583
تفسير نورٌ علي نور ج1

142. «وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً اَخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ»

روض الجنان: ... جواب دوم آن است كه: خداى تعالى خود او را چهل روز وعده داد از اصل چنان‏كه در سورة البقرة گفت: «وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً» ، جز كه اينجا مبعّض كرد و آنگه فذْلَكِ جمله بياورد، گفت: «فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» . ۱
1399. علامه شعرانى: فذلك حاصل جمع است چون چند رقم مى‏آوردند و آن را جمع مى‏كردند مى‏گفتند فذلك يعنى اين جمله چه اندازه شد. ۲
روض الجنان: اينت. ۳
1400. علامه شعرانى: اينت ترجمه ذاك است، «اين» ترجمه «ذا» و «ت» ترجمه «ك» و آن را حرف خطاب گويند. ۴روض الجنان: امّا وصايت او هارون را بقوله: «وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ» ، با آنكه دانست كه او جز آن نكند، چنان بود كه در مثل گفتند: ارسل حكيماً ولا تُوصِهِ؛ رسولى حكيم فرست و وصيّتش مكن. دگر آنكه: آنچه تكليف او بود اين بود كه اين بگويد و هارون بشنود، و اگر چه ناگفته همان بودى لِعِصْمَته تا ثواب باشد هر دو را كقوله تعالى قال: «رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ» . ۵
1401. علامه شعرانى: اين كلام خدا شاهد مراد است؛ چون خداوند جز به حق حكم نمى‏كند، با اين حال گفت اى پروردگار حكم به حق كن. ۶

1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۷۱.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۹.

3.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۷۴.

4.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۷۱.


تفسير نورٌ علي نور ج1
582

135. «فَلَمّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ»

روض الجنان: «إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ» ؛ كه ديدى ايشان عقيب آن عهد مى‏شكستند. ۱
1393. علامه شعرانى: يعنى ناگهان ملاحظه كردى. ۲
روض الجنان: و «نَكْثْ» نقض عهد باشد تشبيهاً بنَكْثِ الْغَزْلِ، و آن تاب باز دادن ريسمان باشد... . ۳
1394. علامه شعرانى: باز كردن تاب ريسمان. ۴

137. «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا... دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ»

روض الجنان: «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ» ، گفت: پس از آنكه فرعون و قومش را در دريا هلاك كرده بوديم، ميراث ايشان و آنچه از ايشان باز ماند به قوم بنى اسرائيل داديم كه در زمين مستضعف بودند و ضعيف و درمانده بودند از دست فرعون و قومش كه ايشان را بندگى گرفته بودند و مقهور و ذليل كرده به بيگار،* و بار بر ايشان، و كشتن فرزندانِ ايشان، و انواع مذلّت كه ذكر آن برفت ـ مشارق و مغارب زمين به ايشان داديم. گفتند: جانب شرقى خواست و جانب غربى. حسن بصرى گفت: به جانب شرقى مصر خواست و به جانب غربى شام.** ۵
1395. علامه شعرانى: * «به بيگارى گرفتن» به كار مجبور كردن و مزد ندادن. ۶
1396. ** مصر در مشرق شام نيست و حسن بصرى اشتباه كرده است. ۷روض الجنان: «وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ» ؛ و آن بناهاى رفيع كه مى‏كردند از قصور و دور. و اصْلُ الْعَرْشِ الرَّفْعُ، و مِنْهُ الْعَرشُ لِلسَّرير الرَّفيع والْمُلْكِ الْعظيم، و گفتند: آنچه ايشان مى‏بستند از چفتها* و چمنها و در باغها نزهت را، و منه الْعريش** بالان مرغان را از اينجا عريش خوانند كه چون چفته بود. ۸
1397. علامه شعرانى: * چفته دار بست مو است. ۹
1398. ** بالان به زبان فارسى دام است و در مثل گويند گرگ بالان ديده يعنى حريف ورزيده و ماهر. ۱۰

1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۶۲.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۳.

3.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۶۲.

4.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۶۳.

5.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۴.

6.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۶۴؛ در چاپ مشهد «بلان» ضبط شده است.

7.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۵.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 88993
صفحه از 724
پرینت  ارسال به