101. «بَدِيعُ السَّمواتِ وَالْأرْضِ أَنّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ...»
روض الجنان: «بَدِيعُ السَّمواتِ وَالْأرْضِ» ، حق تعالى وصف كرد خويشتن را به آنكه آفريننده آسمان و زمين است و در وجود آرنده... .
و «ابداع»، ابتداى فعل كردن باشد بى آنكه اقتدا كند در آن به كسى، و كذلك الابتداعُ الابتداءُ و هو منَ الابدالِ، كالمَدْحِ و المَدْهِ و معنى آن است كه: خداى تعالى اين فعل بر وجه اختراع كرد و مخترع فعلى بود كه بكنند نه به قدرت و نه در محلِّ قدرت و اين قادر الذات تواند كردن. ۱
1251. علامه شعرانى: قادر به قدرت آن است كه صفت قدرت عين ذات او نباشد و مخترع كسى است كه قدرت عين ذات او باشد و در خارج از ذات خود تصرّف كند. ۲
103. «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ...»
روض الجنان: «ادراك» به معنى نضج باشد. ۳
1252. علامه شعرانى: يعنى پخته شدن و رسيدن. ۴روض الجنان: امّا براى آنكه ميل را تخصيص كرد و آن را به چشم بسته است. ۵
1253. علامه شعرانى: ميل با چشم نسبت دارد. جبّاران قديم چشم مقصّران را به ميل گرم كرده، كور مىكردند و گروهى را بدين علت مكحول گويند. ۶
روض الجنان: ... همچنين در آيت ما نفى ادراك بصر كرد از خود بر سبيل تمدّح و مدح راجع با ذات او در اثباتش نقص باشد در جميع احوال، اگر در دنيا گويد و اگر در آخرت* اگر گويند نه مشارك است در نفى تعلّق ادراك به او** او را بسيارى از اعراض و معدومات، بايد تا ايشان نيز ممدوح باشند. ۷
1254. علامه شعرانى: * چون اشاعره گويند خداى تعالى را در آخرت مىتوان ديد اما در دنيا نمىتوان. ۸
1255. ** يعنى بسيارى از اعراض ديده نمىشوند مانند بوى و صوت و طعم و همچنين معدومات ديده نمىشوند و اگر ديده نشدن صفت مدح باشد بايد همه اينها با خدا مشترك باشند در ممدوحيت جواب. آن است كه اينها ديده نمىشوند و خود هم چيزى نمىبينند اما خداوند همه را مىبيند و كسى او را نمىبيند. ۹
1.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۹۷ـ ۳۹۸.
2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۲.
3.روض الجنان، ج ۷، ص ۴۰۰.
4.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۴.
5.روض الجنان، ج ۷، ص ۴۰۱.
6.روض الجنان، ج ۷، ص ۴۰۲.
7.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵.