503
تفسير نورٌ علي نور ج1

73. «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ يَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ...»

روض الجنان: «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ» ؛ و او آن خداست كه آسمان و زمين آفريد به حق نه به باطل يعنى غرض او حكمت و صواب و صلاح خلق بود بعبث و لغو نيافريد و به باطل، چنان‏كه گفت: «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما
باطِلاً»۱
و گفته‏اند مراد آن است كه بيافريد آسمان و زمين به قولى حق و هو قوله: «ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ»۲ ، و اين بر مجاز باشد براى آنكه اگر در اين طرف شبهتى باشد كه خداى گفت «ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً» ، در آن طرف شبهه نباشد كه آسمان و زمين بر حقيقت نگفتند «اَتَيْنا طائِعِينَ» ، ولكن براى آنكه تأتّى آن و وجود آن عند ارادت فى اسرع مدّت بود تشبيه كرد آن را به آنكه خداوندى بنده‏اش را گويد: بيا. گويد: آمدم طايع و فرمان برنده تا مجبّر تمسّك نكند به اين قول و گويد اين قول دليل قدم قرآن كند* كه تفسير آن است كه ما گفتيم. ۳
1212. علامه شعرانى: يعنى «ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً» را كه عبارت قرآن است در هنگام خلق آسمان و زمين گفته است، پس قديم است؛ يعنى پيش از پيغمبر اكرم موجود بود. و مؤلّف جواب مى‏دهد كه اين لفظ قديم نيست بلكه امر خداوند تعالى به زمين و آسمان قديم است نه بدين كلمه. و از آن جواب ديگر هم توان داد كه تفصيل آن مناسب نيست. ۴

1.ص (۳۸): ۲۷.

2.فصّلت (۴۱): ۱۱.

3.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۳۳.

4.روح الجنان، ج ۴، ص ۴۵۶.


تفسير نورٌ علي نور ج1
502

62. «ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ»

روض الجنان: «ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللّهِ» ؛ پس ايشان را رد كنند با خداى يعنى با جايى كه در آن جا كس را حكمى نبود جز او را. ۱
1210. علامه شعرانى: اين لفظ در قرآن كريم مكرر مى‏آيد كه مرگ بازگشت به خداست و اين تفسير و توجيه ازمؤلّف و غير او هم مكرر آمده است. و ظاهر سخن اندكى زننده است و اگر يكى از حكما اين سخن گفته بود بر او طعنها مى‏زدند، اما بر
مفسرين تهمتى نيست. و حق آن است كه نه در دنيا غير خدا حكمى دارد و نه در آخرت: ولا يجرى فى ملكه الا ما يشاء. ۲ و مراد آن است كه در عالم ماده و جسمانى مردم گمان مى‏كنند مؤثرى غير خدا موجود است و ابر و باد و مه و خورشيد و فلك را مؤثر مى‏شمارند. اما در آخرت حقيقت ظاهر است و همه مى‏بينند چيزى غير او نيست، هر چند در حقيقت در هيچ عالمى غير خدا حكمى ندارد. ۳
70.» ...وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ...» .
روض الجنان: «وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ» ؛ و ياد ده ايشان را آنكه هر نفسى را به عمل خود گرو كنند، و بعضى اهل معانى گفتند معنى آن است كه: وَذَكّر بهِ لئلاّ تُبْسَلَ نَفْسٌ؛ و ياد كن و تذكير كن تا ابسال نكنند هر نفسى را به آنچه كرده باشد چنان‏كه گفت: «يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا»۴ ؛ خداى بيان مى‏كند شما را تا گمراه نشويد و اگر حمل آيت بر ظاهر كنند معنى مستقيم باشد و به اين تعسّف حاجت نيست، امّا در آيت كه به استشهاد آورد جز چنان نشايد. ۵
1211. علامه شعرانى: چون نمى‏توان گفت خدا براى شما بيان مى‏كند تا گمراه بشويد، اما مى‏توان گفت آنها را پند ده تا در گرو عمل زشت گرفتار نشوند. ۶

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۲۲.

2.شرح الأسماء الحسنى، ج ۱، ص ۱۰۰: «سبحان من لا يجرى فى ملكه الا ما يشاء».

3.روح الجنان، ج ۴، ص ۴۴۸.

4.نساء (۴): ۱۷۶.

5.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۲۹ ـ ۳۳۰.

6.روح الجنان، ج ۴، ص ۴۵۳.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 89151
صفحه از 724
پرینت  ارسال به