75. «وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمواتِ وَالْأرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ»
روض الجنان: ... و آن، آن است كه در اخبار آمد كه: خداى تعالى ابراهيم را بر صحرا بداشت و حجاب بر گرفت از پيش او درهاى آسمان برگشاد تا به زير عرش به او نمود و جاى او در بهشت با او نمود و حجاب زمينها برداشت و از زمين اوّل تا زمين هفتم با او نمود تا او عجايب آسمان و زمين بديد. ۱
1213. علامه شعرانى: ملكوت كه مصطلح حكماى مسلمان است از اين اخبار گرفته شده؛ چون آن را بر عالمِ نامرئىِ غير جسمانى اطلاق كردهاند و آنچه ابراهيم ديد
ديگران نديدند. پس عالم نامرئى است و با ملكوت لغوى به معنى سلطنت و قدرت از اين جهت مناسب است كه خداوند تعالى به واسطه فرشتگانِ عالمِ ملكوت حكم خويش را بر عالم جسمانى انفاذ مىكند. ۲
روض الجنان: «وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ» ، ما ابراهيم را ملكوت آسمان و زمين بازنموديم تا مستدّل شود به آن بر خداى تعالى و از جمله موقنان و عالمان باشد.
اگر گويند: بر اين اقوال كه گفتى، چگونه كرده باشد خداى را در نمودن با او؟ اگر حجابها بردارد ـ چنانكه عبارات مفسّران است ـ بايد كه ديگران بينند. دگر آنكه بعد مفرط پيش شما مانع است، جواب از اين چيست؟ گوييم جواب از اين آن است كه: ممتنع نبود كه خداى تعالى خروقى پديد آرد در آسمانها و زمينها و او را شعاعى قوى كند تا به قوّت شعاع از آن خروق نگاه كند و ببينند. ۳
1214. علامه شعرانى: اين توجيه و تأويل مبنى بر آميختن مطالب الهى است با فلسفه مادى و صحيح آن است كه بگوييم: ديدن انبيا توقف بر سوراخ و شكاف و شعاع ندارد و نور نبوت از حجاب و مسافت و زمان مىگذرد. و اين در عالم ماده است كه مسافت و زمان و حجاب مانع ديدار است. ۴
1.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۴۲.
2.روح الجنان، ج ۴، ص ۴۶۲.
3.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۴۳ـ۳۴۴.
4.روح الجنان، ج ۴، ص ۴۶۳.