128. «...إِنَّ الْأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ...»
روض الجنان: أَوْرَثَهُ اَكْلُ الطّينِ صُفْرةَ اللَّوْنِ، أَىْ اَعْقَبَهُ. ۱
1383. علامه شعرانى: يعنى گل خوردن زرد رويى آورد. ۲
129. «قالُوا أُوذِينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا قالَ عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ...»
روض الجنان: و «اَذى» رنجى باشد كه به تلف نفس نرسد، و ايذاى ايشان قوم موسى را آن بود كه وهب گفت: قوم فرعون بنى اسرائيل را بنده گرفته بودند. ايشان را كارهاى گران فرمودندى چون سنگ كندن از كوه و نقل كردن، و بناى كوشكها و سراها كردن و انواع حِرَف صناعات از گلى گرى و آهنگرى و درودگرى* و خشت زدن... . و زنان را نيز دوك رشتن و جامه بافتن و درزى كردن فرمودندى و كارهايى كه لايق ايشان بودى.** موسى عليهالسلام ايشان را دلخوشى داد و گفت: «عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ» ؛ اميد است كه خداى تعالى دشمن شما را هلاك كند و شما را در زمين خليفه كند.
ابوعلى گفت: خداى تعالى ايشان را خليفه كرد در زمين مصر از پسِ موسى، آنگه بيت المقدّس بگشاد براى ايشان بر دست يوشع بن نون. آنگه در روزگار داود دگر شهرها بگشاد براى ايشان و در عهد سليمان ملك زمين به ايشان داد.*** ۳
1384. علامه شعرانى: * «گلگيرى» كار گل و بنايى و «درودگرى» نجارى است. ۴
1385. ** درزى يعنى خياطى و از اينجا معلوم مىگردد كه فرعون ميان زن و مرد فرق مىگذاشت و كار يكى را به ديگرى حوالت نمىكرد و اين نه از رحم و عدل او بود بلكه از تدبير و هوش وى كه مىدانست اينها از عهده كار آنان برنمىآيند و امور مردم
فاسد و جماعت آنان تباه مىگردد. ۵
1386. *** يعنى در آن عهد مقتدرترين پادشاهان بود و در هر زمان كه دولتى از همه مقتدرتر باشد همه تابع اويند اگرچه بر حسب رسوم و تشريفات ظاهرى خارج از مرز كشور او باشند، مانند ملكه سبا كه از يمن اطاعت او كرد. ۶
1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۴۷.
2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۴.
3.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۴۸ـ۳۴۹.
4.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۵.