاپ مشهد به جاى «مختلف الاراء والرويه»، مختلف آرا و ديانت» ضبط شده است.
12.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۵۱.
13.حجر (۱۵): ۹.
14.مؤمنون (۲۳): ۹۹.
15.نمل (۲۷): ۱۶.
16.بقره (۲): ۱۹۹.
17.روض الجنان، ج ۷، ص ۲۹.
18.نور (۲۴): ۱۱.
19.نور (۲۴): ۱۹.
20.حجرات (۴۹): ۶.
21.توبه (۹): ۱۰۸.
22.توبه (۹): ۴۰.
23.اين شعر در منقصت معاويه به جهت نفرين پيامبر بر او، به صورت مثل درآمده است. الغدير، ج ۱۱، ص ۹۰.
24.كهف (۱۸): ۳۷.
25.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۵۳.
26.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۲.
27.نور (۲۴): ۵۵ .
28.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۵۴.