135. «فَلَمّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ»
روض الجنان: «إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ» ؛ كه ديدى ايشان عقيب آن عهد مىشكستند. ۱
1393. علامه شعرانى: يعنى ناگهان ملاحظه كردى. ۲
روض الجنان: و «نَكْثْ» نقض عهد باشد تشبيهاً بنَكْثِ الْغَزْلِ، و آن تاب باز دادن ريسمان باشد... . ۳
1394. علامه شعرانى: باز كردن تاب ريسمان. ۴
137. «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا... دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ»
روض الجنان: «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ» ، گفت: پس از آنكه فرعون و قومش را در دريا هلاك كرده بوديم، ميراث ايشان و آنچه از ايشان باز ماند به قوم بنى اسرائيل داديم كه در زمين مستضعف بودند و ضعيف و درمانده بودند از دست فرعون و قومش كه ايشان را بندگى گرفته بودند و مقهور و ذليل كرده به بيگار،* و بار بر ايشان، و كشتن فرزندانِ ايشان، و انواع مذلّت كه ذكر آن برفت ـ مشارق و مغارب زمين به ايشان داديم. گفتند: جانب شرقى خواست و جانب غربى. حسن بصرى گفت: به جانب شرقى مصر خواست و به جانب غربى شام.** ۵
1395. علامه شعرانى: * «به بيگارى گرفتن» به كار مجبور كردن و مزد ندادن. ۶
1396. ** مصر در مشرق شام نيست و حسن بصرى اشتباه كرده است. ۷روض الجنان: «وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ» ؛ و آن بناهاى رفيع كه مىكردند از قصور و دور. و اصْلُ الْعَرْشِ الرَّفْعُ، و مِنْهُ الْعَرشُ لِلسَّرير الرَّفيع والْمُلْكِ الْعظيم، و گفتند: آنچه ايشان مىبستند از چفتها* و چمنها و در باغها نزهت را، و منه الْعريش** بالان مرغان را از اينجا عريش خوانند كه چون چفته بود. ۸
1397. علامه شعرانى: * چفته دار بست مو است. ۹
1398. ** بالان به زبان فارسى دام است و در مثل گويند گرگ بالان ديده يعنى حريف ورزيده و ماهر. ۱۰
1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۶۲.
2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۳.
3.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۶۲.
4.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۶۳.
5.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۴.
6.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۶۴؛ در چاپ مشهد «بلان» ضبط شده است.
7.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۵.