80 . «...وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاّ أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً...»
روض الجنان: «وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ» ؛ و من نترسم از اين خدايان كه شما ايشان را معبود خود كردهايد بدون خداى براى آنكه امّا بُتان جماداتند كه نفع و مضرّتى نتوانند
كردن و امّا ستارگانى اند كه ايشان را در ما اثرى نباشد و من به دليل افول و غروب ايشان كه مُحدَثاند و مخلوق. ۱
1229. علامه شعرانى: استدلال از غروب كردن ستاره به اينكه حادث است و حادث مخلوق است به طريقه متكلّمين، آن است كه گويند: هر متحرك حالى دارد حادث و هر چه محلّ حوادث شود حادث است و تفصيل آن مناسب اينجا نيست. و مىتوان گفت كه حضرت ابراهيم عليهالسلام به غايب شدن كواكب استدلال كرد؛ چون اگر جسمى از جسمى غايب شود علم به آن ندارد و خداوند بايد عالم باشد در همه حال به همه مخلوقات، پس جسم نيست. ۲
روض الجنان: ... «وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً» ؛ علم خداى من واسع است و فراخ بر همه چيزى. ۳
1230. علامه شعرانى: يعنى خداوند من افول ندارد و غروب نمىكند، چون مجرّدات از جسم و جسمانى. ۴