579
تفسير نورٌ علي نور ج1

128. «...إِنَّ الْأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ...»

روض الجنان: أَوْرَثَهُ اَكْلُ الطّينِ صُفْرةَ اللَّوْنِ، أَىْ اَعْقَبَهُ. ۱
1383. علامه شعرانى: يعنى گل خوردن زرد رويى آورد. ۲

129. «قالُوا أُوذِينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا قالَ عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ...»

روض الجنان: و «اَذى» رنجى باشد كه به تلف نفس نرسد، و ايذاى ايشان قوم موسى را آن بود كه وهب گفت: قوم فرعون بنى اسرائيل را بنده گرفته بودند. ايشان را كارهاى گران فرمودندى چون سنگ كندن از كوه و نقل كردن، و بناى كوشكها و سراها كردن و انواع حِرَف صناعات از گلى گرى و آهنگرى و درودگرى* و خشت زدن... . و زنان را نيز دوك رشتن و جامه بافتن و درزى كردن فرمودندى و كارهايى كه لايق ايشان بودى.** موسى عليه‏السلام ايشان را دلخوشى داد و گفت: «عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ» ؛ اميد است كه خداى تعالى دشمن شما را هلاك كند و شما را در زمين خليفه كند.
ابوعلى گفت: خداى تعالى ايشان را خليفه كرد در زمين مصر از پسِ موسى، آنگه بيت المقدّس بگشاد براى ايشان بر دست يوشع بن نون. آنگه در روزگار داود دگر شهرها بگشاد براى ايشان و در عهد سليمان ملك زمين به ايشان داد.*** ۳
1384. علامه شعرانى: * «گلگيرى» كار گل و بنايى و «درودگرى» نجارى است. ۴
1385. ** درزى يعنى خياطى و از اينجا معلوم مى‏گردد كه فرعون ميان زن و مرد فرق مى‏گذاشت و كار يكى را به ديگرى حوالت نمى‏كرد و اين نه از رحم و عدل او بود بلكه از تدبير و هوش وى كه مى‏دانست اينها از عهده كار آنان برنمى‏آيند و امور مردم
فاسد و جماعت آنان تباه مى‏گردد. ۵
1386. *** يعنى در آن عهد مقتدرترين پادشاهان بود و در هر زمان كه دولتى از همه مقتدرتر باشد همه تابع اويند اگرچه بر حسب رسوم و تشريفات ظاهرى خارج از مرز كشور او باشند، مانند ملكه سبا كه از يمن اطاعت او كرد. ۶

1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۴۷.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۴.

3.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۴۸ـ۳۴۹.

4.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۵.


تفسير نورٌ علي نور ج1
578

127. «...سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ وَ إِنّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ»

روض الجنان: فرعون جواب داد كه: «سَنُقَتِّلُ اَبْناءَهُمْ» ... و براى آنكه قوت موسى عليه‏السلامديده بود و علوّ كلمه او دانسته كه به او چيزى نتواند كردن، گفت: هم با سر آن كار شويم كه به اوّل مى‏كرديم از كشتن پسران بنى اسرائيل و رها كردن دختران، چه آن سالها كه او را خبر دادند كه در اين سال مولودى آيد كه ملك تو بر دست تو بشود. او بفرمود تا كودكان نرينه را مى‏كشتند ـ چنان‏كه قصّه آن برفت ـ و براى آن زنان را گفت رها كنيم اينجا تا كسانى باشند كه ايشان را خدمت كنند، و ايشان از شرّ ايشان ايمن باشند كه زنان را شوكت كارزار نباشد. ۱
1382. علامه شعرانى: از قديم‏ترين امم كه تاريخ آنان را مى‏دانيم زنان را شغل ديگر بوده است و مردان را شغل ديگر و سياست و جنگ و امور عامه مردم پيوسته به دست مردان بود نه زنان و استمرار اين قاعده دليل آن است كه حكمى است طبيعى و تغييرپذير نيست مگر در قبائل بدوى و وحشى كه فساد و صلاح عادات و رسوم در زندگى آنان تأثيرى ندارد. ۲

1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۴۶ ـ ۳۴۷.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۳.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 89007
صفحه از 724
پرینت  ارسال به