116. «وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ...»
روض الجنان: اصحاب معارف. ۱
1264. علامه شعرانى: اصحاب معارف آنها را گويند كه همه چيز را براى همه كس معلوم دانند و آنكه انكار چيزى كند از عناد است و دانسته انكار كرده و به اين جهت هيچ كافر و مخطى را معذور ندانند. ۲
118. «فَكُلُوا مِمّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِاياتِهِ مُؤمِنِينَ»
روض الجنان: گفتيم كه: ذبايح اصناف كفّار حرام است كه ايشان نام خداى نبرند، و اگر نام خداى برند بر حقيقت نه نام خداى برده باشند، و آن را كه نام خداى بر او نبرند به سهو و نسيان و كشنده مخالف حق نباشد و در عزم و نيّت او پيش از ذبح نام خداى
باشد و اگر چه در وقت ذبح فراموش كند، آن ذبيحه حلال باشد جز كه به قصد رها كند.*
و نيز از شرايط واجب آن است كه روى او به قبله كند، و ذبح جز به آهن يا به چيزى كه اوداج ببرد نشايد عند عدم آهن، و ذبح در گلو بايد و نحر در بالاى سينه عندَ الاختيار، امّا عند ضرورت روا باشد و اگر خلاف اين كند ذبيحه حرام باشد، و اگر به قصد عند ذبح به يك بار سرش ببرد پيش از آنكه سرد شود هم حرام باشد**. ۳
1265. علامه شعرانى: * يعنى مگر آنكه عمداً ترك كند حرام است و اگر به سهو و نسيان ترك كند ذبيحه مباح است در صورتى كه كشنده مخالف حق نباشد، يعنى مسلمان باشد اگر چه از اهل سنت باشد. ۴
1266. ** علت حرمت آن است كه بايد ازهاق روح به بريدن چهار رگ و رفتن خون باشد و آنكه يكباره سرش قطع كنند. ازهاق روح به دو چيز است: يكى به رفتن خون و يكى به قطع نخاع و آنكه هيچ خون از او خارج نشود قطع چهار رگ در ازهاق روح او اثر نداشته است. و بعضى علماى زمان ما گويند در اين دو صورت مباح است به گمان آنكه بريدن چهار رگ فى نفسه ذبيحه را حلال مىكند نه براى آنكه سبب بيرون رفتن روح حيوان شود. ۵
1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۱۵.
2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۴۴.
3.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۲۰.
4.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۴۷.
5.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۴۷.