513
تفسير نورٌ علي نور ج1

83 . «وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ...»

روض الجنان: ... و دُرجْ از آن جاست كه آنچه در او بود چون درنورديده باشد از صيانت و پوشيدگى. ۱
1232. علامه شعرانى: «درج» جعبه جواهر است. ۲
روض الجنان:در خبر است كه: يك روز مأمون با علىّ بن موسى الرّضا نشسته بود، گفت: يابن رسول اللّه، دليلى توانى گفتن از كتاب خداى كه تو فرزند پيغامبرى از صلب او؟ گفت: بلى، گفت آيت مباهله نخواهم: «أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ» ، و آيت سُورت انعام نخواهم: «وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ» ، ۳ گفت: آن نيارم، گفت: چيست؟ گفت: قوله تعالى: «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ» ، ۴ گفت: از كجا دليل مى‏كند اين آيت؟ گفت: چه گويى، اگر رسول خدا حاضر آيد و خطبه كند به تو دخترت را بخواهد به او دهى؟ گفت: چگونه ندهم، و باشد كه اين رغبت نكند، گفت: اگر از من خواهد مثلاً، من دختر ندهم به او، گفت: چرا؟ گفت: از آنكه دانى كه اجماع است كه فرزند زاده و دختر زاده بر مرد حرام باشد. ۵
1233. علامه شعرانى: به ظاهر قرآن تمسّك كرد. به ضميمه اجماع و اين دليل بر حجيت اجماع است. ۶
روض الجنان: «وَالْيَسَعَ» ، و هوَ الْيَسَع بن اخطور بن العجوز. حمزه و كسائى و خلف
خواندند: والَّيْسَع. بتشديد «لام» و فتح «او» و سكون «يا» اينجا و در سوره ص، باقى قرّاء به سكون «لام» و فتح «يا»... ابو على فارسى گفت: الف و لام نه تعريف راست... . ۷
1234. علامه شعرانى: در زبان عبرى الف لام «اليسع» جزء كلمه است و حرف تعريف نيست بلكه به معنى خدا است و اليسع يعنى خدا نجات مى‏دهد. اما قاعده‏اى است در معرّب ساختن لغات غير عربى كه چون معرّب كنند الف لام جزء كلمه را مانند الف لام تعريف بيفكنند، مثل اسكندر كه در لغت يونانى الكسندر بود آن را الاسكندر كردند، با الف و لام معامله حرف تعريف كردند. واليسبن پايتخت پرتغال را اشبون ساختند. اليسع هم در عربى مركب از حرف زايده و يسع است چنان‏كه ابوعلى گفت اما در اصل لغت عبرى جزء كلمه بوده است. ۸

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۶۲.

2.روح الجنان، ج ۴، ص ۴۷۸.

3.انعام (۶): ۸۴ .

4.نساء (۴): ۲۴.

5.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۶۵.

6.روح الجنان، ج ۴، ص ۴۸۰.

7.روح الجنان، ج ۴، ص ۴۸۱.


تفسير نورٌ علي نور ج1
512

81 . «وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللّهِ...»

روض الجنان: «وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ» ،... و در آيت دليل است: بر بطلان قول آنان كه ايشان گفتند: مناظره و محاجّه نبايد كردن* براى آنكه خداى تعالى از ابراهيم عليه‏السلاماين معنى باز گفت و او را به اين مدح كرد. ۱
1231. علامه شعرانى: قول جماعتى از حشويه اهل حديث است كه گويند علم كلام و تحصيل اصول دين به دليل و حجت عقلى موجب گمراهى است و دين را بايد
از حديث و قرآن فراگرفت و عقل موجب گمراهى انسان است. ۲

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۵۹.

2.روح الجنان، ج ۴، ص ۴۷۶.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 89100
صفحه از 724
پرینت  ارسال به