515
تفسير نورٌ علي نور ج1

92. «وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها...»

روض الجنان: و «امُّ القُرى» بلاخلاف مكّه است. و اُمّ اصل باشد يعنى أصلُ القُرى براى آنكه زمين از زير آن برون آورد خداى تعالى، و براى آن مكّه را تخصيص كرد كه كعبه در آن جاست و آن مقصد عالميان است براى حجّ و گفتند: براى آنش امّ القرى خواند كه اوّل شهرى كه مسكون شد در زمين آن بود كه آدم به او فرود آمد، و زجّاج گفت: براى آنكه اَعْظَم الارض شأناً آن عظمت شأن كه آن راست هيچ شهر را نيست. ۱
1236. علامه شعرانى: خداوند تبارك و تعالى در جاى ديگر فرمود: ما اهل هيچ بلد را هلاك نكرديم مگر وقتى كه در اُمّ آنجا رسول فرستاديم: «وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولاً»۲ . پس امّ القرى در قرآن اسم خاص مكه نيست هر شهر بزرگى كه توجه ساير شهرها بدان باشد امّ آن شهرها گويند به جاى پايتخت و «عاصمه» در زمان ما. و مكه را «امّ القرى» گفتند چون به منزلت پايتخت عربستان بود و چون پيغمبر آن را فتح كرد همه عرب مسخّر اسلام شدند چنان‏كه اگر پايتخت كشورى را بگيرند همه ملك را مسخّر كرده‏اند. ۳

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۷۵ ـ ۳۷۶.

2.قصص (۲۸): ۵۹ .

3.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۶.


تفسير نورٌ علي نور ج1
514

91. «وَ ما قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ...»

روض الجنان: محمّد بن اسحاق گفت: جماعتى جهودان به‏نزديك رسول عليه‏السلامآمدند و گفتند: يا اباالقاسم! كتابى نيارى از براى ما از آسمان چنان‏كه موسى الواح آورد ما را از نزديك خداى، خداى تعالى آيت فرستاد: «يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ»۱ . يكى از جمله ايشان گفت: خداى تعالى بر هيچ آدمى هيچ كتاب نفرستاد، نه بر تو و و نه بر موسى و نه بر عيسى، خداى‏تعالى اين آيت فرستاد: «وَ ما قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» حق تعالى گفت اين كافران و جهودان قدر نكردند خداى را حقِّ قدرش، يعنى او را نشناختند و ندانستند حقّ معرفتش. ۲
1235. علامه شعرانى: گروهى با اقرار به خداوند تعالى مى‏گفتند مقام او در تنزيه از مراتب امكانى چنان بلند است كه بشر لايق نيست با او رابطه داشته باشد به وحى و
نبوت. و اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمود: بينونت خداوند از ممكنات به عزلت نيست، او با همه هست به قيوميت و نزديك به همه، و به هر كس از خود او نزديك‏تر با آنكه ذات او در مقام وجوب از ممكنات چنان دور است كه در وهم كسى نمى‏گنجد: «داخل في الأشياء لا كدخول شيء في شيء و خارج عنها لا كخروج شيء عن شيء». ۳

1.نساء (۴): ۱۵۳.

2.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۷۳.

3.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۴.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 89075
صفحه از 724
پرینت  ارسال به