527
تفسير نورٌ علي نور ج1

120. «وَ ذَرُوا ظاهِرَ الاْءِثْمِ وَ باطِنَهُ...»

روض الجنان: سُدّى گفت: ظاهر گناه زنا و باطن گناه اِتّخاذ الاخدان است؛ دوست گرفتن پنهان و آشكارا. سعيد جبير گفت: «ظاهر اثم» نكاح زن پدر است و باطن زنا و اثم هم گناه باشد و هم حرج، «و بزه گناه باشد و بزهكار را مأثوم گويند* آنگه گفت: آنان كه كسب معاصى كنند، يعنى فعل معاصى كنند چه كسب جز لغوى معقول نيست
آنچه ايشان دعوى كردند معقول نتوانند كردن** ايشان را جزا دهند و پاداشت آنچه كرده باشند. ۱
1267. علامه شعرانى: * به نظر مى‏رسد اين جمله الحاقى است، كسى در حاشيه نوشته و آن را جزء متن كردند. ۲
1268. ** اشاعره گويند انسان كسب مى‏كند و كار او را خدا بر دست او جارى مى‏سازد؛ مثلا وقتى كسى معصيتى مرتكب شود فعل معصيت از خداست و بنده كسب كرده است و اين معنى معقول نيست و علماى آنان توجيه مقصود خود را بهوجه صحيح نتوانسته‏اند. پس كسب در قرآن همان به معنى لغوى است كه كردن كار باشد. ۳
روض الجنان: و بيان كرديم كه: ذبايح اهل كتاب حرام باشد و تسميه ايشان نه تسميه باشد، براى آنكه خداى را نشناسند. و اگر كسى رها كند در او خلاف كردند، اگر به قصد رها كند و ياد دارد ذبيحه حلال نبود، و اگر به سهو رها كند و معتقد وجوب آن باشد ذبيحه حلال بود، و اين مذهب ماست. ۴
1269. علامه شعرانى: يعنى اگر كسى عمداً بسم الله را ترك كند ذبيحه حلال نيست و اگر معتقد وجوب باشد و سهواً ترك كند حلال است. ۵

1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۲۲ـ۲۳.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۴۸.

3.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۴۹.

4.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۲۳.


تفسير نورٌ علي نور ج1
526

116. «وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ...»

روض الجنان: اصحاب معارف. ۱
1264. علامه شعرانى: اصحاب معارف آنها را گويند كه همه چيز را براى همه كس معلوم دانند و آنكه انكار چيزى كند از عناد است و دانسته انكار كرده و به اين جهت هيچ كافر و مخطى را معذور ندانند. ۲

118. «فَكُلُوا مِمّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِاياتِهِ مُؤمِنِينَ»

روض الجنان: گفتيم كه: ذبايح اصناف كفّار حرام است كه ايشان نام خداى نبرند، و اگر نام خداى برند بر حقيقت نه نام خداى برده باشند، و آن را كه نام خداى بر او نبرند به سهو و نسيان و كشنده مخالف حق نباشد و در عزم و نيّت او پيش از ذبح نام خداى
باشد و اگر چه در وقت ذبح فراموش كند، آن ذبيحه حلال باشد جز كه به قصد رها كند.*
و نيز از شرايط واجب آن است كه روى او به قبله كند، و ذبح جز به آهن يا به چيزى كه اوداج ببرد نشايد عند عدم آهن، و ذبح در گلو بايد و نحر در بالاى سينه عندَ الاختيار، امّا عند ضرورت روا باشد و اگر خلاف اين كند ذبيحه حرام باشد، و اگر به قصد عند ذبح به يك بار سرش ببرد پيش از آنكه سرد شود هم حرام باشد**. ۳
1265. علامه شعرانى: * يعنى مگر آنكه عمداً ترك كند حرام است و اگر به سهو و نسيان ترك كند ذبيحه مباح است در صورتى كه كشنده مخالف حق نباشد، يعنى مسلمان باشد اگر چه از اهل سنت باشد. ۴
1266. ** علت حرمت آن است كه بايد ازهاق روح به بريدن چهار رگ و رفتن خون باشد و آنكه يكباره سرش قطع كنند. ازهاق روح به دو چيز است: يكى به رفتن خون و يكى به قطع نخاع و آنكه هيچ خون از او خارج نشود قطع چهار رگ در ازهاق روح او اثر نداشته است. و بعضى علماى زمان ما گويند در اين دو صورت مباح است به گمان آنكه بريدن چهار رگ فى نفسه ذبيحه را حلال مى‏كند نه براى آنكه سبب بيرون رفتن روح حيوان شود. ۵

1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۱۵.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۴۴.

3.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۲۰.

4.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۴۷.

5.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۴۷.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 89010
صفحه از 724
پرینت  ارسال به