587
تفسير نورٌ علي نور ج1

148. «وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ...»

روض الجنان: و اين سامرى منافق بود و زرگر بود و به زىّ زهّاد رفتى و در بنى اسرائيل قبولى داشت.* ايشان آن حلىّ بياوردند و به او دادند و او از آن گوساله زرّين ساخت و به استادى و چابكى چنان ساخت كه مخارق گلوى او چنان بود كه چون باد در زير او دميدندى از دهن او آوازى بيامدى كه خوار را مانستى ـ بانگ گاو را ـ چنان‏كه مزامير و يراع** ساخته‏اند كه اختلاف آواز ايشان از اختلاف مخارق و مجارى آن است كه آواز نى به خلاف آواز ناى است***. ۱
1410. علامه شعرانى: * قبولى داشت يعنى نزد مردم موجه و با آبرو بود. ۲
1411. ** يراع به معنى نى است. ۳
1412. *** آوازى كه خواننده از حلقوم آورد غير از آوازى كه از نى بيرون آيد. ۴

154. «وَ لَمّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الْأَلْواحَ»

روض الجنان: فورت خشم. ۵1413. علامه شعرانى: «فورت» به معنى جوشش است. ۶

1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۴۰۷.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۸۹.

3.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۴۱۸.

4.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۹۶.


تفسير نورٌ علي نور ج1
586

147. «وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الاْخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ...»

روض الجنان: «وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الاْخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ» ؛ حق تعالى در اين آيت گفت: آنان كه تكذيب كنند و آيات من به دروغ دارند و به‏قيامت و به ثواب و عقاب ايمان ندارند. و پيش از اين بيان كرديم كه حقيقت «لقاء» و «التقاء» و «ملاقات»، مقابله است يا مقاربه، چنان‏كه إلتَقى الْجَمْعان وتَلاقَتِ الْفِئتانِ، و به پارسى چنين گويند كه: دو لشكر بر يكديگر آمدند، آنگه بر توسّع در ادراك بصر استعمال مى‏كنند.
و در آيت، مراد حصول و حضور است، يعنى آنان كه ايمان ندارند به آنكه به قيامت خواهند آمد و آن جا حاضر خواهند شد. «حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ» ، اعمال ايشان باطل و مُحبَط باشد. و مراد به احباط آن است كه عمل ايشان واقع نباشد بر وجهى كه بر او ثوابى باشد براى آنكه بر خلاف مأمور كرده باشند، آنان را كه به احباط* گويند لابد است از آنكه تفسير آيت برا ين وجه كنند، براى آنكه اتّفاق است ما را با ايشان كه كافران را هيچ عملى واقع نباشد تا به چيزى از معصيت محبط شود. چون چنين است هر كجا احباط باشد در قرآن محمول بود بر اين وجه، چه اين مُتَّفَقٌ عليه است و تفسير قرآن بر وجه مُتّفقٌ عليه كردن اولى‏تر باشد از آنكه بر مختلَفُ فيه**. ۱
1408. علامه شعرانى: * يعنى معتزله اهل سنت كه گويند احباط صحيح است و عمل زشت ثواب عمل صالح را باطل مى‏كند در اينجا بايد مانند ما كه احباط را باطل مى‏دانيم تفسير كنند و نمى‏توانند موافق مذهب خودشان حبط را به اصطلاح كلامى
گيرند؛ چون عمل كفار اصلاً باطل است و ثواب ندارد تا احباط شود. ۲
1409. ** يعنى نبايد لفظ حبط در قرآن كسى را بفريبد و گمان كند حق با معتزله است و احباط صحيح است، چون حبط در قرآن به معنى باطل بودن عمل است؛ يعنى عمل آنها نيكو نيست و استحقاق ثواب ندارد نه آنكه ثواب دارد و حبط مى‏شود. ۳

1.روض الجنان، ج ۸ ، ص ۴۰۶.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۸۸.

3.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۲۸۹.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 88981
صفحه از 724
پرینت  ارسال به