143. «...قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً...»
روض الجنان: «لَنْ تَرانِي» ؛ تو نبينى مرا هرگز. «وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ» ؛ و لكن در كوه نگر، و آن كوهى بود كه از آن بزرگتر كوه نبود در مدين، آن را زبير گفتند على قول السُّدّي. و آن آن بود كه گفت: چون خداى تعالى گفت من تجلّى خواهم كردن بر بعضى كوهها. همه كوهها سر برآوردند، مگر كوه زُبير كه سر فرو برد و گفت: مرا محلّ آن نباشد كه خداى تعالى تجلّى نور خود بر من فكند. حق تعالى گفت: به عزّت من كه جز بر تو نيفگنم به تواضعت ـ و اين على طريق التَمثيل باشد* اگر اين كوه بر جاى خود بماند تو مرا بينى، آنگه تجلّى فرمود. ۱
1402. علامه شعرانى: يعنى اگر كوهها زبان داشتند جاى آن بود كه چنين گويند. و اين نظير زبان حال است كه شعرا نسبت به جمادات مىدهند. ۲
روض الجنان: اوّل فرشتگان آسمان دنيا آمدند بر صورت گاوان ورز. ۳1403. علامه شعرانى: «ورز» كشت و زراعت است. ۴
روض الجنان: حبر فرشتگان و رئيسشان. ۵
1404. علامه شعرانى: در عرائس ثعلبى است: قال له خيراً لملائكة ورئيسهم. ۶
روض الجنان: ... دليل ديگر قول موسى عليهالسلام: «تُبْتُ إِلَيْكَ» ، اگر رؤيت او و اعتقاد آن ايمان است، پس موسى عليهالسلام از ايمان چگونه توبه كرد، و توبه موسى عليهالسلام احسن احوالها آن باشد كه حمل كنند آن را بر فزع با خداى تعالى با خشوع و استكانت از چيزى كه تركُه اَوْلى. ۷
1405. علامه شعرانى: بهترين وجهى كه براى توبه موسى تصور مىشود. ۸
1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۷۶.
2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۷۲.
3.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۷۹؛ در چاپ مشهد «ورزا» ضبط شده است.
4.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۷۴.
5.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۷۹.
6.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۷۴. عرائس، ص ۱۷۹: «فقال له خير الملائكة ورئيسهم».
7.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۳۸۹.
8.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۷۹.