517
تفسير نورٌ علي نور ج1

95. «إِنَّ اللّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ...»

روض الجنان: آنگه بر سبيل تنبيه و تذكير و اقامت حجّت بر كافران گفت: «إِنَّ اللّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى» ، خداى معبود كه از او توقّع خير و روزى كنند خدايى است كه او در زير زمين دانه شكافد و استه ميوه، و براى آن تخصيص كرد اين را كه دست آدميان از آن دور باشد، و معلوم است به جارى مجراى ضرورت كه آن، كسى نمى‏كند جز خداى تعالى. ۱
1240. علامه شعرانى: چون انسان در خلقت گياه و درخت ازدانه و هسته تأمّل كند داند كه فعل طبيعت بى‏شعور نيست بلكه خداوند حكيم كه بقاء نوع هر چيز را به اراده خويش از روى حكم و مصالح مقرر فرموده دانه را مى‏شكافد و غذاى او را تا ريشه محكم نكرده در خود دانه قرار داده است و پس از آن برگ و ريشه را در زمين و هوا پراكنده مى‏كند وقتى غذاى درون دانه تمام شود از بيرون ببالد و برآيد، و اين معنى «فلق» است. ۲
روض الجنان: و «نوى» استه ميوه باشد كه از او درخت رويد، و هيچ قادر به قدرت اين نتواند كرد الاّ بالالَةِ والْمُماسَّةِ. ۳1241. علامه شعرانى: قادر به قدرت در مقابل قادر بالذات كسى است كه صفت قدرت او زايد بر ذات او مأخوذ از غير است. ۴
روض الجنان: «تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ» ؛ از مرده زنده بيرون آرد... .
قولى ديگر آن است كه از كافر مؤمن آرد و از مؤمن كافر آرد، و اين اقوال به استقصا در سوره آل عمران رفته است. ۵
1242. علامه شعرانى: و هيچ يك مخالف ديگرى نيست. ۶

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۸۲.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۱۱.

3.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۸۳.

4.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۱۲.


تفسير نورٌ علي نور ج1
516

93. «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللّهُ...»

روض الجنان: «وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللّهُ» ؛ و از آن كس كه او گويد من بيارم مانند آنكه خداى تعالى فرستاد از آسمان، گفتند: اين در عبداللّه بن سعد بن ابى سَرْح آمد و او قرشى بود و كاتب رسول عليه‏السلام بود. چون وحى آمدى او نوشتى. رسول عليه‏السلامبر او املا كردى، او به جاى «غَفُورٌ حَلِيمٌ» ، «عَليمٌ حكيمٌ» بنوشتى و به جاى «سَمِيعٌ عَلِيمٌ» ، «غفورٌ رحيمٌ» بنوشتى و مانند اين،* چون اين آيت فرود آمد: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاْءِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ... * ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ»۱ ، او را عجب آمد از تفصيل خلق آدمى، بر زبانش برفت: «فَتَبارَكَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ»۲ . رسول عليه‏السلامگفت: بنويس. او بنوشت به شكّ افتاد، با خود گفت: اگر محمّد در اين كه مى‏گويد صادق است، خود اين وحى كه بر او مى‏كنند بر من مى‏كنند، و اگر كاذب است مثل آنكه او مى‏گويد من نيز مى‏گويم،** مرتد شد، و با نزديك مشركان شد و گفت: احوال محمّد من نيك بدانستم. او بر من املا مى‏كردمى، من تغيير و تبديل مى‏كردمى و چنان‏كه خواستم نوشتم... . ۳
1237. علامه شعرانى: * از اين سخن معلوم مى‏شود كه حضرت پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مانند هر املاكننده ديگر پس از نوشتن كاتب از او خواندن مى‏خواست و تا مرضى خاطر او نمى‏گشت منتشر نمى‏ساخت و اجازه تعليم نمى‏داد و چند بار به آزمايش معلوم شد كاتب بعضى حروف را تغيير داده اگر پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آن را اصلاح نمى‏كرد امر به قرائت نمى‏فرمود. ۴
1238. ** اين سخن بر فرض صحت روايت، دليل آن نمى‏شود كه كسى بتواند مانند
قرآن بگويد چون «فَتَبارَكَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ» تنها بى آنكه به مطالب آيه متصل شود كلامى تام نيست و متّصف به بلاغت نمى‏شود. ۵
روض الجنان: دستار خوان. ۶
1239. علامه شعرانى: «دستار خوان» را عامه در زمان ما «جل قاب شوى» گويند. ۷

1.مؤمنون (۲۳): ۱۲ ـ ۱۴.

2.مؤمنون (۲۳): ۱۴.

3.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۷۷.

4.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۷.

5.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۸ .

6.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۷۸.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 89046
صفحه از 724
پرینت  ارسال به